جلسه پنجم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی زاگرس به استادی راهنمای تازه واردین همسفر مهین، نگهبان موقتی همسفر مریم، دبیر موقتی همسفر لیلا با دستور جلسه «تجربه من از اضافه وزن و تعادل آن با متد دژاکام» در تاریخ ۳۱ فروردینماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدارا شکر می کنم که امروز توانستم برای اولین بار استاد لژیون سردار شوم وخیلی خوشحال هستم. درمورد دستور جلسه امروز «تجربه من از اضافه وزن و تعادل آن با متد دژاکام» پشت این دستور جلسات تفکری است؛ همانطور که وادی اول می گوید «با تفکر ساختارها آغاز می شود» آقای مهندس پشت این دستور جلسات تفکری داشتند که روش دژاکام را ابداع کردند تا خیلیها به درمان برسند. چیزی که مهم است این است که ما در اثر تفکر غلط مسیر ضدارزشها را رفتیم و مشکلات زیادی را برای خودمان به وجود آوردیم و ساختار جسم خودمان را دچار تخریب کردیم و باعث انواع و اقسام بیماریها شدیم.
آقای مهندس توانستند با این روش خیلیها را به درمان برسانند خود من قبل از کنگره اضافه وزن داشتم و با روشهای گوناگون به وزن ایده آل رسیدم؛ ولی چون روش اصولی نبود دوباره برگشت خوردم؛ ولی وقتی وارد کنگره شدم توانستم با متد دژاکام سفرکنم و به درمان درست برسم. اینکه بگویم درطول سفر اصلا متوجه نشدم وزنم چگونه کاهش پیدا کرد، نه اینطور نبود و یا بگویم تلاش و خواسته ای نداشتم، نه این نتیجه تلاش و خواسته خودم بود که دوست داشتم به وزن ایده آل و متعادل برسم؛ چون فهمیده بودم که اضافه وزن باعث ایجاد انواع واقسام بیماریها می شود.
خدا را شکر این مسیر برای من باز شد وهمچنین صورت مسئله اعتیاد وسیگار و اضافه وزن درکنگره پیدا شد وهمه اینها به درمان رسید. من توانستم در این مسیر حرکت کنم و روح و جسم من با هم هماهنگ شد و تربیت نفس برای من اتفاق افتاد و فهمیدم من با گرسنگی نمیتوانم روح، نفس و جسمم را تربیت کنم و باید شناخت و آگاهی داشته باشم. در مسیر که قرار گرفتم خداوند هم کمک کرد تا مسیر خوبی داشته باشم و به مقصد برسم و در این مسیر بهای سنگین دادم.
این بها این بود که برای رسیدن به شناخت؛ باید آن تسلیم وجود داشته باشد و فرمانبردار باشم تا به چیزی که میخواستم رسیدم و داشتههایم را کنار گذاشتم و همانطور که آقای مهندس درسیدی راهنما ۴۰۵ گفتند: «سرخود را با سر راهنما عوض کنید» و باید فرمانبردار باشم و خدا را شکر این اتفاق افتاد و از تک تک عزیزان این حال خوب را دریافت کردم.
باخودم فکر میکردم که این دستور جلسه چه ارتباطی با لژیون سرداردارد، وقتی فکرکردم فهمیدم خیلی مرتبط است؛ چون اگر این دستور جلسات نبود، اگر لژیون سردار نبود اصلا من چگونه به درمان و رهایی میرسیدم و الان که من به آن حال خوب رسیدم همه به خاطر همین لژیون سردار است. گاهی بخشیدن خیلی سخت است؛ ولی ما به راحتی توانستیم در لژیون سردار ببخشیم بدون اینکه منتظر برگشت آن باشیم و وادی عشق ومحبت را برای خود معنی کردیم، اینکه عشق یعنی خواستن، گذشتن وحرکت کردن و خوش به حال کسی که میبخشد و منتظر بازگشت آن نیست و الان ما در لژیون سردار اینگونه هستیم و حتی محبت هم میکنیم و منتظر بازگشت آن نیستیم.
اگر لژیون سردار نبود نمایندگیها هم وجود نداشتند و رهاییها اتفاق نمیافتاد و من هنوز در جهل و نادانی خودم بودم و به دنبال این بودم که چطوری با روش سریع به وزن پایین دست پیدا کنم و در زندگی هم نمیتوانستم مشکلاتم را حل کنم؛ پس وقتی در مسیر درست قرار میگیری و صراط مستقیم را پیش میگیری همه چیز به تو کمک میکند و مطمئنا به هدف و چیزی که میخواهی میرسی. در آخر هم امیدوارم در مسیری که قرار گرفتم وچیزی را که خودم به دست آوردم را بتوانم به دیگران نیز انتقال دهم.

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
211