English Version
This Site Is Available In English

ماه رمضان؛ تمرین نظم، پالایش و اتصال به سرچشمه

ماه رمضان؛ تمرین نظم، پالایش و اتصال به سرچشمه

به نام قدرت مطلق الله

ماه رمضان؛ تمرین نظم، پالایش و اتصال به سرچشمه

ماه رمضان برای برخی تنها ورق خوردن تقویم است؛ ماهی که می‌آید و می‌رود.
اما برای آنان که در مسیر درمان و خودسازی گام برمی‌دارند، رمضان یک توقف نیست؛ یک تولد دوباره است.
در کنگره ۶۰، ماه رمضان تنها به معنای نخوردن و نیاشامیدن نیست؛ فرصتی است برای دیدن خویشتن، برای لمس نظم، برای چشیدن طعم اختیار. این ماه، تمرینی است برای بازگشت به سرچشمه‌ای که روزی از آن دور افتادیم؛ تمرینی برای آن‌که دوباره فرمان شهر وجود را به دست بگیریم.
روزه در این نگاه، محدودیت نیست؛ آزادی از اسارت عادت‌هاست.
گرسنگی، ضعف نیست؛ یادآور قدرتی است که در درون ما نهفته است.
تشنگی، رنج نیست؛ نشانه‌ای است از توانایی ما در مهار خواسته‌ها.
آنان که در مسیر درمان قدم گذاشته‌اند، خوب می‌دانند که رشد، بدون نظم ممکن نیست و بازسازی، بدون آگاهی شکل نمی‌گیرد. رمضان در کنگره ۶۰، پیوندی است میان جسم و جان؛ میان آموزش و عمل؛ میان دانستن و زیستن.
این گفت‌وگو روایت تجربه‌ای است از همین مسیر؛ روایتی از نظمی که ثانیه‌ها را معنا می‌کند، از ایمانی که ترس‌ها را آرام می‌سازد، و از انسانی که می‌آموزد با رها کردن، سبک‌تر و رها‌تر زندگی کند.
رمضان، اگر درست دیده شود، نه یک اجبار، که فرصتی است برای شکوفایی؛
فرصتی برای آن‌که دوباره از نو آغاز کنیم.

همکلام هستیم با مسافری از مسیر روشنایی.

راهنمای محترم مسافر ذبیح الله
آخرین آنتی‌ایکس ایشان شیشه بود؛ یازده ماه و نه روز سفر اول ایشان به طول انجامید با روش درمان DST و داروی درمان OT.
با راهنمایی‌های دلسوزانه آقای امیر داداش‌پور توانستند به رهایی از بند مواد برسند و اکنون سه سال و یازده ماه است که آزاد و رها هستند
همچنین سه سال و ده ماه است که از بند سیگار نیز رها شده‌اند با راهنمایی آقا بهروز؛ و امروز با افتخار در ورزش فوتسال در کنگره ۶۰ فعالیت می‌کنند؛ ورزشی که به ایشان شور زندگی، تعادل و حس تعلق دوباره بخشیده است.
خدا را شکر می‌کنند که در مسیر آموزش‌های کنگره ۶۰ قرار گرفتند؛ جایی که به ایشان آموخت رهایی فقط قطع مصرف نیست، بلکه ساختن دوباره‌ی خویشتن است.

با سپاس از همراهی شما  واحد وبسایت صالحی ۲

سؤال ۱: به نظر شما فلسفه ماه رمضان در کنگره ۶۰ چیست و چه تفاوتی با نگاه صرفاً مذهبی دارد؟

به نظر من موضوع پیچیده‌ای نیست. همان‌گونه که در زندگی روزمره با مسائل مختلفی روبه‌رو می‌شویم و برای هر کدام راه‌حلی وجود دارد، ماه رمضان نیز گذرگاهی در مسیر رشد من است. این نگاه من است که تعیین می‌کند آن را سخت و غیرممکن ببینم یا سهل و دست‌یافتنی.

کنگره ۶۰ رشته این کلاف به‌ظاهر سردرگم را به دست من می‌دهد و می‌آموزد چگونه از آن بهره‌برداری کنم. ذهن انسان همواره به دنبال حاشیه امنیت و منافع خویش است؛ نخوردن، گرسنگی و تشنگی برای ذهن ترس ایجاد می‌کند. اما هنگامی که درک می‌کنم این یک استراحت کوتاه‌مدت برای ساختمان جسم است، با این ترس‌ها روبه‌رو می‌شوم.
اگر نگاه خود را از برداشت صرفاً عبادی به سمت سلامت جسم و شادابی روح تغییر دهم، ماه رمضان به فرصتی برای بازسازی تبدیل می‌شود، نه یک اجبار سخت.
سؤال ۲: ماه رمضان چگونه می‌تواند به پالایش جسم و روان کمک کند؟
برای من که یک مسافر هستم، اگر همواره در حال سفر باشم و هیچ نقطه‌ای را پایان ندانم، این فرصت وجود دارد که از ماه رمضان به عنوان ابزاری برای مهار هوا و هوس‌های شکل‌گرفته در وجودم استفاده کنم.
در کنگره آموخته‌ام که اعتیاد، چه به مواد مخدر، چه سیگار، چه پرخوری و سایر وابستگی‌ها، راه‌حل دارد. وقتی می‌بینم افرادی که روزی مصرف‌کننده بودند امروز درمان شده‌اند، یا کسانی که دچار اضافه‌وزن مفرط بودند اکنون به تعادل رسیده‌اند، ایمانم تقویت می‌شود. وقتی مسیر طی‌شده خودم را می‌بینم، باورم عمیق‌تر می‌شود.
اگر بتوانم در بازه‌ای مشخص از خوردن و آشامیدن پرهیز کنم و کنترل آن را در دست بگیرم، قطعاً سایر امور که ساخته ذهن ناآرام من هستند نیز قابل کنترل خواهند بود.
سؤال ۳: مهم‌ترین آموزشی که از دستور جلسه ماه رمضان گرفته‌اید چه بوده است؟
به‌صورت خلاصه بگویم: نظم.
سؤال ۴: آیا روزه گرفتن در سفر اول یا دوم تأثیری در روند درمان شما داشته است؟
بله، بسیار زیاد. همان‌طور که گفتم، نظم مهم‌ترین دستاورد من بود. در سفر اول این نظم باعث شد حتی یک ثانیه دارویم را دیر یا زود مصرف نکنم. تأکید می‌کنم حتی به اندازه یک اپسیلون نیز مقدار آن را کم یا زیاد نکردم.
شاید در ذهن برخی این باشد که کمتر مصرف کردن دارو ایرادی ندارد؛ اما همان‌قدر که مصرف بیش از مقدار تعیین‌شده مضر است، کمتر مصرف کردن نیز می‌تواند خطرناک باشد. زیرا ماشین جسم را از مسیر منظم خود خارج کرده و به انحراف می‌کشاند.
در سفر دوم نیز همین نظم ادامه یافت و با اضافه شدن آموزش‌های دیگر، بسیاری از گره‌هایی که پیش‌تر حتی متوجهشان نبودم، باز شدند.
سؤال ۵: ماه رمضان چگونه به شما در کنترل نفس و خواسته‌های نامعقول کمک کرده است؟
مثالی شنیده‌ام از لیوانی پر از آب زلال. آن آب زلال، وجود من پیش از اعتیاد است. در دوران مصرف، این آب با آبی آلوده جایگزین شد. با ورود به کنگره، دوباره این لیوان از سرچشمه‌ای پاک سیراب شد.
روزه‌داری برای من مانند افزودن آب زلال به شهر وجودم است. وقتی به سرچشمه وصل می‌شوم، فضای کمتری برای خواسته‌های نامعقول باقی می‌ماند. اگر هم وسوسه‌ای ایجاد شود، مانند جرقه‌ای در بشکه آب است؛ تأثیری ندارد.
آموخته‌ام که نیاز حقیقی من در جای دیگری نهفته است و باید آن را جست‌وجو کنم.
سؤال ۶: چگونه می‌توان روزه واقعی گرفت؛ یعنی علاوه بر جسم، افکار و رفتار را نیز کنترل کرد؟

خب من اینقدر میدانم که این سوال خیلی سوال پیچیده و چند وجهه ای است و از جهات مختلفی میشه به این سوال جواب داد ولی خب یک دیدگاه اینه که عامیانه به قول فرمایش بزرگان و قدمای کنگره حالا از آقا کوروش شنیدم این صحبت رو فکر می کنم من هرگز نمیتونم به این فکر کنم که به چی فکر کنم یا به چی فکر نکنم این راهش نیست یاد جمله ای هم از دکتر امین افتادم و آن اینست که باید افکار های مان را رها کنیم تا محو بشن و به نقطه ای برسیم که فقط یک خواسته داشته باشیم و تمام انرژی ما روی یک نقطه متمرکز بشه نفس درست جایی به ما حقه میزند که ما میخواهیم بر همه چیز فکر کنیم و فکر می کنیم اگه بهشون فکر نکنیم زندگی از دست میره در صورتی که اینگونه نیست یا به عبارتی همین قدر گنگ و نامفهوم و یا همین قدر ساده و روان. اصلی ترین چیز رها کردنه کلمه رها کردن و رها شدن به ظاهر سخته ولی وقتی که در دل اون قرار می گیرم می بینم که برای من خیلی راحته و با بیهوده دست و پا زدن توی مشکلات خودمو بیشتر غرق نکردم و چون خیلی دست و پا نزدم و فرصتی برای آرامش داشتم میتونم راه حل مسائلی که برام چالش زا هستن رو پیدا کنم

سخن گرد آورنده  برداشتی از این مصاحبه

ماه رمضان، پلی بود میان جسم و روح این مسافر عزیز، جایی که گفتند گرسنگی و تشنگی، نه تنها تنم، که قلب و ذهنم را پاک می‌کرد. هر لحظه رها کردن افکار، چون نسیمی بود که گرد و غبار تردیدها را می‌زدود و آرامشی عمیق در وجودم می‌نشاند. در این مسیر، دریافتم که بازسازی و پالایش، هدیه‌ای است از زندگی و کنگره، هدیه‌ای که روشنایی امید را در دل هر مسافر به جریان می‌اندازد.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .