در سیدی مدرس، استاد به یک تقسیمبندی اساسی در میان انسانها اشاره میکنند؛ تقسیمبندی که بر پایه نگاه و نوع نگرش افراد در مواجهه با مسائل شکل میگیرد. انسانها به دو دسته خوب و بد تقسیم میشوند و تفاوت مهم بین آنها در نوع پرسشی است که هنگام روبهرو شدن با یک مسئله مطرح میکنند؛ انسان خوب میپرسد: من چه کاری میتوانم انجام دهم؟ اما انسان بد میپرسد: اگر کاری انجام دهم، چه سودی برای من دارد؟
این نگرشها پایههای شکلگیری جوامع را میسازند. جامعهای که در آن انسانهای خوب حضور پر رنگتری دارند، همواره در مسیر پیشرفت و تکامل حرکت میکند؛ زیرا اعضای آن به دنبال خدمت و رشد جمعیاند؛ اما در جامعهای که نگاه سودمحور و فردگرایانه غالب باشد، حرکت رو به جلو سخت خواهد شد. در ادامه، استاد به نقش آموزش و جایگاه معلم در پرورش چنین انسانهایی اشاره میکنند. از آنجا که انسان نیازمند پرورش و رشد میباشد، وجود معلمان راستین و راهنمایان واقعی ضروری است. رشد علم و معرفت در سایه آموزش صحیح و هدایت آگاهانه امکانپذیر میشود.
برای تکامل انسان، یک شرط اساسی مطرح میشود و آن فرمانبرداری کامل از معلم است. شاگردی که بتواند بدون چون و چرا آموزشها را اجرا کند، مسیر رشد را سریعتر طی میکند. همانگونه که در یک کلاس درس، شاگرد اول لزوما باهوشترین فرد نیست؛ بلکه کسی است که دقیقترین تبعیت را از معلم خود دارد. البته نقش معلم نیز بسیار مهم است. آموزش زمانی اثرگذار خواهد بود که چند اصل در آن رعایت شود: نخست آنکه معلم باید عاشق آموزش و شاگردان خود باشد و از روی عشق تدریس کند.
دوم آنکه مطالب آموزشی متناسب با نیاز شاگردان ارائه شود. سوم آنکه مطالب مرتبط و حقیقی باشند؛ زیرا ممکن است موضوعی با مسئلهای ارتباط داشته باشد؛ اما حقیقت در آن وجود نداشته باشد. و در نهایت، آموزش باید به صورت ساده بیان شود. سادهگویی به معنای سطحی یا خلاصهگویی نیست؛ بلکه به معنای ارائه ابزار فهم عمیق است. معلم موفق کسی است که شاگرد را مجهز میکند تا بتواند تا عمق موضوع پیش برود، نه آنکه تنها در سطح باقی بماند.
پیش از آشنایی با کنگره، همواره در جایگاهی ایستاده بودم که گمان میکردم همه چیز را میدانم؛ خوب و بد را بهدرستی تشخیص میدهم و مسیر صحیح را انتخاب میکنم. در ظاهر میدانستم دروغگویی نادرست است؛ اما هرجا منافع شخصیام اقتضا میکرد که حقیقت را پنهان کنم یا واقعیتی را بیان نکنم، بهآسانی از آن عبور میکردم و با توجیههایی فریبنده، وجدانم را آرام میساختم. این تنها نمونهای از رفتارهای ضدارزشی من بود. در آن زمان، بسیاری از عملکردهای من نادرست بود که همگی ریشه در جهالت و دانش سطحی و خلاصهشدهام داشتند؛ دانشی که عمق نداشت و تنها ظاهری از آگاهی را به من داده بود.
با ورود من به کنگره و قرار گرفتن در مسیر آموزش، درست آن زمانی که راهنمایی دلسوز دست مرا گرفت، آرامآرام دریافتم آنچه پیشتر دانستن میپنداشتم، دانش حقیقی نبود؛ چون قادر به کار بردی کردن آنها نبودم. امروز بهتر میتوانم معنای زندگی را درک کنم و آگاهانهتر از رفتارهایی که حتی آن زمان نیز میدانستم ضد ارزشی هستند، فاصله بگیرم و این را تنها مدیون جناب آقای مهندس و این بستر آموزشی هستم که برایم فراهم کرده است. خداوند سایه این راهنمای بزرگ را از سرمان کم نکند.
منبع: سی دی مدرس استاد امین
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابطخبری: همسفر فاطمه.م رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
79