جلسه پنجم از دوره سوم جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی سالار خمین، با استادی مسافر محسن و نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر مهران با دستور جلسه «هفته راهنما» در روز پنجشنبه ۳۰ دیماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۰ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛
شکرگزار خداوند بزرگ هستم به خاطر آقای مهندس و خانواده محترمشان کنگره ۶۰ و راهنماهای کنگره ۶۰. ابتدا ماه مبارک رمضان را امروز روز اول ماه مبارک رمضان را تبریک عرض میکنم. همانطور که قبلاً گفتیم، امیدواریم دریافتهای خوبی را از ماه مبارک رمضان داشته باشیم. هفته راهنما را تبریک میگویم. در رأس به آقای مهندس، به استاد امین، به خانوادهشان. آقای زرکش میگوید هفته راهنما فقط آقای مهندس و دیگر و اصلاً نداریم ولی طبق فرمایشات آقای مهندس هفته راهنما همین هفته جاریست. به تک تک راهنماهای کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم، بهخصوص راهنماهای خودم، راهنمای تازهواردینم. روحش شاد آقای احمد فرقان. وقتی من وارد کنگره ۶۰ شدم، همیشه یادم هست و همیشه به یادش هستم. خیلی ممنونش هستم و میدانم هست و میشنود. اگر من آرامشی دارم مدیون احمد آقا هستم. و راهنمای دیاسدی آقای بهرام که هرچه دارم، هرچه جلوتر میروم و هرچه به دست میآورم، راهنمای دیاسدی آقای بهرام است که ۱۲ ماه سفر کردم و خیلی از ایشان آموزش گرفتم.
خیلی ممنونشان هستم و راهنمای نکوتین آقای علی خرمی. ۱۳ ماه سفر کردم با علی آقا. پرونده اعتیاد و بستن آن با درمان سیگار انجام میشود. سپاسگزار علی آقا هستم که با درمان نیکوتین پرونده اعتیاد مرا بست. سفر جونز دارم. آقای رضا تشکر میکنم و حال خوشی که از کاهش وزن دارم. امیدوارم خیر و برکتش همیشه به آن برگردد. هفته راهنماست. امروز من خیلی آمدم مطالعه کنم و مطلب جمع کنم ولی حقیقتاً نتوانستم و احساس میکنم در مورد راهنما فقط میشود حسی صحبت کرد، چرا که فقط خود رهجو میداند از آن تجربههای تلخ، از آن تاریکیها و از آن پوچیها چگونه با کمک راهنمایش میتواند بیرون بیابد. برداشت من این است که در کنار راهنما راه رفتن، در کنار راهنما صحبت کردن، در کنار راهنما فکر کردن و آموزش دیدن، کنار راهنما خودش باعث برکت است. درست است. ما میآییم با پاکت قدردانی میکنیم ولی راهنما هرچه خوبی میکند به رهجو رهجو فراموش میکند. من هر موقع با آقا بهرام صحبت میکنم و تشکر میکنم میگوید فقط خودت ولی من میدانم که همه آن راهنما بودهاند، چون من چیزی بلد نبودم. راهنماست یعنی نشاندهنده راه. آقای مهندس همیشه میگوید رفتن و رفتن و گذشتن و رسیدن. من فکر میکنم با تمام شدن سفر اول به همه چی رسیدم ولی نه با گذشتن از خیلی چیزها، از زمان، از وقت، از خیلی از مسائل. گذشتم. تازه به چه میخواهی برسی؟ به آن آرامشی که آقای مهندس میگوید. مهندس میگوید ما در کنگره نمیخواهیم خیلی کار بزرگی انجام دهیم، ما میخواهیم طوری زندگی کنیم که قوی باشیم و نه آسیب به خودمان بزنیم و نه آسیب به دیگران. این اتفاق نمیافتد مگر اینکه یک رهجو در کنار راهنمایش آموزش ببیند وگرنه بدون راهنما هیچ بندی آزاد نمیشود. آقای مهندس میگوید که ما بندهایی از شما میگیریم و بند عشق و محبت را به شما میدهیم و به نظر من هیچ جا مثل کنگره ۶۰ آموزشهای آقای مهندس بچههای کنگره ۶۰ آموزشها را در اختیار انسان قرار نمیدهند. من همیشه میگویم زندگی سخت شده است و مشکلات زیاد ولی اگر من محسن در کنگره آموزش نبینم جهنمی در بیرون است که نمیشود از آن گذشت و همیشه حالم بد است ولی من در هر شرایطی با همه مشکلات با آموزش گرفتن در کنگره ۶۰ میتوانم ادامه بدهم و تمام این بودنها و حال خوش بودنها در کنار یک راهنما اتفاق میافتد چون راهنما رابطه بین رهجو و آقای مهندس است. من رهجو در سفر اول به یک راهنما و یک معلم کاربلد احتیاج دارم چرا که به خیلی دوراهیها برمیخورم و نمیتوانم انتخاب کنم چون نمیدانم کدام راه است. من به گذشتهام که برمیگردم میبینم که خیلی گذشته تاریکی داشتم ولی الان چی و مصوبش چی فقط راهنما. من یک بار دیگر تشکر میکنم از همه راهنماهای کنگره ۶۰، راهنمای دیاسدی، راهنمای سیگار و همه راهنمای عزیز. و موضوع آخر که میخواستم در موردش صحبت کنم این است که ما نباید فکر کنیم یک ماده مصرف میکردیم و بیایم اینجا درمان شویم و برویم. مسئولیت سنگینی است و در کنارش پاداش تک تک رهجویان در کنار راهنما باید ببینم و آموزش بگیرم تا بتوانند راهنما شوند. در جامعهای که اعتیاد فراگیر شده و سن اعتیاد روز به روز پایینتر میآید و خیلی از مشکلات که مصوبش اعتیاد است احتیاج به راهنما است. فکر نکنی ما بیاییم و به درمان برسیم و برویم. ما تک تک باید به جایگاه راهنمایی برسیم تا بتوانیم کمک کنیم به انسانهای دردمند و گرفتار
ضیافت افطاری







عکاس: مسافر احمد
نویسنده تنظیم و ارسال: مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
36