English Version
This Site Is Available In English

راهنما مثل یک شمع می‌سوزد و محیط اطرافش را گرم و نورافشان می‌کند

راهنما مثل یک شمع می‌سوزد و محیط اطرافش را گرم و نورافشان می‌کند

دوازدهمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه‌های خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد، به نگهبانی مسافر رضا، استادی راهنمای محترم مسافر محمدصادق و دبیری مسافر هوتن، با دستور جلسه «هفته راهنما» یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز شد.


 خلاصه سخنان استاد:

 سلام دوستان محمدصادق هستم یک مسافر؛ خدا را شاکر و سپاسگزارم که یک‌بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم. در ابتدا تشکر می‌کنم از ایجنت محترم آقا رضا مسعودی بابت زحماتی که در دوره قبل کشیدند و به‌عنوان یک خدمتگزار صمیمانه دست ایشان را می‌فشارم.  در ابتدای کار از گروه مرزبانی و ایجنت فعلی تشکر می‌کنم. امیدوارم حال دل همگی خوب باشد. این هفته، هفته راهنما است و مصادف شده با اولین روز ماه مبارک رمضان که اتفاق خاصی است. تمام اتفاقاتی که در کنگره ۶۰ و تمام علمی که کشف شده توسط جناب مهندس دژاکام، در این ماه مبارک بوده است و برای بچه‌های کنگره ۶۰ بسیار ارزشمند است. ان‌شاءالله که قدرش را بدانیم. به جهت بهبود سفر و جبران خسارت‌هایی که به زندگی زدیم، خوشبختانه همه ما خدمتگزارهای کنگره ۶۰ یک الگو داریم و آن جناب مهندس حسین دژاکام است. راهنمای همه ما که نزدیک به ۲۷ تا ۳۰ سال است درحال‌خدمت هستند.  در داخل سی‌دی‌ها و جزوه‌های جناب مهندس دژاکام که همه ما خواندیم و گوش کردیم، دیدیم که چه سختی‌هایی قبل از تشکیل کنگره ۶۰ و بعد از آن کشیده‌اند. تمام آن آموزش‌هایی که در این مسیر داشته‌اند، برای من و شما هم هست. پس حتماً باید قدر بدانیم. اگر قدر بدانم و عمل کنم در جهت تغییر، می‌توانم کاری انجام بدهم؛ اما اگر این آموزش‌ها فقط در ذهن من بماند، به شما قول می‌دهم هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد. من همیشه داخل لژیون خودم می‌گویم ما راهنماها یک دفتر سبزرنگ داریم که برنامه کاری تمام رهجوها داخل آن است. اگر این دفتر را مرور کنم و حال همه رهجوها را از ابتدا تا الان بررسی کنم، آیا همه حالشان خوب است؟ بیش از ۵۰ درصد این رهجوها حالشان خوب نیست یا تغییر لژیون داده‌اند. یعنی اگر سر لژیون همه کار هم بکنم، حتی اگر خود جناب مهندس دژاکام هم استاد لژیون باشد، اگر خود رهجو یا مسافر نخواهد هیچ اتفاقی نمی‌افتد. خیلی راحت می‌توانیم یک الگوی مثبت یا منفی باشیم. همیشه سر لژیون می‌گویم چه کسانی روی این صندلی‌ها بودند که الان نیستند، سفرشان خراب شد و رفتند. این دغدغه همیشه همراه منِ راهنماست.

 هر بار این دفتر را ورق می‌زنم و یاد رهجوهایی که رفتند می‌افتم، دلم می‌گیرد. همیشه با خودم فکر می‌کنم نکند من کوتاهی کردم یا اشتباه کردم. نمی‌شود از این مقوله به‌راحتی گذشت. این است قصه هفته راهنما. جناب مهندس دژاکام می‌گویند راهنما مثل یک شمع می‌سوزد و از نور و گرمای آن، محیط را گرم و نورافشان می‌کند. باتوجه‌به شرایط فعلی که برای دارو و غیره پیش‌آمده، آیا از این دوران عبور می‌کنم یا نه؟ اگر دنبال بهانه باشم، خیلی راحت با کوچک‌ترین مسئله می‌توانم رها کنم و بروم. پس تمام شما دوستانی که زیر این سقف روی صندلی نشسته‌اید، به این صندلی‌ها دِین دارید. یعنی اگر امروز آمدی و درک نکردی این جایگاه را، ممکن است تبدیل به یک گرز هفت‌سر شود و بلاهای بزرگی بر سرمان بیاید. تقدیر و تشکر از راهنما با پاکت واقعاً شوخی است. یک جلسه مشاوره بیرون از اینجا که اکثر شما تجربه کرده‌اید، چه هزینه‌ای دارد؟ قابل‌مقایسه با اینجا نیست. پس منِ راهنما اگر در این جایگاه آمدم، دنبال آن پاکت نیستم. راهنمای شما نیازی به تقدیر و تشکر ندارد؛ این تقدیر و تشکر به‌خاطر نعمتی است که به ما ارزانی شده. خیلی از عزیزان دل‌نوشته نمی‌نویسند. امیدوارم راه خودمان را خودمان پیدا کنیم و در جهت جبران خسارت‌ها به زندگی ادامه بدهیم. از اینکه سکوت کردید و به صحبت‌هایم گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

 مرزبان خبری: مسافر وحید
نگارش: مسافر نوید لژیون ۵
ویرایش و ارسال: مسافر نوید نگهبان سایت

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .