چشمان باز را ببندید و دریچه های قلب را باز نمایید؛ آنگاه خواهید دید که قدمهایتان به سویی می روند که روزی از آن راه به زمین آمدهاید؛ پس خوب گوش کنید تا صداها را بشنوید و در اعماق وجودتان به فراسو راه یابید. آیا دانایان با نادانان با هم برابر هستند؟ آیا کسانی که خدمت می کنند با کسانی که خیانت می کنند با هم برابرند؟ حتماً خواهید گفت خیر! با هم برابر نیستند، زیرا این کلام خداوند است و کلام خداوند و وعده او دروغ نیست و اگر شما هم بر این باور باشید، حتماً میدانید که پیامبران الهی بزرگترین راهنمایان بشر بوده و هستند که با انگشت اشاره، صراط مستقیم و یا مسیر بهروزی زندگی را به ما نشان میدادند و میدهند. پس اگر این مطلب را بدانیم، بایستی برای جایگاه راهنمایی، ارزش بسیار بالایی قائل شویم؛ هر چند ما در مقابل آنها مثل قطره و اقیانوس می باشیم. بنابراین، ما طبق پیمانی که بستهایم از مسیر تعیین شده که پیمان راه مستقیم است خارج نمیشویم و میدانیم که سقوط از وادی خدمت به وادی خیانت کاریست هم سخت و هم سهل. در خاتمه امیدوارم، خداوند همیشه یار و یاور تمامی راهنمایان کنگره۶۰ باشد.
در خدمت تعدادی از راهنمایان تازه وارد شعبه سهروردی اصفهان رسیدیم تا از تجربیات آنان در خصوص هفته راهنما بهرهمند شویم.
ابتدا گفتگو را با راهنما مسافر سعید آغاز میکنیم:
۱. سختترین بخش خدمت در جایگاه راهنمای تازهواردین برای شما چیست؟
خدمت در جایگاه راهنمای تازهواردین بسیار لذتبخش است و میتوان گفت سختی خاصی ندارد. اگر هم سختیای باشد، مربوط به مسئولیتی است که بر عهده دارم تا آن را به نحو احسن انجام دهم و بتوانم یک تازهوارد را با کنگره مأنوس نمایم.
خداوند انسانهایی را در مسیر کنگره قرار میدهد که خواهان عاقبتبهخیری و هدایت باشند. انسانها در این زمانه همگی به نوعی مسافرند و به دنبال «حالِ خوش» میگردند؛ اما متأسفانه بسیاری از روی ناآگاهی، حال خوش را در پول، قدرت و ثروت جستوجو میکنند و برخی همچون من، آن را در مصرف مواد مخدر میدانستند و راه را اشتباه رفتند.
سالها قبل که به کنگره آمدم، حس کردم به اینجا دعوت شدهام و گمشدهای را که در عمق وجودم بود، در این مکان یافتم. از آنجا که فطرت آدمی با نیکی سرشته شده است، هرگاه انسان به سمت سیاهی و پلیدی حرکت کند، درون او ناآرام میشود.
از این تجربهها دریافتم وقتی یک تازهوارد به کنگره قدم میگذارد، بهدنبال گمشدهای است؛ شاید به ظاهر به دنبال قطع مصرف یا درمان باشد، اما در حقیقت در جستوجوی خویشتنِ گمشده خویش است. کنگره یک جمعیت انسانی است؛ مکانی که انسان در آن دوباره زنده میشود.
با ورود یک تازهوارد باید به او یادآوری کرد که انسانی باارزش است و تنها راه را گم کرده است. پس باید بر خود متمرکز شود و اکنون که به اشتباهاتش پی برده، برای جبران آنها تلاش کند و برای خانواده و جامعه خویش فردی مفید باشد. هیچ موجودی «هیچ» نیست، حتی اگر خود چنین بیندیشد.
۲. به نظر شما چرا برخی افراد در همان ابتدای امر، پیش از شروع درمان، کنگره را رها میکنند؟
به نظر من باید در تازهوارد باور محکمی ایجاد کرد و خواسته واقعی او برای درمان را در عمق وجودش یافت و تقویت نمود. اگر فرد فراموش کند که به چه منظور به کنگره آمده است و نسبت به هدف خود آگاهی پیدا نکند، ممکن است پیش از شروع درمان آن را رها کند.
باید به او آموخت که برای خود هدفی مشخص تعیین کند و درمان اعتیاد را جزو اهداف اصلی زندگیاش بداند. ما باید به او اطمینان دهیم که درمان اعتیاد، در صورت انجام سفر صحیح، قطعی و امکانپذیر است. او باید بداند اعتیاد شریکی از جنس تاریکی است که جسم، روان و اندیشه انسان را نابود میکند و آدمی را به پرتگاه نابودی میکشاند. اگر آن را از خود جدا نکند، همواره همراه او خواهد ماند.
زمانی که خواسته مشخص شود و تفکر بیدار گردد، از بیداری تا هوشیاری راهی نیست؛ حتی اگر هزاران سال در خواب بوده باشد.
۳. اگر بخواهید پیامی به تازهواردین بدهید، آن چیست؟
از آنها میخواهم که حتماً اعتیاد خود را درمان کنند؛ زیرا اعتیاد تنها یک بیماری جسمی نیست، بلکه در صور پنهان انسان نیز خلل ایجاد میکند و تاریکی عمیقی است که بسیاری از جنبههای زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد و بدیها و زشتیها را به همراه میآورد.
باید بدانند که انسان با افزایش دانایی و حرکت در مسیر تزکیه، جایگاه خود را تغییر میدهد و به سوی صعود حرکت میکند. همانگونه که در کتاب ۶۰ درجه آمده است: «آنقدر میرویانم تا شب و ظلمت همهجا را فرا گیرد، اما تو بر جام من مصلح بیا تا عظمت را ببینی؛ از میان تاریکیها نور را پیدا کن و بالا بیا.»
بنابراین شخصیت قبلی هر فرد مصرفکننده باید بهطور کامل تغییر کند؛ افکار و اندیشههای او از نو ساخته شود و در حقیقت، شخصیت پیشین او بمیرد تا انسان جدیدی متولد گردد.
ضمن تشکر از راهنما مسافر سعید، در ادامه از راهنما مسافر کریم خواهشمندم؛ گفت و گو را ادامه دهند:
۱. به نظر شما مهمترین چالش تازهواردین در روزهای اول چیست؟
مهمترین چالش تازهوارد در روزهای نخست، جنگ بین «امیدواری» و «بیاعتمادی» است. او معمولاً با حالتی وارد میشود که احساس شکست دارد؛ به خودش اعتماد ندارد، به روشهای درمانی بدبین است، از قضاوتشدن میترسد و حال روحی بیثباتی دارد.
در ظاهر ممکن است ساکت باشد، یا حتی پرحرف و معترض؛ اما در درونش این سؤال مدام تکرار میشود: «آیا اینجا واقعاً فرق دارد؟ یا باز هم شکست میخورم؟»
۲. چگونه میتوان انگیزه ماندن در کنگره را در تازهوارد تقویت کرد؟
۱) ایجاد احساس امنیت تازهوارد باید ابتدا احساس کند که اینجا قضاوت نمیشود، کسی او را تحقیر نمیکند و شکستهای گذشتهاش بخشی طبیعی از مسیر زندگی بوده است. وقتی امنیت روانی ایجاد شود، ذهن او برای ماندن آماده میشود. ۲) درگیر کردن او در آموزش و فعالیت کسی که فعال شود، وابسته میشود. تشویق به نوشتن، سؤال پرسیدن و حتی سپردن مسئولیتهای کوچک مانند نظم جلسه، باعث ایجاد حس تعلق میشود. ۳) ارتباط انسانی، نه صرفاً جایگاهی گاهی یک احوالپرسی ساده میتواند انگیزه ماندن را چند برابر کند. تازهوارد باید احساس کند که برای کسی مهم است و حضورش دیده میشود.
۳. تأثیرگذارترین تجربهای که با یک تازهوارد داشتهاید چه بود؟
یکی از تأثیرگذارترین تجربههای من مربوط به تازهواردی بود که کاملاً بیاعتماد وارد شد. مدام میگفت: «من دیگر درست نمیشوم.» نه به روش اعتماد داشت، نه به خودش و نه حتی به من که قصد مشاوره داشتم. هرچه درباره روش درمان، اعتیاد و مواد صحبت میکردم، پاسخی نمیداد. فقط نگاه میکرد و سرش را تکان میداد.
در نهایت تصمیم گرفتم نه نصیحت کنم و نه امید واهی بدهم؛ فقط به او گفتم: «فعلاً فقط به آمدن به جلسه بعدی فکر کن.» با خودم فکر میکردم شاید جلسه دوم نیاید؛ اما خدا را شکر دوباره در شعبه حاضر شد. جلسه دوم هم مانند روز اول گذشت؛ گوش میداد و حرفی نمیزد. هنگام رفتن فقط به او گفتم:
«اینجا عجله نکن، فقط بمان.» این تجربه برای من درس بزرگی داشت. در جلسه سوم، انگار با فرد دیگری روبهرو بودم؛ شروع به پرسیدن سؤال کرد. آن لحظه فهمیدم انتقال حس امنیت و باور، از هر توضیح و استدلالی مهمتر است.
گاهی تنها با یک جمله میتوان به انسان فرصت داد تا خودش تغییر را آغاز کند.

ضمن تشکر از راهنما مسافر کریم، در ادامه از راهنما مسافرداوود خواهشمندم؛ گفت و گو را ادامه دهند:
۱- تفاوت راهنمای تازهواردین با راهنمای سفر اول چیست؟
راهنمای تازهواردین اولین مرحله از فرآیند درمان را بر عهده دارد. هرچند مدتزمان این مرحله در مقایسه با کل طول سفر درمان کوتاه و اندک است، اما تأثیر آن بسیار مهم و کلیدی میباشد. وظیفه راهنمای تازهواردین آمادهسازی رهجو برای آغاز سفر است و در مراحل بعدی درمان دخالتی ندارد.
۲- چرا مرحله ورود به کنگره را حساسترین مرحله میدانند؟
زیرا یک فرد مصرفکننده تازهوارد، به دلیل تخریبهایی که در اثر مصرف برای خود ایجاد کرده است، بسیار حساس و شکننده میباشد و نیازمند برخوردی ویژه است. به قول استاد، در این عمل همه چیز باید با تفکر و تعقل صحیح و توأم با محبتِ حسابشده و بلاعوض انجام شود. ازاینرو، اجرای صحیح این فرآیند نیازمند افراد علاقهمند، آموزشدیده و دارای برنامهریزی دقیق است.
نحوه مواجهه با تازهواردین در سه جلسه اول بسیار مهم و سرنوشتساز است تا تازهوارد بتواند تصویر رهایی خود را در راهنما ببیند و برای آینده خویش تصویرسازی کند.
۳- اولین وظیفه راهنمای تازهواردین در برخورد با یک تازهوارد چیست؟
کلید برقراری ارتباط در فرآیند راهنمایی تازهواردین، در تعریف «مصرفکننده کیست» نهفته است. فرد مصرفکننده در جهانی مملو از ترس، اضطراب، پریشانی و توهم به سر میبرد. بنابراین ایجاد ارتباط مؤثر و القای حس آرامش در برخورد اولیه، از نخستین وظایف راهنمای تازهواردین است.
۴- اگر یک تازهوارد با بیاعتمادی وارد شود، چگونه باید با او برخورد کرد؟
هرقدر هم تلاش کنیم، نمیتوانیم از قضاوت فرد تازهوارد نسبت به راهنما یا مشاور جلوگیری کنیم. بنابراین باید تا حد امکان اصول و نکات اساسی را رعایت نماییم تا جذب بیشتری ایجاد شود و تأثیر صحیحتری بر فرد تازهوارد بگذاریم. هدف آن است که او را برای پذیرش مراحل بعدی و ورود به پروسه درمان آماده کنیم.
اگر درد را احساس کردی زندهای، ولی اگر درد دیگران را حس کردی انسانی، درود بر شما که مصداق بارز این جملهاید و با حس کردن و به جان خریدن درد دردمندان، انسانیت، شرافت و عشق بدون چشمداشت را رنگ و معنا بخشیدید، بدرخشید و جاودان و پایدار باشید. از اینکه به سوالات پاسخ دادید، سپاسگزارم.
در پناه قدرت مطلق.
انجام مصاحبه: مسافر مرتضی ل۹
تایپ: مسافران مسلم ل5، محمد ل15، مجید ل1
تنظیم و ارسال: مسافر جواد (نگهبان سایت)
سایت مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
111