گفتگو با راهنما همسفر زینب
همسفر زینب و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. مدت ۱۰ ماه و ۱۸ روز با روش DST و داروی درمان OT با راهنمایی آقای مرتضی و خانم نرگس سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۹ ماه و ۲۲ روز آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر زینب در کنگره بدمینتون و رشته ورزشی مسافرشان والیبال است.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چه چالشهایی را در ارتباط با افرادی که تازه وارد شدهاند و هنوز به باورهای عمیق خود در مورد درمان شک دارند تجربه کردهاید؟ چگونه این چالش را برطرف میکنید؟
همسفری که روز اول به کنگره میآید، روش درمان DST را نمیشناسد و با حضور در لژیون تازهواردین تا حدودی سؤالات او جواب داده میشود؛ ولی ممکن است بعضی همسفرها به روش DST باور نداشته باشند، من راهنما باید با کلامی که از دل برمیآید و با سخنی از روی حق و حقیقت مسیری که خودم تا درمان شدن مسافرم طی کردم را برای رهجو بازگو کنم و با شرح دادن قوانین و مقررات و حرمتها و لزوم رعایت آنها به او کمک کنم تا در کنگره با آرامش سفر کند و الگوها و درمانشدگان را ببیند تا به باور حقیقی برسد. همسفر باید صبر را یاد بگیرد و در کنار مسافرش بماند و در سفر او دخالت نکند تا مانع درمان او نشود.
چه ویژگیها یا مهارتهایی در یک راهنمای کنگره۶۰ برای هدایت بهتر افراد به سمت بهبودی و تغییرات پایدار ضروری است؟
اولین ویژگی یک راهنما باید صداقت در گفتار، رفتار و عمل باشد، راهنمایی که حرف و عملش یکی نباشد بر روی رهجو تأثیرگذار نیست، راهنما باید عاشق باشد؛ چون برای پیمودن مسیر خدمت به انسانها نیروی محرک عشق لازم است، راهنما باید به سرچشمه زلال علم کنگره وصل باشد و دانش خودش را بهروز کندو در نهایت الگویی مناسب باشد؛ چون نگاه رهجو به راهنمای خودش است؛ پس باید سعی کند بینقص عمل کند.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چهطور با فشارهای روانی و استرسهای شخصی خود کنار میآیید تا بتوانید به بهترین نحو به دیگران کمک کنید؟
فشارهای روانی و استرس از مسائل حل نشده در زندگی است که به انسان وارد میشود، آقای مهندس به ما یاد دادهاند که انبوه مشکلات و مسائل حل نشده در زندگی و روابط ما با دیگران، نشاندهنده این است که ما درست فکر نکردهایم پس با تغییر جهانبینی و تفکر درصد زیادی از مشکلات ما و در نتیجه فشارهای روانی و استرس در ما کاسته میشود ولی اگر استرس و فشار روانی در من، دراثر مسئلهای باشد که جزء تقدیر و فرمان الهی است، باز هم خوشبختانه ما در کنگره یاد گرفتیم که مشکلات را به دید دیگری نگاه کنیم و میگوییم مسائل و مشکلات برای ساخته شدن ما سر راه ما قرار میگیرند، من هم با تلاش و حرکت سعی میکنم در حد توانم مسائل را حل کنم و میدانم که منشأ استرس در درون من است، اگر به خودم و خداوند ایمان داشته باشم هرگز استرس نمیگیرم.
آیا شما هماکنون در نقش یک راهنما یا مشاور برای دیگران در کنگره۶۰ فعالیت میکنید. چگونه این نقش به شما در فرایند بهبود کمک کرده است؟
انسان برای بهبود و ارتقا و تکامل خودش باید مرتب تحت آموزش باشد، راهنما بودن و خدمت کردن در کنگره؛ یعنی بودن در مسیر یادگیری و وصل بودن به علم و جهانبینی کنگره، من هم به عنوان عضو کوچکی از کنگره در هر لحظه سعی میکنم در این اینجا آموزش ببینم و در جایگاه یک راهنما این آموزشها را عملی کنم.
کلام پایانی
هفته راهنما را به تمام راهنمایان عاشق کنگره تبریک عرض میکنم، به خصوص راهنمایان گرانقدر خودم خانم مهری و خانم نرگس عزیز و از این که با عشق، آموزشهای کنگره را به من منتقل کردند، از ایشان سپاسگزارم، انشاءالله که بتوانم قدمی در راه جبران زحماتشان بردارم و امیدوارم که همه ما در مسیر آگاهی با عشق و ایمان گام برداریم تا در نهایت به شناخت برسیم.
گفتگو با راهنما همسفر زهره
همسفر زهره و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. مدت ۱۲ ماه و ۱۲ روز با روش درمان DST و داروی درمان OT با راهنمایی آقای محسن و خانم سحر سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۶ سال و ۵ ماه آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر زهره و مسافرشان در کنگره والیبال است.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چه چالشهایی را در ارتباط با افرادی که تازه وارد شدهاند و هنوز به باورهای عمیق خود در مورد درمان شک دارند تجربه کردهاید؟ چگونه این چالش را برطرف میکنید؟
افرادی که تازه وارد کنگره میشوند با دنیایی از ترس، ناامیدی، استرس، اضطراب، نگرانی و کلی حسهای منفی وارد کنگره میشوند و به دلیل اینکه تجربیات ناموفقی در درمان اعتیاد داشتند و نتیجه درستی نگرفتند، این یک چیز طبیعی است، در مورد درمان اعتیاد این باور را نداشته باشند. که درمان اعتیاد را یک آرزو و دور از باور بدانندو روزی برسد که اعتیاد مسافرشان درمان شود و این مشکل را نداشته باشند، این یک چیز کاملاً طبیعی است. من زمانی که یک رهجو وارد لژیون میشود همیشه روزهای اول خودم یادم میافتد که با چه حسهایی وارد کنگره شدم و چقدر زمان برد که من توانستم کم کم نسبت به کنگره، راه و روش درمان و به راهنما ایمان و باور بیاورم. که این راه و مسیر درستی است و هر رهجویی که میآید با گذشت زمان این موضوع حل میشود .هر چقدر رهجو جلوتر میآید و آموزشها را دریافت میکند کم کم حس اعتماد در آن شکل میگیرد و آن باور قویتر میشود.
چه ویژگیها یا مهارتهایی در یک راهنمای کنگره۶۰ برای هدایت بهتر افراد به سمت بهبودی و تغییرات پایدار ضروری است؟
راهنمایان کنگره۶۰ افرادی هستند که خودشان تجربه این تاریکیها را داشتند و با کمک کنگره و آموزشهای آن توانستند از این تاریکیها و مشکلات عبور کنند و به روشنایی برسند. زمانی که رهجو در کنار راهنما قرار میگیرد راهنما میتواند آن تاریکی را در دل رهجو ببیند و به رهجو کمک کند تا از تاریکی خارج شود. به شرطی که رهجو فرمانبردار و فرمانپذیر باشد و به حرف راهنما گوش دهد. موضوعی که راهنما یاد میدهد مرتبط با نیاز رهجو باشد موضوعی باشد که در زندگی به درد رهجو بخورد. من راهنما نمیتوانم مطالبی خارج از مطالب کنگره در لژیون آموزش بدهم. باید مطالب در چهارچوب قوانین و حرمت کنگره آموزش داده شود. نکته بعدی اینکه سعی کنم مطالب کنگره را به زبان ساده و قابل فهم به رهجو انتقال بدهم و آن علاقه را در رهجو به وجود بیاورم. استاد امین میگویند: زمانی علاقه در رهجو به وجود میآید که یک چیز را بفهمد و متوجه شود. آن زمان رهجو نسبت به کنگره و راه کنگره علاقمند میشود و آن تغییرات در درون او شکل میگیرد و پایدار خواهد بود.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چطور با فشارهای روانی و استرسهای شخصی خود کنار میآیید تا بتوانید به بهترین نحو به دیگران کمک کنید؟
ما در جهانبینی کنگره یاد گرفتهایم که وجود نیروهای منفی لازم و ضروری است. یعنی اینکه سختیها و مشکلات جزئی از هستی میباشند؛ باید باشند و نقش مکملی در زندگی ما دارند. مخصوصاً کسانی که وارد کنگره میشوند، به عنوان راهنما در مسیر صراط مستقیم قدم برمیدارند؛ حتی نیروهای منفی خیلی قدرتش را بیشتر میکند و بیشتر فشار میآورد که بتواند آن شخص از مسیری که میرود، جلوی آن را بگیرند و نگذارند نیروهایشان از دست بروند. ما با استفاده از آموزشهایی که در کنگره میگیریم، یاد میگیریم چگونه در مقابل مشکلات و سختیها و فشارهایی که در زندگی است بتوانیم مقابلشان، مقابله کنیم. از سختی و مشکلات پلی بسازیم و از آن عبور کنیم و باعث صعود ما شوند نه باعث متوقف شدنمان.
آیا شما هم اکنون در نقش یک راهنما یا مشاور برای دیگران در کنگره۶۰ فعالیت میکنید؟ چگونه این نقش به شما در فرایند بهبود کمک کرده است؟
آقای مهندس میگویند: راهنمایی جزئی از فرآیند درمان است و نقطه شروع یادگیری شخص است. ممکن است راهنما در خودش یک سری تاریکیها و مشکلات را داشته باشد؛ اما وقتی در کنار رهجو قرار میگیرد، میخواهد به رهجو کمک کند و دست آن را میگیرد و او را از تاریکی بیرون میآورد، هر قدمی که برمیدارند خود راهنما هم به سمت روشنایی حرکت میکند. خیلی از مسائل و آموزشها را خودش در لژیون و با کمک کردن به دیگران میتواند دریافت کند.
کلام پایانی
و در آخر هم هفته راهنما را به اولین راهنمای کنگره۶۰ آقای مهندس تبریک میگویم و خیلی خوشحالم که از شاگرد ایشان هستم از ایشان بسیار آموزش میگیرم و بینهایت از ایشان ممنون و سپاسگزارم که این بستر را فراهم کردند که ما میتوانیم بیاییم خدمت کنیم و آموزش بگیریم. امیدوارم که خداوند به ایشان عمر طولانی بدهد و ما بتوانیم از وجودشان و آموزشهایشان استفاده کنیم.
گفتگو با راهنما همسفر ساناز
همسفر ساناز و مسافرشان با مصرف انواع آنتیایکس وارد کنگره شدند. مدت ۱۳ ماه به روش DST و داروی درمان OT با راهنمایی آقای کریمی و خانم سحر سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۳ سال آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر ساناز در کنگره دارت و رشته ورزشی مسافرشان شطرنج است.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چه چالشهایی را در ارتباط با افرادی که تازه وارد شدهاند و هنوز به باورهای عمیق خود در مورد درمان شک دارند تجربه کردهاید؟ چگونه این چالش را برطرف میکنید؟
بزرگترین چالش باور نداشتن به روش درمان است از زمانی که شخص وارد کنگره میشود هیچ اعتقادی به درمان اعتیاد ندارد چرا؟چون که تجربه ترکهای گوناگون را دارد با شکستهای پی در پی مواجه شده آسیبهای زیادی دیده و تخریبهای زیادی را تجربه کرده است؛ پس باوری به درمان ندارد، قانع کردن این شخص که درمان به صورت قطعی اتفاق میافتد از چالشهای ابتدایی است. همانطور که آقای مهندس میگویند: آبروی علم به عملش است شخص وارد کنگره میشود افراد بسیاری را میبیند که سندهای بدون نقص هستند، که در کنگره درمان شدند و ۱۰ سال ، ۱۵ سال، ۲۰ سال رهایی دارند زمانی که اینها را دید یک نور امیدی در دلش زنده میشود که مسیر، مسیر درستی است. در کنگره یاد گرفتیم که هر اتفاقی که بخواهد رقم بخورد ما باید صبور باشیم و زمان بدهیم که آن اتفاق رقم بخورد. شخص وارد کنگره میشود در مسیر قرار میگیرد در طول زمان و با آموزشهایی که از کنگره میگیرد ذره ذره یک پنجم از موادش را کم میکند و به داناییش افزوده میشود طی ۱۰ ماه یا ۱۱ ماه به پایان خط رسیده است با بهترین وضعیت ممکن ، آن رهایی برایش رقم خورده است.
چه ویژگیها یا مهارتهایی در یک راهنمای کنگره۶۰ برای هدایت بهتر افراد به سمت بهبودی و تغییرات پایدار ضروری است؟
به نظر من در کنگره۶۰ اجرای قوانین همراه با اسلحه عشق و محبت؛ یعنی اینکه راهنما باید بتواند قوانین کنگره۶۰ و حرمتها را رعایت کند و به رهجوش یاد بدهد. که اگر میخواهد در کنگره بماند، اگر میخواهد حالش خوب باشد، اگر میخواهد از کنگره حذف نشود و اگر میخواهد آن درمان اتفاق بیفتد و کسانی که آن درمان برایشان اتفاق افتاده است و آن درمان و رهایی برایشان پایدار باشد؛ باید بتوانند آن قانون را همیشه اجرا کنند و مهر و محبت را داشته باشند. پس راهنما باید این ویژگی را داشته باشد که قانون را اجرا کند آن هم در سایه مهر و محبت.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چطور با فشارهای روانی و استرسهای شخصی خود کنار میآیید تا بتوانید به بهترین نحو به دیگران کمک کنید؟
من همیشه برمیگردم به روزی که در پیشگاه خداوند و در حضور آقای مهندس و دیدهبانان محترم پیمان بستم که در این ۴ سالی که راهنما هستم، حتماً به دیگران کمک کنم و طبق قوانین و حرمتها حرکت کنم. در کنگره آقای مهندس همیشه میگویند: مشکلات لعنت خداوند نیستند، مشکلات رحمت و نعمت خداوند هستند؛وقتی دیدگاه من نسبت به مشکلات این باشد، خودش آرامش دهنده است و مسیر را برای من هموار میکند. در کنگره یاد گرفتیم که هر مسئلهای داریم پشت در کنگره میگذاریم و با حس خوب وارد کنگره میشویم این هم برای راهنما و هم رهجو است راهنما باید مسائل را پشت درب بگذارد چرا؟ چون که آموزشها را به رهجو انتقال بدهد و رهجو باید مسائل را پشت در بگذارد تا آموزشها را بتواند دریافت کند و در زندگیاش کاربردی نماید. در پایان مشکلاتی که در زندگی ما هستند؛ باید این مشکلات باشند؛ چون که جهان هستی بر پایه اضداد است؛ اگر من بخواهم رشدی برایم اتفاق بیفتد؛ پس باید یک سری مسائل را تجربه کنم، آنها را حل کنم و پشت سر بگذارم تا آن رشد برای من رقم بخورد.
آیا شما هم اکنون در نقش یک راهنما یا مشاور برای دیگران در کنگره۶۰ فعالیت میکنید. چگونه این نقش به شما در فرایند بهبود کمک کرده است؟
راهنما قبل از اینکه آموزش بدهد آموزش میگیرد .این خیلی توانسته به من کمک کند.همانطور که میدانید جهانبینی باید در زندگیمان کاربردی شود. من وقتی دارم آموزشهای جهانبینی را میگیرم آنها را در زندگی خودم کاربردی میکنم. وقتی توانستم آن کار را انجام دهم آن موقع است که میتوانم از رهجوهایم بخواهم این کار را انجام بدهند. تا زمانی که من نتوانستم جهانبینی را در زندگی کاربردی کنم و یک زندگی به هم ریخته داشته باشم، نمیتوانم از رهجو بخواهم که آن کار را انجام بدهد. زمانی توانستم در زندگی خود کاربردیشان کنم، قطعاً به یک صلح و آرامشی در زندگی میرسم و این کمک میکند که حال من روز به روز بهتر و بهتر شود و زندگی با کیفیتی را بتوانم تجربه کنم.
کلام پایانی
صحبت پایانی اینکه امیدوارم بتوانم در کنگره ماندگار باشم و از این دریای بیکران علم آقای مهندس استفاده کنم و بتوانم فرد مفیدی باشم.
گفتگو با راهنما تازهواردین همسفر صدیقه
همسفر صدیقه و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی شیره وارد کنگره شدند. مدت ۱۱ ماه و ۱۶ روز با روش DST و داروی درمان OT با راهنمایی آقای مرتضی و خانم سحر سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۵ سال و ۸ ماه آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر صدیقه و مسافرشان در کنگره والیبال است.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چه چالشهایی را در ارتباط با افرادی که تازه وارد شدهاند و هنوز به باورهای عمیق خود در مورد درمان شک دارند تجربه کردهاید؟ چگونه این چالش را برطرف میکنید؟
افرادی که برای اولین بار وارد کنگره میشوند کسانی هستند که هیچ اطلاعی از عملکرد این سیستم ندارند این افراد که در دنیای تاریک اعتیاد زیستهاند و به دنبال روزنهای میگردند که خودشان را از تاریکی نجات بدهند قطعاً این عزیزان به واسطه تجربیات تلخ ترک اعتیاد و زندگی نابسامان و از ترس تجربه تلخ دیگر نمیخواهند و نمیتوانند قبول کنند که راه درمانی هم هست، به همین دلیل در حال گاردگیری و عدم قبول کنگره هستند .در اینجا هنر من راهنمای تازهواردین است که با امید دادن به این عزیزان با لحن دلنشین و خوشرویی بتوانم این عزیزان را امیدوار کنم که راه درمان و نجاتی هم هست.
چه ویژگیها یا مهارتهایی در یک راهنمای کنگره۶۰ برای هدایت بهتر افراد به سمت بهبودی و تغییرات پایدار ضروری است؟
یک راهنما اگر آن آموزش لازم را دیده باشد و احساس کند که خودش هم هنوز در مسیر آموزش قرار دارد و به دور از هرگونه منیت از دانایی بالا که به قول دکتر امین هرکس فکر کند زیاد میداند از همه نادانتر است بتواند با دلسوزی و بدون توقع وچشم داشت آموزش و دانسته خود را در اختیار رهجو قرار دهد میتواند به مهارت قوی بودن یک راهنما دست یابد و از درد و رنج افرادی که به او پناه آوردهاند بکاهد. این از خود گذشتگی راهنما است که میتواند باعث تغییرات و پایداری رهجو و کنگره باشد.
به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰ چهطور با فشارهای روانی و استرسهای شخصی خود کنار میآیید تا بتوانید به بهترین نحو به دیگران کمک کنید؟
همانگونه که آقای مهندس فرمودند راهنما باید با ورود به کنگره تمام نگرانی استرس و مشکلات خود را پشت در بگذارد و با کوله باری از آموزش و امید با رهجو روبرو شود؛ زیرا حس، بسیار نیروی قوی است که میتوان آن را به دیگران انتقال داد مطمئناً یک رهجو میتواند حس راهنما را دریافت کند؛ اگر حس راهنما آلوده باشد رهجو آن حس را در یافت میکند و باعث تخریب هر دوی آنها میشود.
آیا شما هم اکنون در نقش یک راهنما یا مشاور برای دیگران در کنگره۶۰ فعالیت میکنید. چگونه این نقش به شما در فرایند بهبود کمک کرده است؟
بله قطعاً همه ما در زندگی به عنوان یک بازیگر نقش ایفا میکنیم ایفای نقش من راهنما در جایگاه راهنمایی میتواند بیانگر توانایی و اعتماد به نفس باشد.قطعاً راهنما اگر نقش دروغ را ایفا کند و نقاب بر چهره داشته باشد قطعاً روزی این نقاب خواهد افتاد؛ پس من راهنما برای پایداری کنگره باید صادقانه عمل کنم و به دور از هرگونه ریا نقش ایفا کنم تا بتوانم در فرایند بهبود انسانها مؤثر باشم.
کلام پایانی
در پایان هفته ارزشمند راهنما را خدمت آقای مهندس خانواده محترم ایشان و راهنمای خودم خانم سحر عزیز و تمام راهنمایان کنگره۶۰ تبریک میگویم. سپاسگزار عزیزان خدمتگزار سایت هستم و امیدوارم روزی تک تک شما عزیزان را در جایگاه راهنمایی ببینم متشکرم.

تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
106