
همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
خداوند را شاکرم که همسفر لیلا را به عنوان یک راهنما انتخاب کردم. وقتی واژه راهنما را میشنوم ناخودآگاه یاد صوت دلنشین راهنمایم میافتم؛ راهنمایی که کلام روحبخش او مثل موسیقی بر روح و روانم مینشیند؛ راهنمایی که خود، سختیهایی را که من کشیدم را با جان و مالش لمس کرده و تنها کسی است که مرا درک میکند. وجود یک راهنمای دلسوز در زندگی همه لازم و ضروری است. من نمیدانم اگر راه کنگره را نیافته بودم، حال کجا بودم و چه میکردم؟ در مقام راهنما نمیدانم چه بگویم که اقیانوسی از لطف و معرفت را به رگهای خسته من جریان داد. این عمر کوتاه خاکی، قادر به جبران الطاف راهنمایم نیست؛ پس دست به دامان ذات کبریایی میشوم و از عمق دلم آرزوی سلامتی و خوشبختی برایتان دارم. خدمت، چه زیبا روحتان را صیقل داده، بزرگترین خصلت شما عشق به گذشت است؛ چقدر از وقت، جان و خانوادهتان برای من صرف کردید. قدردانی من چه زبانی، قلبی و مالی سرسوزنی جبران خدمات و بزرگواری شما را نخواهد کرد. بیچون و چرا در مقابل شما راهنمای عزیزم تسلیم هستم و این کمترین کاری است که با کمال افتخار، شاگردی شما را بکنم. در ادامه لازم است از راهنمای قبلیام همسفر سمیه مهربان، کمال تشکر را بهجا آورم؛ خیلی زحمت من را کشیدند و همیشه در قلب و یاد من هستند. انشاءالله بتوانم زحمات ایشان را با خدمت کردن در کنگره۶۰ جبران کنم. مجددا هفته راهنما را خدمت راهنما همسفر سمیه، راهنمای فعلیام همسفر لیلا عزیز و تمام راهنمایان کنگره۶۰ تبریک عرض میکنم.

همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون شانزدهم)
هفته راهنما، هفته دلهای مهربان است؛ هفته انسانهایی که بیسروصدا حال ما را خوب کردند و حرف دل ما را فهمیدند، حتی زمانیکه خودمان توان بیان احساساتمان را نداشتیم. راهنما از بالا نگاه نکرد، جلوتر از ما قدم برنداشت بلکه در کنارمان بود. در کنگره۶۰، راهنما همان خانوادهای است که آگاهانه و با حس انتخابش کردهایم. زمانیکه خسته بودیم، راهنما صبور ماند و وقتی ناامید بودیم، امید را به ما بازگرداند. برخی انسانها تنها آموزش نمیدهند، بلکه با دلشان راه نشان میدهند. در اولین روز ورودم به کنگره، واژههای حسهای خفته و معرکهگیری، ذهنم را عمیقا درگیر کرد؛ آن روز دستور جلسه، معرکهگیری بود و شنیدن آموزشها و مشارکتها تلنگری جدی برای نگاه به درون خودم شد؛ از تاریکیهای درونم متأسف شدم و همانجا روزنهای از روشنایی از سوی کنگره و راهنمای عزیزم همسفر معصومه، ذرهذره بر جانم تابیدن گرفت؛ آنجا بود که معنای واقعی راهنما را درک کردم؛ حضورش آرامش و کلامش قوت قلب است. راهنما یعنی باور داشتن انسان، حتی زمانیکه خودش باورش را از دست داده است. راهنمای عزیزم! سپاسگزار دل بزرگ، صبوری، لبخندهای بهموقع و سکوتهای سرشار از درکتان هستم. در سایه آموزشهای راهنما یاد گرفتیم که مسئولیت زندگی خود را بپذیریم و بهجای فرار با خودمان صادق باشیم. راهنما به ما آموخت که درمان، سفری آگاهانه و تدریجی است و هر قدم کوچک، ارزشی بزرگ دارد. به احترام این مسیر مقدس، قدردان تمام لحظههایی هستیم که با عشق و تعهد هدایت شدیم. هفته راهنما تنها یک مناسبت نیست؛ بهانهای برای قدردانی، گفتن دوستتان داریم و سپاسگزاری است. هفته راهنما بر تمام راهنمایان عزیز کنگره۶۰ مبارک و مسیرتان هموار باشد.
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر ليلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
101