جلسه سیزدهم از دوره چهلودوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی گیلان، با استادی راهنما مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر حسین و دبیری همسفر جمشید با دستور جلسه «هفته راهنما» روز پنجشنبه 30 بهمنماه ۱۴۰۴ رأس ساعت 16 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکرم در جمع شما هستم و میتوانم آموزشهای زیادی دریافت کنم. هفتهی پیشرو هفته شکرگزاری است و یادآوری میکند، چه شخصی به ما کمک کرده است تا درمان را طی کرده و از بند مواد رها شویم. از استاد و راهنمای بزرگ کنگره 60 و از راهنماهای سرتاسر کشور سپاسگزاری میکنم و این هفته عزیز را به همه آنها تبریک میگویم.
فرارسیدن ماه رمضان را تبریک میگویم، در این ماه در جسم ما اتوفاژی صورت میگیرد و در صور پنهان ما تزکیه. چه در بیان، چه در کلام، چه در دیدن، انسان سعی میکند بیشتر خودش را بشناسد و بیشتر به خداوند نزدیک شود، ندای درونش را بهتر بشنود و درک بکند. امیدوارم همه شما عزیزان به بهترین نحو از انرژی این ماه استفاده کنید. خواستم با تشریح مسیر زندگی خودم و راهی که طی کردم از هفته راهنما صحبت بکنم.
انسانی که در قعر تاریکی بوده و از زندگی خوبی برخوردار نبوده، هرچقدر هم مال و اموال داشته باشد نمیتواند از آن استفاده کند، هر چیزیام بخورد هیچ لذتی از آن کسب نمیکند، تنها چیزی که میتواند از آن لذت ببرد همان خار و خاشاک که بهتر بگویم مواد مخدر، تنها خوراکی هستند که از آن لذت میبرد اما هیچوقت سیرشان نمیکند و هرچقدر بیشتر استفاده کند بیشتر گرسنه میشود.
تاریکی درجایی قرار دارد که نوری در آنجا نیست و راهنما شخصی بوده که توانسته در عمق تاریکیها نور امید را به سمت رهجو ارسال کند. مسیری که خودش یکزمان طی کرده است، حال نیز به دیگران نشان میدهد. مسیری که سرتاسر سخره و پستیوبلندی دارد بهمانند قله کوهستان، راهنما کمک میکند رهجو این مسیر را طی کرده و به سطح زمین برسد و از زیباییها و شرایط عالی لذت ببرد.
زمانی که انسان یکچیزی را ندیده و تصوری از آن ندارد و برایش قابلدرک نیست، اگر به راهنما ایمان داشته باشد هرگز مشکلی برایش پیش نمیآید ولی متأسفانه یکچیزهایی در مسیر حواسش را پرت میکند که همان خس و خاشاک است که حواسش را پرت میکند تا از راهنما و درمانش دور شود. زمانی که این اتفاق صورت گیرد آن شخص به سمت تاریکیها میرود که هر چه بیشتر برود بیشتر به اعماق تاریکیها سقوط میکند.
.jpg)
جالب اینجاست بااینکه راهنما میبیند آن شخص در حال ایجاد آسیب است باز سعی میکند به آن شخص کمک کند، این انرژی از کجا میآید، چه چیزی باعث به وجود آمدن این اتفاق میشود که آقای مهندس اینگونه میگوید، زمانی که بند اعتیاد به شخص میخورد او ناگزیر به مصرف مواد مخدر میشود اما زمانی که بند اعتیاد باز میشود و بند عشق و محبت بر او میخورد هیچچیز نمیتواند مانع از کمک او به فرد نیازمند شود.
او خواستهاش همانقدر قوی است که یک مصرفکنندهی مواد مخدر خواستهی مصرف مواد را دارد و همیشه نور بر تاریکی غلبه میکند. اگر رهجو ایمان داشته باشد صد در صد زندگی خیلی بهتری در انتظار او خواهد بود، اگر میتوانستند درک بکنند که چه حال خوبی بعد از سفر در انتظار آنها است، آنها هرگز سفر خود را خراب نمیکنند.
راهنما با عشق و محبتی که دارد بدون درنظر گرفتن اینکه رهجو قصد درمان دارد یا ندارد، تمام تلاش خود را میکند تا آن فرد را به حال خوش برساند. شو شود میشود اما نیاز به دو چیز دارد زمان و بستر مناسب.
تایپ:مسافر صالح لژیون چهارم
ویرایش: مسافر مهدی لژیون پنجم
عکس: مسافر هادی لژیون چهارم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
گروه خدمتگزاران سایت نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
92