English Version
This Site Is Available In English

هفته راهنما

هفته راهنما

اولین جلسه از دوره سی و دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران آقا، نمایندگی لوئی‌پاستور با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر محمود، نگهبانی مسافر محسن و دبیری اینجانب مسافر محمد با دستور جلسه «هفته راهنما» در روز چهارشنبه 29 بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت 15:30 برگزار شد.
باتشکر دبیر جلسه

سلام دوستان محمود هستم یک مسافر،
خیلی خوشحال هستم که دوباره، هم فرصت و هم قسمت شد مجدداً در این جایگاه حضور داشته باشم و خدمت کنم.
در این چندین سالی که چند بار در این جایگاه نشسته‌ام تا بتوانم خدمت کنم، هیچ‌وقت صحبت‌هایم را از قبل آماده نکرده‌ام. روال و مدل من این‌گونه است که هرچه در ذهن و دلم هست و هر احساسی که دارم، همان را بیان می‌کنم و صحبت می‌کنم.
همیشه دوست داشتم پیشکسوتان، به‌ویژه عزیزانی که شال نارنجی دارند و از من باتجربه‌تر هستند، در این جایگاه بنشینند؛ اما به هر حال قسمت این بود و اجازه برای من صادر شد که امروز در اینجا خدمت کنم. از همین‌جا از همه آن عزیزان تشکر می‌کنم.
ابتدا هفته راهنما را به بنیان کنگره، آقای مهندس، تبریک می‌گویم و در ادامه به راهنمای خودم تبریک عرض می‌کنم؛ اگر ایشان نبودند، شاید اصلاً من زنده نبودم و امروز اینجا حضور نداشتم. همچنین به تک‌تک راهنمایان لویی پاستور نیز این هفته را تبریک می‌گویم.
در رابطه با دستور جلسه هفته راهنما، متنی را خوانده بودم که خیلی زیبا به این موضوع اشاره می‌کرد. در آن نوشته بود که ما دو نوع درمانگر داریم؛ گروهی از افرادی که در مسیر درمان بیماری اعتیاد کمک می‌کنند، پزشکان و روان‌پزشکانی هستند که سال‌ها درس خوانده‌اند و دانش آن را دارند، اما اکثر آن‌ها تاریکی‌هایی را که ما تجربه کرده‌ایم، تجربه نکرده‌اند.
بخش دیگر، افرادی هستند که مانند ما درگیر اعتیاد بوده‌اند، آموزش دیده‌اند، درمان شده‌اند و اکنون به‌عنوان راهنما در این جایگاه قرار گرفته‌اند و به دوستان هم‌درد خود کمک می‌کنند.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از پزشکانی که در مسیر درمان کمک می‌کنند و دارو و راه‌حل ارائه می‌دهند، با وجود سال‌ها تحصیل و دانش، در مقابل کسانی که خودشان این تاریکی را تجربه کرده‌اند و به درمان رسیده‌اند، نتوانسته‌اند راه جدیدی پیش روی ما قرار دهند و گاهی حتی باری بر مشکلات اعتیاد افزوده‌اند.


نظر شخصی من این است که چون درک عمیق و درستی از مسئله اعتیاد و روش درمان آن ندارند، موفقیت چندانی به دست نمی‌آورند. اما کسانی که خودشان مصرف‌کننده مواد مخدر بوده‌اند، هم‌تیپ و هم‌استایل ما بوده‌اند، تاریکی‌ها را تجربه کرده‌اند، درمان شده‌اند و به قطع مصرف رسیده‌اند، اکنون در جایگاه راهنما خدمت می‌کنند. این عزیزان زحمت کشیده‌اند، کتاب‌های بسیاری خوانده‌اند، سی‌دی‌های آموزشی را مطالعه کرده‌اند، آزمون‌های مختلفی را پشت سر گذاشته‌اند و از فیلترهای متعددی عبور کرده‌اند؛ بنابراین حضورشان در این جایگاه بسیار ارزشمند و گران‌قدر است.
من همیشه به تازه‌واردانی که درباره راهنماها سؤال می‌پرسند می‌گویم یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های راهنماها، عشق و محبتی است که به رهجوها ارائه می‌دهند. به آن‌ها می‌گویم راهنمایی را که می‌خواهید انتخاب کنید، با حس خود انتخاب کنید و وقتی انتخاب کردید، به او اعتماد کنید. اگر راهنما از شما چیزی می‌خواهد؛ مثل نوشتن سی‌دی، آمدن به پارک یا حضور به‌موقع در کارگاه، همه این‌ها فقط برای ایجاد پیوند محبت و کمک به رهایی شماست. و چیزی جز عشق در آن نیست. تمام سخت‌گیری‌ها و خواسته‌های راهنما از رهجو، فقط برای این است که رهجویی که تازه سفر خود را آغاز کرده، به درمان و حالِ خوب برسد.
همه این سخت‌گیری‌ها از روی عشق و محبت است.
من دوباره دست تک‌تک راهنماها را می‌بوسم؛ چون واقعاً شوخی نیست که چهار یا پنج سال، هفته‌ای سه جلسه، قبل از شروع جلسه در اینجا و در پارک حضور داشته باشند و برای رهجو زمان و انرژی بگذارند، بدون اینکه هیچ چشم‌داشت مالی داشته باشند. این کار فقط از کسانی برمی‌آید که درونشان چیزی جز عشق و محبت نباشد.
این موضوع بسیار مهم و ارزشمند است و تک‌تک ما، به‌عنوان رهجو و به‌عنوان مسافر، باید قدردان راهنمای خود باشیم و همیشه شکرگزار و سپاسگزارشان بمانیم.
برای همه بچه‌های کنگره ۶۰ و همه کسانی که در حال خدمت هستند، به‌ویژه راهنمایان گرامی، آرزوی بهترین‌ها را دارم و آرزو می‌کنم در زندگی‌شان همواره موفق و سربلند باشند.

از اینکه به صحبت‌های بنده گوش دادید سپاسگزارم

 

ضبط و تایپ: مسافر نوید
عکس: مسافر نوید
ویرایش و ارسال: مسافر نوید(گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .