هفته پر شگون راهنما از راه رسید. شکر بخاطر وجود جناب مهندس و تمام راهنماهایی که این آرامش و حال خوب را فقط برای خودشان نگذاشتند و به دیگران انتقال دادند. با هر رهایی، حال دلشان خوب و خوبتر میشود و برکات این خدمت بزرگ در زندگیشان جاری است.
همسفر زهرا و مسافرشان بعد از ۲۲ سال تخریب با آنتی ایکس هروئین و شیشه وارد کنگره شدند. به مدت ۱۲ ماه با متد DST و داروی شفا بخش OT با راهنمایی مسافر بهزادبابایی و همسفر نیره سفرکردند. ورزش مسافرشان شنا، ورزش خودشان دارت است. هم اکنون ۳۸ روز است به دستان پر توان آقای مهندس از بند اعتیاد آزاد و رها هستند.

دنور بودن شما چه تاثیری در رها شدن مسافرتان داشته است؟
جشن سردار به من این نوید را داد که مسافرم به رهایی میرسد و حال دلم خوب شد. اصلا فکرش را نمیکردم خیلی سختی کشیدم ولی در این میان سختیها خیلی تجربه به دست آوردم.
بزرگترین کمکی که رهجو میتواند برای راهنما داشته باشد تا در مسیر کنگره باشد را بیان کنید؟
بزرگترین کمکی که من رهجو میتوانم انجام دهم، این است که باید گوش بفرمان باشم و راهنمایم هرچه گفت چشم بگویم. سیدیهایم را بنویسم. این ۱۰ سالی که کنگره هستم خیلی آموزشهای خوبی گرفتم. همین که در جمع صحبت میکنم خدا را شکر میکنم و سپاسگزارم. این مدت به زندگی امیدوار شدم و انگیزه برای زندگی پیدا کردم. خیلی خوشحالم که با مشکلات جنگیدم ولی الان میدانم مشکلات رحمت خداوند است که من زهرا زندگی کردن را بلد باشم. از آقای مهندس ممنونم که این بستر را برای ما فراهم کرد و خانوادهها را از بهمریختگی و ناامیدی نجات داد.
ما چگونه میتوانیم در طول سال، علاوه بر هفته راهنما، از راهنمای خود قدردانی عملی داشته باشیم؟
راهنما صحبتهایی که میگوید آنها را عملی کنیم. با درست سفر کردن و مرتب بودن ظاهرمان میتوانیم از راهنمایمان قدردانی کنیم. خدمتگزار بودن هم یک نوع تشکر و ادامه دهنده راه آنها است و هم حال خودمان خوب میشود و هم اینکه راهنما نتیجه تلاشهای خودش را میبیند که یه رهجوی فعال پرورش داده است.
چه تفاوتی بین راهنمایی در کنگره ۶۰ و نصیحت کردن معمولی وجود دارد؟
راهنما تجربهها را به مانشان میدهد و درست یا غلط را به ما یاد میدهد و آموزش میبینیم و عملی میکنیم، ولی نصیحت فقط تجربهها را برای ما مرور میکند و در نهایت آموزش و برداشتی نداریم.
با توجه به اینکه نزدیک به ۱۰ سال است که شما کنگره میآیید، در این مدت چه چیزی به شما حس امیدواری و انگیزه آمدن میداد؟ چه آموزشهایی در این مدت گرفتید؟
رهایی دیگران را میدیدم انگیزه میگرفتم که نوبت من هم میشود. با آموزشهایی که گرفتم هیچ وقت ناامید نشدم. نوشتن یاد گرفتم به زندگی امیدوار شدم و برای کاهش وزن اقدام کردم و یاد گرفتم بر مشکلاتم غلبه کنم.
همیشه توکل واقعی بر خدا کردن و صبوری و در مسیر نور قرار گرفتن پاداش عالی را دارد. همسفر زهرا در کنار صبر و آموزشهایی که از کنگره۶۰ گرفتند و خدمت دنوری توانستند به این حال خوب برسند. انشاالله رهاییشان مستدام و این حال خوب نصیب همه شود.
مصاحبهکننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم)
طراح سؤالات: همسفر مینا رهجو راهنما همسفر نیره (لژیون اول) و همسفر صفورا رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون چهارم) همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهری(لژیون هفتم) همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر نیره (لژیون اول)
ویراستاری و ارسال: همسفر سارا رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
12