English Version
This Site Is Available In English

پیوند راهنمایی؛ پیوندی بر پایه عشق و محبت

پیوند راهنمایی؛ پیوندی بر پایه عشق و محبت

ششمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی سنایی، ویژه مسافران، با استادی مسافر هادی، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر مهدی، با دستور جلسه «هفته راهنما»، در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۳۰ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
 

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، هادی هستم یک مسافر.در دنیا دو گروه به‌عنوان صاحب‌نظر در مقوله اعتیاد شناخته می‌شوند:گروه اول پزشکان و روان‌شناسان، و گروه دوم استادان، راهنمایان و کسانی که این مسیر را تجربه کرده‌اند.
گروه اول بیشتر بر مهار مصرف تمرکز دارند. در بسیاری از مراکز که بر سردر آن‌ها «سوءمصرف مواد» نوشته شده، معمولاً قرص، شربت متادون یا شربت تریاک تجویز می‌شود. من خودم مدتی به پزشک مراجعه کردم؛ دارو گرفتم، اما دیدم با من سازگار نیست. به پزشک دیگری مراجعه کردم و شربت متادون گرفتم، اما بعد از پنج ـ شش ماه متوجه شدم هم مواد مصرف می‌کنم، هم متادون و هم شیره تریاک. بنابراین فهمیدم این راه، راه صحیحی نیست.
به نظر من کامل‌ترین و صحیح‌ترین راه، اگر خواسته‌اش را داشته باشیم، آمدن به کنگره شصت است.
در کنگره شصت مصرف‌کنندگان به سه گروه تقسیم می‌شوند:
نامزدهای اعتیاد؛ کسانی که در ابتدای راه هستند و می‌توان با پیشگیری جلوی پیشرفت آن را گرفت.
خواهان اعتیاد؛ افرادی که از مصرف خود خرسندند و تصور می‌کنند ماده‌ای جادویی پیدا کرده‌اند. این افراد را فقط می‌توان تا حدی مهار کرد.
رنج‌دیدگان از اعتیاد؛ کسانی که خسته شده‌اند، رنج می‌برند و واقعاً می‌خواهند درمان شوند.
درمان، فراتر از ترک است و بازگشت به تعادل، فراتر از درمان. ما در کنگره شصت به تعادل می‌رسیم. تعادل یعنی بدانیم چگونه با همسر، فرزند، همسایه و جامعه رفتار کنیم. بارها گفته شده که هدف کنگره شصت صرفاً درمان اعتیاد نیست، بلکه احیای شخصیت والای انسانی است.
بسیاری راهنما را به فردی تشبیه کرده‌اند که بالای چاهی ایستاده و طنابی برای نجات فرد گرفتار در تاریکی می‌اندازد. به نظر من این تشبیه درست است. فردی که در تاریکی اعتیاد فرو رفته، با کمک راهنما از چاه بیرون می‌آید و از ظلمت به سمت نور حرکت می‌کند.
منِ هادی، در زمان مصرف شاید دیگران را با مواد آشنا می‌کردم و آموزش مصرف می‌دادم؛ یعنی در مسیر ضد ارزش‌ها معلم بودم. امروز اگر در مسیر درمان آموزش می‌دهم، همان توانایی را در مسیر ارزش‌ها به کار گرفته‌ام. این یعنی تغییر جهت، یعنی بازگشت از تاریکی به روشنایی.
در کنگره شصت گفته می‌شود زکات رهایی، راهنما شدن است. دوره راهنمایی چهار سال است تا فرصت خدمت برای دیگران نیز فراهم شود. پیوند راهنمایی در کنگره شصت، پیوندی بر پایه عشق و محبت است. وقتی بندهای اعتیاد و ضدارزش‌ها باز می‌شود، بند محکم‌تری به نام محبت جای آن را می‌گیرد.
دوستانی که برای دریافت گل سفید به تهران رفته‌اند می‌گویند حال و هوای خاصی دارد؛ گویی اگر یک نفر را نجات دهی، انگار جهانی را نجات داده‌ای. این همان کیمیاگری است؛ تبدیل مس به طلا. در کنگره شصت نیز همین اتفاق می‌افتد: فردی که روزی کارتن‌خواب بوده، امروز صبح زود برای ورزش به پارک می‌رود، اخلاق و رفتارش اصلاح شده و به تعادل رسیده است.
آرزوی من این است که هرکس خواهان رسیدن به جایگاه راهنمایی است، با تلاش، مطالعه جزوات و آموزش دیدن، به این جایگاه برسد؛ چراکه اگر خواسته واقعی باشد، قطعاً مسیر نیز هموار خواهد شد.
ممنون از اینکه به صحبت‌های بنده گوش کردید.

ضبط صدا مسافر بهروز
عکس مسافر مهدی
تایپ و ویراستاری مسافر علی
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .