English Version
This Site Is Available In English

فرازونشیب‌های تحقیقات بزرگ در کنگره۶۰

فرازونشیب‌های تحقیقات بزرگ در کنگره۶۰

جلسه ششم از دوره هشتادوهفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی آکادمی با استادی راهنما همسفر فخری، نگهبانی همسفر زهره و دبیری راهنمای ویلیام همسفر فاطمه با دستور جلسه «تحقیقات، کنفرانس‌ها و مقالات» در روز سه‌شنبه ۵ اسفندماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را سپاسگزارم که توانستم یک‌بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم، احتمالاً این آخرین باری است که من در آکادمی به‌عنوان استاد جلسه هستم. به‌قول‌معروف «ماهی به دمش رسیده است»؛ باید جا را به نیروهای تازه‌نفس بدهیم. از آقای مهندس، ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر جلسه سپاسگزارم که این بستر را برای من در مدت ۱۲ سال فراهم کردند تا بتوانم، بیایم و آموزش بگیرم. امیدوارم که توانسته باشم آموزش بگیرم و اجرا کنم؛ چون همان‌طور که می‌دانید، صرفاً فقط یادگرفتن مهم نیست؛ بلکه باید بتوانیم آنچه را که یاد گرفتیم به آن عمل کنیم و در اختیار کسانی که فکر می‌کنند نیاز دارند قرار دهیم؛ چون در حقیقت هدف اصلی کنگره همین است.

تا جایی که من درمورد این دستور جلسه «تحقیقات، کنفرانس‌ها و مقالات» می‌دانم و خوانده‌ام در جهانی که علم پزشکی به دنبال «نگهدارنده» است، کنگره۶۰ نامش بر آسمان علم و درمان اعتیاد می‌درخشد و این نتیجه تلاش بی‌وقفه یک مرد بزرگ، استاد و یک دانشمند است که خودش و علمش را در اختیار تمام جهان قرار داد. در طول این ۳۰ سال، تمام هدف آقای مهندس این بود که بتواند به انسان‌های نیازمند کمک کند. ایشان در درمان اعتیاد مسافران به روش DST، به درمان‌هایی برخوردند که برای آقای مهندس و خودِ مسافرین غیرقابل‌باور بود.

ایشان می‌گویند: «علمی که تجربه شده باشد، سندی بی‌نقص است» و ما سندهای بی‌نقص زیادی در کنگره داریم؛ ولی آیا علم، تجربه را قبول دارد؟ با علم؛ باید با زبان علم صحبت کرد و چون آقای مهندس به این مسئله پی‌بردند، به دنبال تحقیق رفتند. در‌نهایت از تجربه به تحقیق رسیدند و مشاهده کردند که بیماری‌هایی مثل صرع، کولیت، ام‌اس و انواع کنسرها درمان شدند (حتی قبل از اینکه فرد به درمان اعتیاد برسد) و این موضوع، حیرت‌برانگیز بود. آقای مهندس فرمودند: «در اعتیاد سیستم ایکس مورد حمله قرار می‌گیرد و از کار می‌افتد»؛ ولی چه اتفاقی افتاد که بقیه بیماری‌ها هم به همین شکل درمان شدند؟ به ‌تحقیقات ادامه دادند تا بتوانند به زبان علمی با جهان علم تعامل داشته باشند.

ایشان همچنین مجوزهایی برای تحقیقات روی نمونه‌های جانوری گرفتند و درنهایت چند دانشگاه و موسسه لویی پاستور حاضر به همکاری با آقای مهندس شدند. ایشان تمامی این تحقیقات را به همراه همکارانشان در بخش تحقیقات کنگره۶۰ انجام دادند و باعث شد که این مقالات در مجلات مختلف چاپ شود. با چاپ شدن این مقالات نام کنگره۶۰ بیش‌ازپیش درخشید و دیگر کسی به چشم یک NGO به کنگره نگاه نمی‌کند؛ بلکه یک «مرکز تحقیقاتی» است و در کنفرانس‌های مختلف از آقای مهندس به‌عنوان عضو افتخاری دعوت کردند و به ایشان دکترای افتخاری دادند.

از خدای خودم خیلی سپاسگزارم که مرا در زمانی قرار داد که بتوانم با علم کنگره آشنا شوم. زمانی‌ که خیلی دوست داشتم به دانشگاه بروم و تحصیل کنم، من را منع کردند؛ ولی خدا برای من دانشگاه دیگری، در نظر گرفته بود که علم، زندگی و جهان‌بینی را در این دانشگاه آموزش گرفتم. کسانی که قدیمی‌تر هستند و مرا می‌شناسند، می‌دانند که در این مسیر با چه چالش‌ها و بیماری‌هایی روبرو شدم. از آقای مهندس، خانواده محترمشان و گروهی که با ایشان در مرکز تحقیقات همکاری می‌کنند، سپاسگزارم که این مسیر را ادامه می‌دهند. امیدوارم نوری (نور علم) که به دل‌شان وارد شده و شعاع اضافه کرده است، افزایش پیدا کند و همان «اَلَم نَشرَح لَکَ صَدرَک» باشد. در‌نهایت جهان علم به روش DST و DOD ختم شود و می‌شود.

اما بخش دوم دستور جلسه، تجلیل از راهنما همسفر مژگان است. همسفر مژگان همیشه خیلی خوب مطالب را بررسی و تجزیه‌وتحلیل می‌کنند. قطعاً به همین دلیل، این دستور جلسه با تجلیل ایشان همراه شده‌ است. «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است». برای ایشان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. امیدوارم که در سایه امن الهی بهترین تجربه‌ها را داشته و این پایان، آغاز بهترین سرآغازها برای او باشد.

مراسم تجلیل از راهنما همسفر مژگان

خلاصه سخنان راهنما همسفر مژگان:

خدمت خلق خدا کن که در دولت عشق             نیست کاری که چنین مزد گران‌مایه دهد

شاکر خداوند هستم که با دست نوازشش، مرا به آغوش کنگره سپرد، سپاسگزار آقای مهندس هستم که با اندیشه بلند خود بنیان‌ کنگره شدند تا من در این فضا، مکان و زمان از آموزه‌های بی‌نظیر و بی‌بدیل ایشان بهره‌مند شوم. خیلی خوشحالم که روز تجلیل من با دستور جلسه «تحقیقات، مقالات و کنفرانس‌ها» مصادف شده‌است؛ چون این دستور جلسه؛ یعنی راهی برای کمک به‌ تمامی انسان‌ها و همچنین مصادف شده با «روز مهندس». روز مهندس را خدمت آقای مهندس تبریک می‌گویم.

قدردان دکتر امین هستم که با سختی‌هایی که در طول حیاتشان کشیدند، محصولات شیرینی را به دست آوردند و در اختیار ما گذاشتند. همان‌طور که آقای مهندس می‌گویند: «روان‌شناسی روی دست دکتر امین نیست». من به شما توصیه می‌کنم همان‌طور که سی‌دی‌های هفتگی را گوش می‌کنیم، هر هفته سی‌دی‌های دکتر امین را هم کار کنید؛ چراکه کمک می‌کند از اسارت رنج‌ها، دردها و مخصوصاً چیزهایی که در اندیشه و قلب ما هستند، رها شویم. از خانم آنی بزرگ، خانم کماندار و خانم شانی عزیزم ممنونم که با مهندس همراه و همدل شدند تا ما الان اینجا باشیم و از نعمات، رحمات و برکات کنگره بهره‌مند شویم.

از مسافرم خیلی تشکر می‌کنم که باعث شد من با سیستم کنگره آشنا شوم که نه‌تنها در این حیات؛ بلکه در تمامی حیات‌هایی که طی ‌می‌کنم، آموزه‌هایی را بگیرم که برای من مفید باشد. هیچ‌وقت برای من این قضیه که «مسافرم پذیرفت، در دل تاریکی اعتیاد برود تا باعث تکامل من شود» عادی نمی‌شود. همسفربودن این نیست که فقط کنگره بیاییم، سر لژیون بنشینیم و سی‌دی بنویسیم؛ بلکه بایستی در گفتار و اندیشه‌ ما همسفربودن جاری شود.

از تمام ایجنت‌هایی که در طول دوره خدمتی داشتم ازجمله: خانم آنی کماندار نازنین، همسفر شهره صبور، همسفر راحله پر عشق و از دوست و همراه همیشگی ایجنت شعبه، همسفر گلناز خیلی تشکر می‌کنم. از کلیه مرزبان‌هایی که از بدو ورودم اینجا بودند و خدمت کردند از همسفر آیدا، همسفر بهاره و همسفر صدیقه تشکر می‌کنم. از کلیه خدمت‌گزاران کنگره که در زنده‌بودن و پویایی این سیستم نقش دارند، تشکر می‌کنم. از کلیه اعضاء آکادمی که همیشه با نگاه‌های پرمهر و با لبخند، مرا مورد لطف قرار می‌دهند، خیلی ممنونم.

از راهنمای DST، همسفر راحله تشکر می‌کنم؛ اگر ایشان سختی‌های زندگی را تاب نمی‌آوردند، از موانع رد نمی‌شدند و از فشارهایی که به‌ ایشان وارد می‌شد، دوام نمی‌آوردند، من اکنون اینجا نبودم. اگر تشویق ایشان نبود، با آن کلام نافذ و نگاه پر عشقشان، من هیچ‌وقت جاده‌های خدمتی را تجربه نمی‌کردم. از راهنمای شنا، خانم سلوه تشکر می‌کنم، ایشان کار بزرگی را برای من کردند. من دوره‌های زیادی شنا می‌رفتم؛ ولی آموزش نمی‌گرفتم. ایشان بسیار قدَر، پرانرژی و بامحبت هستند، کمک کردند و من را از تاریکی به سمت روشنایی شنا هدایت کردند. خیلی از شما سپاسگزارم و خیلی متشکرم که امروز تشریف آوردید، مایه افتخار و مباهات بنده است.

از مادرم تشکر می‌کنم که راه کنگره را به ما نشان داد و بذر «راهنما شدن» را در دل من گذاشت. همیشه مدیون گذشت‌ها و تلاش‌های بی‌وقفه‌اش در زندگی‌مان هستم. از خانواده‌ام خیلی تشکر می‌کنم. من همه مسائل را خیلی سخت می‌گیرم و ۱۰۰ خودم را می‌گذارم تا بهترین خودم باشم؛ بنابراین آن‌هایی که به من نزدیک هستند، اذیت می‌شوند. از همراهی مژده خیلی متشکرم، هم برای آمدن و رفتن خیلی منتظر من می‌شود؛ چون با رهجوها صحبت می‌کنم، ناچار است که صبر کند.

از هم لژیونی‌های لژیون بیست‌ویکم خیلی متشکرم تک‌تکشان نه‌تنها روح مشترک و همراه من هستند؛ بلکه مثل یک طبیعت و خوراک خوب، اجازه می‌دهند من از وجودشان برخوردار شوم. خیلی متشکرم از تمامی راهنمایانی که از شروع خدمتم تا به حالا باهم خدمت کردیم. خدا قوت می‌گویم به این عزیزان و خیلی متشکرم که خالصانه و دوستانه کنار هم بودیم تا این خدمت به انجام برسد.

قسمت سخت اینجاست، از رهجویان لژیون بیستم تشکر می‌کنم. شاید خودتان ندانید؛ ولی شما باعث شدید که من بمانم و ادامه دهم، آموزش بگیرم و قد بکشم. در ظاهر، من شما را هدایت می‌کنم؛ ولی در باطن، این شما هستید که باعث هدایت من می‌شدید. ازخداوند می‌خواهم که وجود شما را برای دریافت جایگاه‌های خدمتی آماده کنید؛ چون تا ما نقش خودمان را در این سیستمی که برای ما آموزش دارد، پیدا نکنیم و آن خدمتی که از دستمان برمی‌آید را انجام ندهیم، از خیلی از درد و رنج‌ها خلاص نمی‌شویم و برای همین، جایگاه‌های خدمتی خیلی ارزشمند هستند. می‌خواهم بدانید که انسان‌های ارزشمندی در زندگی من هستید.

در آخر، از «جایگاه راهنمایی» تشکر می‌کنم از اینکه وجود من را برای سکونت انتخاب کرد و اجازه داد من این تجربه‌های شیرین را داشته باشم. جایگاه راهنمایی در بین جایگاه‌های خدمتی مثل «مادر» است؛ وقتی‌که می‌آید، از دلش هزاران فرزند که همان جایگاه‌های خدمتی دیگر هستند، متولد می‌شود. من وقتی راهنما شدم به خزانه‌داری، دستیار اسیستانت و عضویت در لژیون موسیقی دعوت شدم.

اکنون عضو ارکستر سمفونی، راهنمای موسیقی، ورزشبان و دبیر شنا هستم. تمام این خدمت‌ها از دل راهنمایی بیرون آمد. هر جایگاه خدمتی برای من کلی آموزش داشت. یک‌بار دکتر امین به من گفتند: «هر جایگاه خدمتی، با تجربه یک دوره حیات برابری می‌کند». این اغراق نیست؛ یعنی در هر جایگاه خدمتی، شما چیزهایی را دریافت می‌کنید و به دست می‌آورید که معادل آموزه‌‌‌های یک طول عمر انسان است.

در آخر صحبتم را با یک پیام تمام می‌کنم. «از حرکت به ادامه می‌رسید و ادامه، اعجاب می‌کند و اعجاب، شما را یاری به صعود و دانستن خیلی از مسائل و پذیرشِ آن می‌نماید و شما را به وظایف خویش تشویق می‌کند. در ساخته‌های خداوند آن‌قدر تنوع است که شمارش نمی‌توان نمود؛ یعنی همان شروع و احساسِ تمام شدن؛ اما لحظه‌ای بیش نیست باز شروع، حلقه‌ها دوام ندارند و ایستادن معنا ندارد».

مراسم تقدیر از خدمتگزاران سایت

اعلام نفرات برتر آزمون دهم و یازدهم همسفران نمایندگی آکادمی

آماده کردن افطاری ماه مبارک رمضان در شعبه آکادمی

مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر هادی
عکاس: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر شادی
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پروین
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .