ابتدا سپاس از خالق یکتا که هیچ وقت دیر نمیکند. این اولین دلنوشته من برای سایت کنگره است. پیش از آمدن به این مکان زندگی برایم معنایش را در کوچه پس کوچههای هیاهوی پیرامون و درونم از دست داده بود و احساسات رفتهرفته در سایه ترس و ناامیدی رنگ خود را باخته و تجربه حالخوش و درک خوشی بدون دغدغه و نگرانی بسان رویایی دور و دست نیافتنی رخ مینمایاند. گویی استقبال از زخمها و نگرانیها رسالتی بود بس عظیم و مدتدار، زمانی بود که معنای درست اندیشیدن و تفکر صحیح را نمیدانستم، زمانی بود که راه را گم میکردم و در تاریکی یأس و ناامیدی قدم بر میداشتم.
گاهی اوقات واقعاً کم میآوردم؛ ولی بارقهای از امید همیشه مرا همراهی میکرد، نیرویی درونی که هرگز مرا رها نساخت در عمق تاریکیها قدرت قوت و تحمل شگرفی به من میداد، اکنون که پابهپای آموزشهای روشنی بخش کنگره به پیش میروم و گوش جان به صحبتهای بینظیر مهندس دژاکام و راهنمایم میسپارم، دریافتم که آن نیرو نیروی ایمان بود، نیروی نور و حقیقت که از هر مانعی عبور میکند و سرانجام راهی به بیرون مییابد، همیشه میدانستم خدایی هست که در این نزدیکی است، خدایی که هیچ وقت دیر نمیکند و من منتظرش بودم.
سرانجام آن روز رسید و حضور در کنگره قسمت من و مسافرم شد، اکنون با گذشت چندین ماه بهترینها نصیبمان شده و تحول و نیرویی عظیم در افکار و اندیشههایمان شکل گرفته که همه را مدیون آموزشهای بیدریغ و خالصانه مهندس دژاکام میدانم. آموزشهای نابی که قدرت ایمان و توکل به خالق را پیوسته در زندگی برای ما نمایان میسازد و ما را به ارزشها نزدیک و از ضدارزشها دور میکند، اکنون آهسته و پیوسته به سمت آشتی با خویشتن خویش قدم برداشتهایم و عشق، محبت، مهربانی و صبر را سرلوحه زندگیمان قرار دادهایم.
اکنون دریافتهایم که زندگی چیست، هدف چیست و مقصد کجاست، دریافتهایم که در مسیر سختیهاست که به تکامل میرسیم و در این دنیای دو قطبی و پر از تضاد هر چه خالق بزرگمان آفریده معنایی در باطنش نهفته دارد و در راه رسیدن به کمال و آگاهی همواره از ازل نیروهایی منفی حی و حاضر بودهاند تا ما را از مسیر رحمانیت و قرب الهی دور کنند و به بیراهه ناکجاآباد بکشانند و تا ابد هم این نیروها کار خود را به درستی انجام میدهند.
حواسمان باشد و برای رویارویی با آنها تا جایی که میتوانیم انرژی و نیرو ذخیره کنیم تا به وقتش کم نیاوریم و با توکل به خداوند بزرگ و طی کردن پله عشق و مراتب آن بیش از پیش بر احوال درونیمان و شهر وجودیمان احاطه داشته باشیم و زندگی را درک کنیم، زیباییاش را در تضادها بفهمیم و بدانیم که خیر و شر، سختی و آسودگی هر دو برای کمک به بشر آفریده شدهاند، اگر این تضادها نبود، زندگی معنای واقعیش را از دست داده بود، اگر همیشه همه چیز بر وفق مرادمان باشد و همه چیز گل و بلبل باشد؛ پس هدف از خلقت ما انسانها چه بوده؟
این سکون و ثبات این تکرارها به چه کار میآید؟ اینجاست که به رسالت خویش در این کره خاکی واقف میشویم، ما آمدهایم که بیاموزیم، بسازیم عشق بورزیم و به ازای هر ستاندهای دادهای داشته باشیم که این جز با خدمتگزار بودن و خدمت ما حاصل نمیشود. هر آنچه با آموزشهای ناب کنگره فرا گرفتهایم؛ باید در روح، جسم و جانمان نقش بندد و از آن در راه رسیدن به نور، خدمت، کسب آگاهی و آگاهی رساندن به طالبان نور و حقیقت بهره ببریم، باشد که این لحظات ناب نصیب تکتک اعضای پر مهر کنگره۶۰ گردد.
نویسنده: همسفر نسرین رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر آزاده رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون دوازدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
325