گاهی انسان آنقدر در شلوغی زندگی غرق میشود، که متوجه نعمتهایی که آرامآرام او را نجات دادهاند، نیست. کنگره۶۰، برای من یکی از همان نعمتها است؛ جایی که بیصدا، بیادعا، اما عمیق و ریشهدار، مسیر زندگی را تغییر میدهد. کنگره فقط یک مکان یا نام نیست، یک تفکر است. تفکری که به ما یاد داد تغییر، عجله ندارد و درمان، صبر میخواهد. اینجا یاد گرفتم هیچچیز اتفاقی نیست، نه دردها، نه رنجها و نه راهی که پیش پایمان گذاشته شد.
کنگره۶۰ به من آموخت اول باید خودم را بشناسم، بعد دنبال درمان بگردم؛ همچنین به من فهماند که سقوط، پایان نیست و میشود از همانجایی که افتادهای، آرامآرام بلند شوی. قدر کنگره را وقتی میفهمی که ببینی چقدر آدمها بدون قضاوت کنارت میایستند، فقط برای اینکه تو دوباره خودت باشی. اینجا کسی عجلهات نمیدهد، کسی تحقیرت نمیکند، فقط راه را نشانت میدهد. کنگره به ما یاد داد مسئولیت زندگیمان با خودمان است، هیچکس جز خودمان نمیتواند ما را نجات دهد. قدر کنگره را باید هر روز دانست با عمل، با احترام و با در مسیر درست رفتن. شاید اگر کنگره نبود، امروز من همان آدم دیروز بودم، خسته، سردرگم و ناامید، اما امروز میدانم که راه، امید هست و درمان شدنی است. کنگره۶۰ چراغی شد در تاریکی، نه برای دویدن؛ بلکه برای درست دیدن. چه نعمتی بالاتر از این که انسان دوباره به زندگی برگردد و قدرش را بداند.
همسفر بودن یعنی قدمزدن در مسیری که انتخابش نکرده بودی؛ اما ماندن در آن را با تمام وجود پذیرفتی. همسفر بودن یعنی صبر، حتی وقتی خستهای؛ یعنی امید، حتی وقتی ناامیدی تمام ذهنت را پر کرده است. کنگره۶۰ برای همسفر فقط یک مکان نیست، پناهگاهی است برای نفس کشیدن بعد از سالها بغض، جایی که بالاخره کسی حرف دل آدم را میفهمد، بدون آنکه توضیح بخواهد. من بهعنوان همسفر، قبل از کنگره بار سنگینی از درد را به دوش میکشیدم: درد دیدن رنج عزیزانم، درد ناتوانی، درد ترس از آینده و درد سؤالهای بیجواب، کنگره به من یاد داد که همسفر بودن یعنی اول خودم را نجات بدهم.
یاد گرفتم اگر حال من خوب نباشد، هیچچیز در اطرافم درست نمیشود. یاد گرفتم محبت، حد و مرز دارد و کمک، قانون میخواهد. در کنگره فهمیدم که سالها از روی ناآگاهی، اشتباه دوست داشتهام، اشتباه حمایت کردهام و اشتباه فکر کردهام با فداکاری بیحد میتوانم کسی را نجات بدهم. کنگره۶۰ آرامآرام به من آموخت که هر انسانی مسئول زندگی خودش است و من، فقط مسئول درستکردن حال و رفتار خودم هستم. این آگاهی شاید ساده به نظر برسد؛ اما زندگی مرا زیر و رو کرد. قدر کنگره را وقتی میفهمی که ببینی چطور بدون تحقیر و سرزنش، حقیقت را جلوی چشمت میگذارد. اینجا یاد گرفتم رها کردن، بهمعنای بیخیالی نیست؛ بلکه بهمعنای احترام گذاشتن به مسیر درمان است.
کنگره۶۰ به من یاد داد صبر، فقط منتظر ماندن نیست، صبر یعنی درست عمل کردن؛ حتی وقتی نتیجه را نمیبینی. من بهعنوان همسفر، در کنگره دوباره خودم را شناختم؛ خود فراموش شدهای که سالها فقط نقش بازی میکرد. اینجا فهمیدم تغییر، یک شبِ نیست. درمان، مسابقه نیست و عجله، دشمن آرامش است. کنگره۶۰ برای همسفر یعنی یادگرفتنِ زندگی سالم، نه فقط برای امروز؛ بلکه برای تمام عمر و امروز، با تمام وجود میدانم اگر کنگره۶۰ نبود، من هنوز درگیر ترس، کنترل، نگرانی و ناآگاهی بودم؛ اما حالا، آرامتر، آگاهتر و امیدوارتر هستم، قدر کنگره را میدانم؛ چون به من یاد داد قبل از تغییر دیگران، خودم تغییر کنم. چه نعمتی بالاتر از این که انسان، راه درست زندگیکردن را یاد بگیرد.
نویسنده و رابط خبری: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر مهسا (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر آیسودا دبیر سایت
ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
23