با قوت گرفتن از قدرت مطلق« الله »
ششمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی قائمشهر، با استادی مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه « هفته راهنمایان » پنجشنبه مورخ 30 بهمن ۱۴۰۴ راس ساعت 15:30 آغاز بکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهرداد هستم، مسافر. از نگهبان جلسه، آقا مرتضی، و دبیر جلسه سپاسگزارم که استادی و مسئولیت جلسه را به من سپردند. از نگهبان لژیون سردار، آقا احسان، تشکر میکنم که امروز این جایگاه را در اختیار من قرار دادند.
ما در هفته راهنما هستیم. جا دارد به اولین راهنما و استاد در کنگرهی شصت، آقای مهندس دژاکام، تبریک بگوییم. ایشان در ماه مبارک رمضان حرکتی را آغاز کردند؛ با این هدف که مواد مصرفی خود را مرتب کنند و بدانند چه مقدار استفاده میکنند و در کنار آن، روزهدرصدی بگیرند. کنگرهی شصت که با متد DST و آموزش جهانبینی، مسیر درست زندگی را به ما یاد میدهد، از دل همین ماه مبارک رمضان متولد شده است.
امروز نخستین روز این ماه مبارک است. امیدوارم همه بتوانیم از این ماه بهرهی کافی ببریم؛ هم در مسائل معنوی که با تزکیهی نفس به دست میآید و هم در روش DST که از دل این ماه برخاسته است. هرکس به اندازهی توان خود میتواند از برکات این ماه استفاده کند.
از دوستان خدمتگزار در گروه مرزبانی، ایجنت و عزیزانی که در آشپزخانه برای تهیهی غذا کمک میکنند، تشکر میکنم. آنها ساعتها قبل از جلسه حضور پیدا میکنند تا ما یک ماه رمضان خوب داشته باشیم.
در هفتهی راهنما هستیم. آقای مهندس برای قدردانی از راهنمایان، چند جشن در طول سال قرار دادهاند؛ سپاس از کسانی که بیهیچ منت و چشمداشتی برای ما زحمت میکشند تا آنها که خواهان درمان و یافتن مسیر درست زندگی هستند، به کمک این عزیزان راه خود را پیدا کنند.
منظور از راهنما، کسی است که مسیر درست زندگی را به ما آموزش میدهد. ما راهنمای مواد، راهنمای سیگار و راهنمای جونز داریم. همهی این عزیزان راهنما هستند. اوایل که خودم به کنگره آمدم، فکر میکردم اینجا فقط برای درمان اعتیاد است؛ اما بعد فهمیدم که میتوانم سیگار را هم ترک کنم و روش درست تغذیه را یاد بگیرم. همهی این مراحل را به دلیل گوش دادن به حرف راهنما پشت سر گذاشتم. حالا باید ببینم در این هفته چقدر میتوانم ارزش این جایگاه را حفظ کنم.
در کتابهای دینی ما آمده است: اگر نعمتی را شکر نکنم، از دستم میرود، چون قدرش را نمیدانم. پس اگر به جشن هفتهی راهنما از این زاویه نگاه کنیم که من نیاز دارم از راهنمای خود سپاسگزاری کنم، قضیه فرق میکند. دیگر اجباری در کار نیست، نیاز خود من است. وقتی این کار را انجام دهم، نهتنها چیزی از آنها کم نمیشود، بلکه چیزی هم به آنها اضافه میشود: حال خوب. حال خوب بابت این که من از کسی تشکر کردم که از جان و مال خود برای کنگره مایه گذاشته است؛ برای اعتلای بزرگترین هدف انسانها، یعنی تکامل. وقتی این کار را از صمیم قلب و در حد توانم انجام دهم، اعتمادبهنفسم هم بالا میرود. اعتیاد بیماری ناآگاهی و ناهوشیاری است. وقتی در کنگره به سمت زندگی سالم حرکت میکنیم و کار درست را انجام میدهیم، این حرکت در مسیر درست زندگی، اعتمادبهنفس ما را افزایش میدهد. پس در درجهی اول، من به این سپاسگزاری نیاز دارم.
از سوی دیگر، راهنمایان موتورهای حرکت کنگره هستند. جایگاه راهنما آنقدر والاست که آقای مهندس وقتی میخواهند رهایی بدهند، هرچه راهنما بگوید میپذیرند. اصل در کنگره بر صداقت است. وقتی ایشان تا این حد برای راهنما ارزش قائل هستند، باید بدانیم این جایگاه چه اهمیتی دارد و باید حفظ شود. همین حفظ جایگاه بود که به من رسید. من، مهرداد، از راه دور به درمان رسیدم، چون این جایگاه ارزشمند حفظ شده بود. اگر خراب میشد، به من نمیرسید و درمان نمیشدم. آقای مهندس به خوبی میدانند جایگاه راهنما کجاست و حفظ آن مهمترین وظیفهی ماست. ایشان در سیدیهای اخیر تأکید میکنند: ما اینجا معتاد درمان نمیکنیم، معتاد ترک نمیدهیم، استاد پرورش میدهیم.
یک راهنما ابتدا آزمون قبول میکند، مصاحبه و گزینش میشود، شال میگیرد و بنا به شرایط شعبه به خدمت مشغول میشود. برای تمدید دورهی راهنمایی، یکی از مهمترین مؤلفهها این است که او چند استاد پرورش داده است. پس بدانید این موضوع چقدر اهمیت دارد. همهی ما میتوانیم راهنما شویم، الگویی برای کسانی که به کمک نیاز دارند تا راه درست زندگی را یاد بگیرند. این توانایی در همهی ما وجود دارد. این یک بازی دو سر بُرد است: هم اینجا در شرایط یادگیری و آموزش قرار میگیرم، هم کار معنوی انجام میدهم. از هر سو نگاه کنیم، یک بازی برد-برد است. فقط باید برای رسیدن به این جایگاه تلاش کنم، با آموزشهای دقیق و حضور مستمر در کارگاههای آموزشی، لژیونها، گوش دادن به سیدیها، مطالعهی کتابها، حضور در پارک و لژیون درمان سیگار تا خود را به آن جایگاه برسانم.
خب، بیشتر از این صحبت نمیکنم و از مشارکت دوستان استفاده خواهیم کرد. از اینکه به سخنان من گوش دادید، سپاسگزارم.
در ادامه گزارش تصویری از مزاسم افطاری در نمایندگی قائمشهر
.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
62