به نام خداوندی که عشق و محبت را آفرید، خداوندی که فرشتگانی از جنس ایثار و گذشت را آفرید. خواستم شخصی را توصیف کنم که روشنکننده راه من بود. شب و روز خود را فراموش کرده بودم، پر از سوال و سردرگمی، روزها برای من تیره و تاریک پر از غم و ناامیدی بود، همیشه دنبال یافتن بودم یک آغوش گرم، یک نوازش، کسیکه کنارم باشد، درکم کند، دستهای سرد و لرزان من را گرم کند.
احساس خفگی میکردم نفس کشیدن برایم خیلی سخت بود. آن زمان بود که تو آمدی، صداهایی میشنیدم صداهایی از جنس صبر، گذشت ،بخشش، اینکه چگونه تغییر کنم و باید از نو بسازم، چگونه زیستن را به من آموخت. تغییرات در من شکل گرفت، این گونه بود صبر را در چشمانت در رفتارت به من نشان دادی و معنای واقعی آن را یاد گرفتم و عملی کردم و توانستم راه را پیدا کنم.
با دستان مهربانش دستهایم را میگرفت و مثل کوه پشتم بود، امید راه من بود در کنار من مثل شمع میسوخت با من اشک میریخت و بدون چشم داشت در تمام مراحل زندگیم کنارم بود. به من حیات و زندگی دوباره بخشید و سردی من را از بین برد و به زندگیم گرما بخشید. من نه چیزی میشنیدم نه میدیدم، ناامیدی و ترس من را به امید و حرکت تبدیل کرد.
نور ایمان را در دل من زنده کرد و من را از تاریکی به سمت نور هدایت کرد. راهنما یعنی مربی یعنی رب، راهنما نشاندهنده مسیر تاریکی به نور، نفرت به عشق، از قهر به مهر است. راهنما یعنی الگو و تاثیر عمیق در زندگی، راهنما الهامبخش است که مسیر آینده ما را روشن میکند. در آخر دعاگوی راهنمای عزیز تمام اعضای کنگره،۶۰ جناب مهندس دژاکام و خانم آنی بزرگ و خانواده محترمشان هستم.
خانم سپیده عزیزم زندگی دوبارهای به ما بخشید، از راهنمای مسافرم آقا محمد ایمانپرور کمال تشکر را دارم، هرچه داریم و هستیم از زحمات این دو بزرگوار است، این دو فرشته زندگی ما را متحول کردند از این دو عزیز و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم که حال خراب ما را با جان و دل پذیرفتند و ما را به حال خوش رساندن .
نویسنده: راهنما همسفر فاطمه
ویرایش و ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
216