ششمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی گلمکان؛ با استادی راهنمای تازه واردین مسافر اسماعیل، نگهبانی مسافر علی و دبیری موقت مسافر رضا با دستور جلسه «هفته راهنما» در تاریخ 30 بهمن ماه 1404 ساعت 15 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر.
در ابتدا شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که این فرصت را به من داد تا در کنگره ۶۰ حضور داشته باشم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز «هفته راهنما» و همچنین حلول ماه مبارک رمضان است؛ ماهی که ماه خودسازی است، هم برای جسم و هم برای نفس. این ماه برای ما کنگرهایها جایگاه ویژهای دارد، چرا که آغاز و استارت کنگره ۶۰ از ماه رمضان خورده است و توسط آقای مهندس دژاکام شکل گرفت و به بهترین نحو در حال ادامه است. بنابراین بر ما واجب است که حرمت این ماه را حفظ کنیم و آن را گرامی بداریم.
هفته گرامیداشت مقام راهنما را تبریک عرض میکنم، ابتدا خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان و سپس خدمت تمام راهنمایان کنگره ۶۰ که به گردن همه ما حق بزرگی دارند.
سوالی که ممکن است برای خیلیها پیش بیاید این است که فلسفه وجود راهنما در کنگره چیست؟ وقتی کتابها، جزوات و سایت در اختیار عموم قرار دارد، چرا باز هم حضور راهنما ضروری است؟
میخواهم تجربه خودم را بیان کنم. من از طریق چند نفر از دوستان که به کنگره میآمدند و تعریف میکردند، با این مسیر آشنا شدم. شروع کردم به تحقیق و بررسی. کتابها را تهیه کردم و با خودم گفتم خدا را شکر، این کار راحت است. دوستان گفتند شربتی که در کنگره ارائه میشود خاص است. من هم به یکی از اقوام سفارش دادم از افغانستان برایم تریاک اصل بیاورد. صد گرم آورد و ما آن را در شیشه باز کردیم و من شروع کردم به مصرف شربتی که خودم درست کرده بودم. یک هفته مصرف کردم و دیدم هیچ فایدهای ندارد. با خودم گفتم ما اینکاره نیستیم.
اما زمانی که سفرم را در شعبه زالپارس آغاز کردم و گفتند از فردا بیایید، تازه فهمیدم که وجود راهنما در طول سفر برای ما مسافران چقدر ضروری است. زیرا مسیر حرکت راهنما، مسیر عشق و محبت است و من چنین چیزی را در هیچ جای دیگری ندیده بودم.

من خودم در مسیر تدریس، حقوق دریافت میکردم، اما باز هم غیبت میکردم و هزار بهانه میآوردم. اما راهنما بودن مسیر سختی است و ارزش بالایی دارد.
اوایل که جلوی در با دوستان صحبت میکردیم، بعضیها میگفتند راهنماها حقوق میگیرند یا در جشنها پول زیادی دریافت میکنند. اما برای من مثل روز روشن است که راهنماها مزدشان را همانجا و در مسیر خدمت میگیرند و پاداش اصلی آنها در همین راه است.
از روز جشن تا امروز اتفاقی در درون من رخ داده که قابل توصیف نیست. چیزی در من ماندگار شد و احساس کردم در این مسیر میتوانم مفید باشم. غروری مثبت در من ایجاد شد و مسائل مالی برایم اهمیت چندانی نداشت.
بنابراین باید قدردان راهنمایان کنگره باشیم که با وجود مشکلات جامعه، هفتهای سه روز حضور پیدا میکنند و خدمت صادقانه انجام میدهند. مانند عباس آقا و حسین آقای درودگر که حدود ده یا دوازده سال است در حال خدمت هستند و همچنان در کنگره حضور دارند.
نکته دیگر این است که هر چقدر جایگاه ما در کنگره بالاتر باشد، مسئولیت ما سختتر و میزان قضاوتها بیشتر میشود. چون بیشتر در دید قرار میگیریم و باید پاسخگوتر باشیم. این حضور بدون چشمداشت است و تنها برای رسیدن به حال خوش انجام میشود.
من یکی از دلایلی که در کنگره ماندم این بود که خدمتگزار شدم. راهنمای عزیزم حسین آقا بود. برای من و بسیاری از خدمتگزاران پیشنهادهای مالی زیادی وجود داشت، اما کنگره را ترجیح دادیم، چون به اینجا برای حال خوش آمدهایم.
همه مشکلات خودشان را دارند و هیچکس نیست که در این شرایط اقتصادی سختی نداشته باشد. هر چقدر جایگاه بالاتر باشد، سختیها و قضاوتها هم بیشتر میشود.

گروه سایت گلمکان
مرزبان خبری : مسافر اصغر
تایپ: مسافر مهدی لژیون یکم
ویراستار: مسافر وحیدلژیون یکم
عکاس: مسافر وحید لژیون یکم
تنظیم برای سایت: مسافر وحید لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
58