پنچمین جلسه از سی هشتمین دوره کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی نیما یوشیج بهشهر به استادی راهنمای محترم مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر اسرافیل با دستور جلسه «هفته راهنما» پنجشنبه 30 بهمنماه 1404 ساعت 16 آغاز به کارکرد

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مصطفی هستم یک مسافر. هفتهی راهنما را در رأس به آقای مهندس و خانواده محترمشان. دیده بانان، ایجنت ها، مرزبانان و راهنمایان کنگره تبریک عرض میکنم. از راهنمای خودم آقا بهرنگ و آقا حامد تشکر میکنم.
در درجهی اول میپرسیم راهنما کیست؟ راهنما در کنگره ۶۰ چه کسی میتواند باشد؟ راهنما شخصی است که سابقهی مصرف مواد داشته و در کنگره ۶۰ به درمان رسیده است و طبق علم کنگره در سه ضلع جسم، روان و جهانبینی به تعادل رسیده است و آموزشهای کنگره را دریافت کرده و در آزمون راهنمایی شرکت کرده و نمره قبولی را کسب کرده است. آزمون در کنگره به دو صورت است، قسمت فنی که همان پرتکل است و جهانبینی که همین آزمون کتبی است که از منابعی مثل جزوات و کتب مهندس دژاکام و سیدیهای آموزشی تهیه میشود.
همهی این منابع باید در آزمون لحاظ میشود و باید با نمرهی بسیار بالایی قبول شود و حتماً باید تأییدیه ورزشی و دیده بان را داشته باشد. پس از آن پیمان وادی هشتم را به اتمام برساند تا بتواند با دریافت شال راهنمایی توسط مهندس به این جایگاه برسد. در سازوکارهای درمانی دیگری که من تجربه کردم هیچ برنامهای برای اینکه شخص بتواند راهنما شود نداشتند.

مثلاً دریکی از (انجمنهای مردمنهاد) شخص وقتی شروع به سفر میکرد، بعد از سه ما میتوانست راهنما شود! یعنی من آیندهام را به رهجویی که سه ماه رهایی گرفته، زندگی و آیندهی خودم را به ایشان بسپارم و با برنامهریزی او هدایت شوم.
راهنما یک چراغ و یک الگویی است در کورهراهی که یک انسان به دنبال آن نور در میگردد، در این شرایط شخص میخواهد که این چراغ را بیابد و از آن پیروی کند. راهنما کسی است که تجربههای تلخ و شیرین زیادی داشته. ویرانترین ویرانهها و تاریکترین تجارب را با خود حمل میکند و الآن به یک ستون محکمی مبدل شده است که رهجویان سفر اول میتوانند به آن تکیه کنند.
شما وقتی به طبیعت میروید چنددقیقهای که تنها میشوید، مشکلاتتان را مطرح میکنید و با خود در میان میگذارید در آن لحظه شاید مشکلتان برطرف نشود ولی همینکه چنددقیقهای در آن مکان هستید آرامشی که به دست میآورید همین برای شما کافی است و قطعاً ارزشمند خواهد بود. راهنما حکم آن طبیعت را برای ما دارد. همینکه برای من جایگاه امنی را تعبیه میکند و من درد و دلم را برای او میگویم، و او نیز اسرار و رازهای مرا در دلش نگه میدارد و جایی فاش نمیکنم، در کنار همه اینها راهکاری به من میدهد این نعمتی است که خداوند در اختیار من قرارداد و باید قدر این نعمت را بدانم. بدانم که خداوند هنوز فراموشم نکرده و چنین نعمتهایی را سر راه من قرار داده است.
مفهوم راهنما این نیست که رهجویش را به دوش میکشد. راهنما لحظهبهلحظه از رهجویانش مراقبت نمیکند، هرلحظه چک نمیکند که دارویت را مصرف کردی یا الآن در حال انجام چهکاری هستی. راهنما میآید مسیر حرکت یک رهجو را با توجه به قدرت و توانایی شخص نشان میدهد و قدرت و توانایی شخص را برمیگرداند تا مسیر حرکت در صراط مستقیم برای شخص باز شود. دوری از ضد ارزشها را به شخص آموزش میدهد تا شخص بتواند به خواستهی خودش برسد.
پیشنهادی که در خاتمه برای سفر اولیها دارم این است که راهنمایی جایگاه بسیار پرانرژی هسته و حتماً این جایگاه که سخت و سهل است را تجربه کنند. دستنیافتنی نیست میشود به آن رسید. از الآن شش ماه فرصت دارید تا شهریور آینده. کسی که دلش بخواهد میتواند با یکبر نامه ریزی منسجم به خواستهاش برسد. ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید
در ادامه گزارش تصویری از مزاسم افطاری در نمایندگی نیمایوشیج:

.jpg)

.jpg)





.jpg)
تایپ و ویراستاری: مسافر محمد جواد
عکس و بارگزاری : مسافر محمد باقر
- تعداد بازدید از این مطلب :
171