دکتر امین دژاکام، جانشین بنیان و دیدهبان در فایل صوتی «بخشش» در مورد دو موضوع صحبت کردند: یکی حسهایی که در انسان وجود دارد و دیگری ماه مبارک رمضان. حسهایی که در انسان بهوجود میآید و باعث تصمیمگیری انسان میشود توسط افکار و اندیشه است که میتواند در مسیر زندگی انسانها تاثیر زیادی داشته باشد. بعضی وقتها یک حس حالت تکرار شونده پیدا میکند ولی شدت و ضعفش متفاوت است ولی هیچ وقت صفر نمیشود به یک حداقل میرسد و انسان احساس میکند آن حس از بین رفته است، اما دوباره بعد از یک سری اتفاقات آن حس قدرتمند میشود و انسان متوجه میشود که آن مشکل حل نشده است، اگر حس خوبی باشد تخریب چندانی ندارد و میتواند در انسان یک حالت رکود بهوجود بیاورد و یا مانع از انجام کارهایش شود، مثلا علاقه آدم به یک نوع فعالیت، اما وقتی این حسها جنبه منفی پیدا میکنند، دیگر مسئله اتلاف وقت نیست مسئله این است که کلا انسان در مسیری که حرکت میکند، خارج میشود و به یک مرحله دیگر پرتاب میشود.
آدمهایی که اکثرا با آنها برخورد میکنیم از نظر تفکرات و عملکرد در یک رنج متوسطی قرار میگیرند که ممکن است یک درصد آنها آدمهای باشند که قدرت تخریب خیلی بالایی دارند و یک درصد دیگر کسانی باشند که قدرت بخشندگی و گذشت خیلی بالایی دارند و ۹۸درصد در رنج متوسط قرار دارند.
از نظر خصوصیات وقتی با کسی که در مسیر ضدارزش است؛ همسو شویم که تخریب بالایی دارند ممکن است وضعیت خیلی بد شود، هر کس از دید خودش مسئله را قضاوت میکند. یکسری دادههای شخصی وجود دارد که شخص بر اساس آن اتفاق مسئله را بررسی میکند و یکسری دادهها وجود دارد که دیگران به شخص انتقال میدهند. مرحله دوم این است که خیلی وقتها شخص باید بخشش را انجام دهد، بعضی وقتها من سعی میکنم کار درست را انجام دهم و نیتم خیر است ولی دلیل نمیشود که صددرصد حق به جانب من باشد، این افکاری که انسان در صور آشکار و پنهان دارد.
یک قانون وجود دارد که هر جا احساس ناخوشایندی بهوجود بیاید بین من و یک شخص، قطعا یک صفت نامطلوب در وجود خود من است، این یک قانون کامل است و همیشه احساس باید بین دو قطب به وجود بیاید. وقتی کسی دروغ میگوید و من بدم میآید به این معنی است که اگر شرایطش فراهم شود تحت شرایط خاصی من هم دروغ خواهم گفت؛ هرجا یک مشکل عاطفی و روحی بین دو نفر بهوجود میآید باید این را در نظر بگیریم که من با کسی که در مسیر ضدارزش است همسو شدم چرا؟ زیرا در وجود من چیزی شبیه به او وجود دارد، از جنس همین آدم ولی این را آن موقع نمیدانستم و میگفتم من آمدهام برای راهنمایی و آگاه کردن این شخص آن صفت مشترک باعث وقایع مشترک میشود و گرنه آن اتفاق چرا بین من و آن شخص افتاده است.
چرا وقتی انسان ضربه شدیدی میخورد نمیتواند ببخشد؟ علتش این است که وقتی چنین اتفاقاتی میافتد، همیشه دو مشکل وجود دارد؛ یکی اینکه انسان حق را به جانب خودش میداند و دیگری این است که انسان فکر میکند ضربهای که به او خورده است قابل جبران نیست. سوالی که اینجا پیش میآید این است که چه چیزی باعث میشود انسان قدرت بخشندگی داشته باشد؟ من در قضیهای که اتفاق میافتد، صفت مشترک دارم و دیگر اینکه وقتی چیزی را از دست دادم، اگر بتوانم از آن بگذرم و رها کنم؛ اتفاق جدیدی در زندگی من میافتد. این دو در مجموع باعث میشود که انسان قدرت بخشندگی پیدا کند.
کسانی که میتوانند ببخشند علم بیشتری دارند و گرنه به ظرفیت تنها نیست. مسافری که از دام اعتیاد رها میشود، مواد را میبخشد و رها میکند چیز بهتری به دست میآورد؛ سیستم شبه افیونی بدن یک دستگاه است؛ همانطور که دستگاهها نیاز به بازسازی دارند، سیستمایکس بدن هم نیاز به بازسازی دارد در طول یک سال که کار می کند کاراییش پایین میآید.
خداوند برای نگهداری از سیستم شبه افیونی انسان دو نسخه پیچید؛ یکی نسخه خوراکی که ارتباط باسیم است. وقتی انسان با مصرفمواد، قرص و الکل سیستم شبه افیونی بدنش را ز بین میبرد با روزه گرفتن، شبه افیونی از قسمت باسیم شروع میکند به احیا شدن و راندمان خودش را بالا میبرد و ارتباط بیسیم که افکار و اندیشه است، از طریق نماز و عبادت با حس و افکار سر و کار دارد. وقتی انسان نماز میخواند، افکار مزاحم نصف میشود. قضیه روزه و عبادت مواخذه و گناه نیست؛ بلکه یک فرصت است اگر انسان از آن استفاده کند از سیستم شبه افیونی نگهداری میکند و از زندگی بیشتر لذت میبرد و اگر نگهداری نکرد، سیستم راندمانش کمتر میشود و مجازاتش این است که انسان دچار رنج میشود.
منبع: فایل صوتی «بخشش» از آقای دکتر امین دژاکام
رابط خبری: راهنما همسفر پروین (لژیون دهم)
نویسنده: همسفر فریده رهجوی راهنما همسفر پروین(لژیون دهم)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمانسامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
45