English Version
This Site Is Available In English

همان برخورد اول حس خوبی در من ایجاد کرد؛ حسی که باعث شد تصمیم بگیرم وارد کنگره شوم

همان برخورد اول حس خوبی در من ایجاد کرد؛ حسی که باعث شد تصمیم بگیرم وارد کنگره شوم

به نام خداوند بخشنده و مهربان
با توکل و قدرت‌گرفتن از قدرت مطلق الهی
سلام،
من ابوالفضل هستم؛ یک مسافر.
پیش از ورود به کنگره، اصلاً نمی‌دانستم چنین جایی وجود دارد؛ جایی سرشار از انسان‌های خوب، مهربان و انسان‌دوست. هرگز تصور نمی‌کردم روزی بتوانم حتی یک روز بدون مصرف مواد زندگی کنم. این موضوع برای من کاملاً دور از ذهن بود.
تا اینکه پسرم مرا در جریان گذاشت و گفت: «امروز بیا فقط برای امتحان به پارک پامچال برویم.» او بچه‌های کنگره را آنجا دیده بود و به من گفت می‌توانم از آن‌ها سؤال کنم تا بیشتر با کنگره ۶۰ آشنا شوم و اگر تمایل داشتم، ثبت‌نام کنم و وارد این مسیر شوم.
من تنها برای دیدن اعضای کنگره به پارک رفته بودم، اما همان برخورد اول حس خوبی در من ایجاد کرد؛ حسی که باعث شد تصمیم بگیرم وارد کنگره شوم. سه روز برای آشنایی به آنجا رفتم و پس از آن، راهنمای خود را انتخاب کردم.
در همان ابتدا با حمید آقای محبی آشنا شدم. حضور ایشان به دلم نشست و احساس کردم می‌توانند به من کمک کنند و به یاری خداوند مرا از این مشکل بزرگ نجات دهند. خانواده‌ی لژیون دوم با تشویق‌ها و حمایت‌های صمیمانه‌ی خود روحیه‌ی زیادی به من دادند و این همراهی برایم بسیار ارزشمند بود.
من به مدت ۱۰ ماه و ۱۱ روز سفر کردم و به لطف خداوند توانستم از تاریکی‌ای که در آن گرفتار بودم، رهایی پیدا کنم. کنگره تأثیر عمیق و مثبتی بر زندگی من گذاشت و رفتارم روزبه‌روز با خانواده‌ام بهتر شد. در این مسیر بود که برای نخستین‌بار، معنای واقعی زندگی بدون مصرف مواد را درک کردم.
در پایان، از آقای مهندس، راهنمای عزیزم حمید آقای محبی، تمامی اعضای لژیون دوم، گروه مرزبانی، گروه سایت و نشریات که با راهنمایی‌ها و حمایت‌های خود مرا یاری کردند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از خانواده‌ی خوبم که در این راه همراه و پشتیبان من بودند، قدردانی می‌کنم.
با تشکر از تمامی اعضای شعبه کاسپین

تایپ:مسافر امیر

تنظیم:مسافر رسول

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .