چهارمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی_ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی ارکیده کرمان، با استادی راهنما مسافر آسیه، نگهبانی راهنما مسافر خدیجه و دبیری مسافر معصومه، با دستور جلسه «هفته راهنما»، روز چهارشنبه ۲۹ بهمنماه ۱۴۰۴، رأس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، آسیه هستم، یک مسافر.
خداوند را سپاسگزارم که توفیق پیدا کردم بار دیگر در این مکان و در جمع شما عزیزان باشم. حس بسیار عجیبی دارم و از زمانی که شنیدم اجازه داریم در جشن راهنما در کنار شما عزیزان باشیم، بسیار خوشحال هستم. همانطور که اشاره شد، دستور جلسه امروز در مورد هفته راهنماست. ابتدا پیام راهنما را که آقای مهندس هر ساله در قالب لوح تقدیر برای راهنمایان آماده میکردند، میخوانم:
«ما همه راهنمایان، همه با هم کمر خم کردهایم و زانوان خود را بر روی خاک نهادهایم، سجدهای آغاز نمودیم برای شکرگزاری از انجام این عمل عظیم که همانا خروج از این ظلمت بود و پیوستن به جهان نور و روشنایی و هماکنون ما هم آموزش دیدهایم تا بتوانیم به انسانهای دربند کمک کنیم؛ زیرا خودت گفتی که اگر فردی را احیا کنیم، گویی تمام ساکنین زمین را احیا کردهایم و اگر فردی را نابود کنیم، گویی همه را نابود کردهایم. پس یاریمان ده تا خدمتگزار دردمندان باشیم، نه آقا و سرور آنها. و اما ما رهجویان، بر همه واجب و ضروری است که به بهترین شکل ممکن از راهنمایان خود سپاسگزاری و قدردانی کنیم.»
هفته راهنما را در رأس به آقای مهندس که استاد و راهنمای تکتک ما اعضای کنگره هستند و خانواده محترم ایشان، همچنین به دیدهبان محترم خانمهای مسافر، خانم مونا عزیز، و همه راهنمایان تلاشگر کنگره ۶۰، مخصوصاً راهنمایان شعبه ارکیده کرمان، تبریک عرض میکنم و به همه آنها خدا قوت میگویم. جشن هفته راهنما یکی از مهمترین جشنهای سالانه است که آقای مهندس بر آن تأکید کردهاند و ایشان برای راهنمایان بسیار ارزش قائل هستند.
همانطور که در پیام خوانده شد، اینکه اگر یک نفر را احیا کنیم انگار کل جهان را احیا کردهایم؛ حال چرا چنین پیامی نوشته شده است؟ آقای مهندس همیشه در صحبتهایشان میفرمایند یک فرد مصرفکننده برای یک محله کافی است و یک نفر میتواند یک محله را بر هم بزند. چرا اینگونه است؟ زیرا یک اتفاق درونی، مانند بیتعادلی در جسم و روان فرد، میتواند همهچیز را دچار بههمریختگی کند.
راهنما کسی است که راه را نشان میدهد. بسیار در مورد این دستور جلسه فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که صحبتی جز سپاسگزاری و قدردانی نمیتوان کرد. اگر بخواهم گذشته خود را مرور کنم؛ آسیهای خسته و راندهشده از همهجا، غرق در تاریکی، ترس، ناامیدی و اعتیاد به مواد و قرص که هم خودم و هم خانوادهام را درگیر کرده بود و هیچ راهی نداشتم؛ اما با ورود به کنگره، اولین چیزی که دریافت کردم آغوش گرمی بود که به من امنیت و امید داد. این برای یک شخص تازهوارد بسیار ارزشمند است و میتواند باعث جذب آن فرد شود.
راهنمای تازهواردین مهمترین کار را در کنگره انجام میدهد؛ زیرا جذب کسانی که برای درمان وارد کنگره میشوند بر عهده راهنمای تازهوارد است تا بتواند بهنحوی صحبت، رفتار و همدلی کند که آن شخص بماند و درمان شود. راهنما یعنی کسی که همه راهها و تاریکیهایی را که یک شخص هنگام ورود به کنگره تجربه میکند، خودش تجربه کرده است؛ یعنی به محض اینکه رهجو میگوید من فلان مشکل را دارم، چون خود راهنما این راه را رفته است، میداند چه برنامه یا آموزشی باید به رهجو بدهد.
جناب دکتر امین در صحبتهایشان، اگر اشتباه نکنم در سیدی «اکبر»، فرمودند راهنمایان ژنراتور کنگره هستند؛ یعنی انرژی دارند و این انرژی را بین افراد و رهجویان پخش میکنند، مشروط بر اینکه راهنما خودش این تجربه را کسب کرده باشد و این راه را رفته باشد. هر شخصی نمیتواند راهنما باشد. کسانی که واقعاً میخواهند راهنما شوند، باید از فیلترهای زیادی عبور کنند. برای شروع، باید بعد از انجام یک سفر خوب و درست و رسیدن به درمان و رهایی، در آزمون شرکت کنند. سپس با کسب نمره قبولی در آزمون، وارد مرحله مصاحبه شوند و در نهایت، بعد از مصاحبه نیز آنقدر آزمون و خطا بدهند تا صیقل داده شوند.
راهنمایی که لژیون باز میکند، اول از همه خود راهنما آموزش میگیرد. برای اینکه بتواند دست کسی را بگیرد، باید آن اتفاق برای خودش افتاده باشد یا آن تجربه را کسب کرده باشد تا بتواند به رهجو کمک کند. مسیری که تکتک ما داریم، راهنما طی کرده است. از استادانی که به آقای مهندس کمک کردهاند، خود آقای مهندس، دیدهبانان و کل اعضای کنگره این راه را رفتهاند تا توانستهاند راهنما شوند. چیزی که آقای مهندس بسیار بر آن تأکید دارند برای جایگاه راهنمایی این است که راهنما علاوه بر اینکه باید بتواند رهجو را به درمان و رهایی برساند، مهمتر از آن این است که بتواند خدمتگزار پرورش دهد. در کنگره کسانی هستند که وقتی درمان میشوند، تلاش میکنند خدمتگزار باشند و مطمئناً اگر کسی خواسته خدمت داشته باشد، به این نتیجه میرسد.
این هفته، هفته مقدسی است؛ هفته سپاسگزاری و قدردانی است. هفتهای است که باید حواسم باشد روزی آسیه کجا و در چه جایگاهی بود و امروز در چه جایگاهی است؟! به یاد داشته باشم با چه حالی وارد کنگره شدم و اکنون چه حس و حالی دارم؟! فراموشکار نباشم و یادم نرود با چه حالی وارد کنگره شدم. وقتی حالم خوب میشود، همهچیز را فراموش نکنم و بدانم که باید در کنگره بمانم و زکات حال خوب خود را پرداخت کنم. اگر میخواهم از راهنما قدردانی کنم و او را خوشحال کنم، باید بمانم، خدمتگزار باشم و بدون حاشیه، بدون اینکه در کار کسی تجسس کنم، با رعایت قوانین و حرمتها خدمت کنم. این بهترین هدیهای است که میتوانم برای یک راهنما بر جای بگذارم و از او قدردانی کنم. این مهمترین چیزی است که راهنما میخواهد. بهخصوص برای شعبه شما که تازهتأسیس است، کار شما سختتر است و مسئولیت بالاتری دارید، بهویژه خدمتگزاران. تکتک شما باید بدانید که برای انجام یک رسالت در کنگره هستید و قرار است کاری را به انجام برسانید. باید تلاش کنید و سختی راه را با جان و دل بپذیرید تا هم به آن حال خوب و آرامش برسید.
در سیدی «اکبر»، جناب دکتر امین بسیار زیبا صحبت میکنند. ایشان فرمودند خانم کماندار رهجویی داشتند که درگیر بیماریهای زیادی بود و وقتی سفر کرد و به درمان و رهایی رسید، به خانم کماندار گفت تمام بیماریهای من درمان شده، اما روی صورت و سرم جوش زده است. جناب دکتر امین میفرمایند این شخص میخواهد کاری را که کنگره و راهنما برای او انجام دادهاند نادیده بگیرد؛ شاید به دلیل اینکه نخواهد پاکت بدهد یا نخواهد احترام بگذارد. کنگره چیزهای زیادی را به من بازگردانده است. شاید برخی مسائل هنوز حل نشده باشد، اما کنگره چیزهای زیادی به من داده است. باید چیزهایی را که در کنگره دریافت کردهام ببینم؛ ببینم کنگره به من کمک کرد، راهنما به من کمک کرد، متد و روش آقای مهندس به من کمک کرد و خدمتگزاران تلاش کردند تا در این مکان اعتیاد و تمام بیماریهای من درمان شود. پس باید قدردان باشم.
حتی اگر هیچچیز از کنگره دریافت نکرده باشم، از کجا میدانم شاید قرار بوده اتفاقات بدتری برای من رخ دهد اما کنگره مرا نجات داده است؟ پس همیشه باید قدردان و سپاسگزار خدای خود و بندگان خدمتگزار باشم تا بتوانم به سلامتی و آرامش برسم. استاد سردار در پیامی در کتاب «۶۰ درجه» میفرمایند ما برای آموزش و خدمت پا به این جهان هستی گذاشتهایم و هیچچیز مانند خدمت کردن حال ما را خوب نمیکند. راهنما یعنی عشق، ازخودگذشتگی، محبت؛ کسی که با تمام وجود و با وجود همه مشکلات و سختیهایی که در مسیر طی میکند، خواسته این را دارد که به رهجویی کمک کند و به او امید دهد که میتواند به درمان و حال خوب برسد.
همه ما از همان ابتدای کودکی در حال آموزش بودهایم، از مهدکودک تا همین الان که در کنگره هستیم؛ اما گاهی اوقات متأسفانه آن آموزشی را که باید دریافت میکردیم، دریافت نکردیم و اکنون در کنگره متوجه میشویم. آقای مهندس میفرمایند ما دو گروه افراد داریم: اول کسانی که تلاش میکنند و نزدیک دریا هستند و به اقیانوس میرسند؛ دوم کسانی که در گردبادی هستند که حول خود میچرخند و معلوم نیست به کجا میروند. ما میتوانیم جزو کدام دسته باشیم؟ این هفته باید با تمام توان، با نوشتن یک دلنوشته زیبا و مبلغی پول در خور و شأن، درون یک پاکت تمیز، از راهنمای خود قدردانی کنیم؛ زیرا هرچه بیشتر قدردانی کنیم، به همان میزان از کنگره حس خوب دریافت میکنیم.
تقریباً همه راهنمایان شاغل هستند و منبع درآمد دارند و نیازمند نیستند؛ اما آقای مهندس این قانون را وضع کردهاند زیرا یک آموزش است تا رهجو قدردانی و سپاسگزاری را بیاموزد.
در پایان، ماه مبارک رمضان را به همه تبریک میگویم. انشاءالله که در این ماه بهره لازم را ببرید و برای ما نیز دعا کنید. همه ما باید در ماه مبارک رمضان برای برگزاری مراسم افطاری، کنگره را حمایت و کمک کنیم تا برکت آن در زندگی ما جاری باشد.
تایپ و ویرایش: مسافر فرزانه ـ لژیون چهارم ـ نمایندگی ارکیده کرمان
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
54