English Version
This Site Is Available In English

راهنما فقط یک واسطه است؛ پلی بین تاریکی و روشنایی

راهنما فقط یک واسطه است؛ پلی بین تاریکی و روشنایی

به نام قدرت مطلق الله

1-به‌رسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان محمدرضا هستم یک مسافر. آخرین آنتی‌ایکس مصرفی اوپیوم، مدت سفر اول ١١ ماه و ٢٧ روز، روش درمان DST با داروی OT، راهنما آقای عارف، مدت رهایی از بند مواد ٢ سال و ۵ ماه و ٢۶ روز، سفر نیکوتین نیز به مدت ١٠ ماه و ١٠ روز با راهنمایی آقای محمد انجام دادم،، مدت رهایی از بند نیکوتین ٢ سال و ۴ ماه و ١۵ روز، ورزش در کنگره بدمینتون.

۲-تلاش برای رسیدن به این جایگاه سخت تر بود، یا ممارست و موفقیت در آن؟
عشق واقعی به «شخصِ راهنما» شکل نمی‌گیرد، بلکه به «نوری» که از مسیر آموزش و خدمت جاری می‌شود، به وجود می‌آید. در حقیقت، این جایگاه راهنمایی است که انسان را به عشق می‌رساند؛ چون رهجو در این مسیر، رهایی، آرامش و شناخت را تجربه می‌کند و طبیعی است که نسبت به منبع این حالِ خوش، احساس عشق و قدردانی پیدا کند؛ اما این عشق، وابستگی به فرد نیست، بلکه عشقی آگاهانه به راه، آموزش و حقیقت است. راهنما فقط یک واسطه است؛ پلی بین تاریکی و روشنایی. اگر این عشق درست شکل بگیرد، انسان را بزرگ می‌کند، مستقل می‌کند و او را به سمت خدمت و عشق الهی هدایت می‌کند.

۳-همیشه به رهجوها توصیه می‌شود برای راهنما شدن تلاش کنند، چرا توصیه رسیدن به هیچ جایگاهی (مرزبانی-اسیستانتی) مانند جایگاه راهنمایی نیست؟
توصیه به «راهنما شدن» به خاطر جایگاه ظاهری نیست، بلکه به خاطر مسیر درونی و رشد عمیقی است که در این جایگاه شکل می‌گیرد. راهنما شدن یعنی انسان از مصرف‌کننده‌ی آموزش، به تولیدکننده‌ی آموزش و خدمت تبدیل می‌شود. در این مسیر، فرد باید جهان‌بینی را زندگی کند، صبر را بیاموزد، عشق بدون چشم‌داشت را تجربه کند و مسئولیت انسان‌ها را با جان‌ودل بپذیرد. این فرآیند، انسان را می‌سازد؛ اما جایگاه‌هایی مثل مرزبانی یا اسیستانتی، هرچند بسیار ارزشمند و محترم هستند، بیشتر اجرایی و خدمتی در ساختار می‌باشند؛ در حالی‌که جایگاه راهنمایی، پرورش انسان و انتقال نور و آگاهی است. به همین دلیل توصیه می‌شود رهجو تلاش کند به مرحله‌ای برسد که بتواند نه‌تنها خودش رها شود، بلکه چراغ راه دیگران هم بشود و این، زیباترین نوع خدمت و عمیق‌ترین نوع رشد است.

۴-شادی رها کردن یک انسان از بند اعتیاد بزرگ‌تر است یا غم عدم موفقیت در اتمام سفر رهجو؟
بدون تردید شادیِ رهایی یک انسان از بند اعتیاد، بسیار عمیق و بزرگ است؛ چون ثمره‌ی صبر، آموزش، عشق و خواستِ واقعیِ یک انسان است. این لحظه، لحظه‌ی تولد دوباره است و برای راهنما، چیزی شبیه دیدن پرواز فرزندی است که روزی زمین‌گیر بوده است؛ اما در مقابل، اگر رهجویی به پایان سفر نرسد، اندوهی به‌وجود می‌آید؛ نه از جنس ناامیدی، بلکه از جنس دلسوزی و مسئولیت. راهنما می‌داند که قانون، خواست و اختیارِ انسان تعیین‌کننده است. ما راه را نشان می‌دهیم، اما رفتن با خود رهجوست. پس شادیِ رهایی، «ثمره» است. غمِ ناتمام ماندن سفر، «یادآور ادامه‌ی مسئولیت». راهنما در هر دو حالت، آرام می‌ماند؛ چون می‌داند بذر آموزش هیچ‌وقت از بین نمی‌رود، حتی اگر دیرتر جوانه بزند.

5- راهنمایی چه دست آوردی برایتان داشت؟
راهنمایی، قبل از اینکه خدمتی به دیگران باشد، یک سفر عمیق برای خودِ من بود. بزرگ‌ترین دست‌آوردش «تغییر درون» بود؛ یاد گرفتم صبر کنم، قضاوت نکنم، بشنوم و انسان‌ها را همان‌گونه که هستند بپذیرم. راهنمایی به من آموخت که عشق، یعنی بخشیدن بدون انتظار. من در این مسیر، مسئولیت‌پذیری را زندگی کردم، جهان‌بینی‌ام عمیق‌تر شد، آرامشی را تجربه کردم که قبل از آن نمی‌شناختم، فهمیدم رشد واقعی در خدمت به دیگران شکل می‌گیرد، اما شاید زیباترین دستاورد این بود که دیدم انسانی دوباره می‌ایستد، دوباره لبخند می‌زند و دوباره زندگی می‌کند و این، معنای واقعی «حالِ خوش» برای من شد.

تایپ‌‌ و مصاحبه‌گر: مسافر مهدی لژیون پنجم
ویرایش: مسافر صالح لژیون چهارم
عکس: مسافر محمدحسین لژیون دوم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
گروه خدمتگزاران سایت نمایندگی گیلان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .