هشتمین جلسه از دور پنجم لژیون های سردار نمایندگی کاشمر به استادی راهنما محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر پهلوان جواد و دبیری دنور محترم مسافر محسن با دستور جلسه: «هفته راهنما» روز یکشنبه ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:30 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر.
راهنما معمولاً خودش تاریکی ها را لمس کرده است یعنی به عنوان یک مسافر، با حال خراب، روز اول وارد کنگره شده و تمام آن دردها، اضطراب ها و حال بد را با پوست و گوشت و استخوانش تجربه کرده است. راهنما درد رهجو را می فهمد، چون خودش آن مسیر را رفته است من وقتی رهجویی را سقوط آزاد می دهم، از همان شب با او درد میکشم. وقتی با او صحبت می کنم و می گوید بی حال هستم، بدنم بهم ریخته است همان حس ها در من زنده میشود چون تاریکی ها را زندگی کرد ام. ما در کنگره جشن های مختلفی داریم، اما یک جشن جایگاه ویژه ای دارد و آن جشن راهنما و روز قدردانی کردن است. در سی دی احمق ها گفته میشود: یکی از صفات بارز انسانهای ناآگاه ناسپاسی است. ما در کنگره یاد میگیریم نسبت به سیستم، راهنما و به هستی سپاسگزار باشیم. مظلوم ترین فرد در مسیر سفر راهنما است چون هر اتفاقی برای یک مسافر بیفتد، اولین نگاه و حتی انتقاد به سمت او می باشد. اما با این حال، راهنما بدون توقع خدمت میکند. در کنگره قدردانی با پاکت انجام میشود، اما حقیقت این است که هیچ راهنمایی نیازمند آن پاکت نیست. همان طور که خداوند نیازی به نماز و روزه من ندارد، کنگره هم به من نیاز ندارد من هستم که به سیستم نیاز دارم، راهنما شغل و زندگی خودش را دارد. اگر وقتش را بیرون از کنگره بگذارد شاید درآمد بیشتری هم داشته باشد اما او خدمت را انتخاب کرده است. ما در کنگره یاد گرفتیم دیگران کاشتند و امروز ما برداشت میکنیم، پس امروز وظیفه ما است که بکاریم و خدمت کنیم.

جناب مهندس حسین دژاکام می فرمایند برگشت در کنگره 3 دلیل اصلی دارد: 1_ناسپاسی و لکنود بودن نسبت به سیستم و خدمتگزاران. 2_قرار گرفتن در حزن و اندوه شدید و ناتوانی در مدیریت آن 3_نداشتن بخشش و بخشنده نبودن. افرادی را دیده ایم که از مال خود گذشته اند و برای سیستم هزینه کردهاند. گذشتن از پول کار هر کسی نیست هنر میخواهد. آن ها به درکی رسیدهاند که حال خوب را در خدمت و بخشش پیدا کردهاند. اگر امروز به گذشته خودم نگاه کنم به روزهایی که چندین گرم مواد مصرف میکردم ناس و سیگار مصرف می کردم اگر بخواهم به آن نقطه برگردم واقعاً قابل تصور نیست. هر روشی را امتحان کردم اما نشد. تا این که در این سیستم، یک نفر به عنوان راهنما دست مرا گرفت شب اول که حالم خیلی خراب بود، فقط یک جمله امید بخش شنیدم و برای من معجزه بود. امروز اگر حالم خوب است و زندگی ام رو به پیشرفت است، آرامش دارم نتیجه آموزش های همین سیستم است. خدمت کردن در کنگره ۶۰ یک نعمت است. همان طور که دیدبان محترم می گویند ما خدمتگزار هستیم، نه آقا و سرور دیگران! امیدوارم همه ما به ظرفیتی برسیم که سپاسگزار سیستم، راهنما و قدرت مطلق باشیم و لذت واقعی خدمت را بچشیم.
از اینکه سکوت کردید و به صحبت های من توجه نمودید از همه شما سپاسگزارم.
عکاس:مسافر امیرعباس
تایپ: مسافر حسین
ویراستار: مسافر حسین
ارسال خبر: مسافر جواد
مرزبان کشیک: مسافر مسلم
- تعداد بازدید از این مطلب :
20