جلسه هشتم از دور دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه با استادی راهنمای محترم مسافر رضا و نگهبانی مسافر محمود و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه جشن هفته راهنما سهشنبه تاریخ 1404/11/28 ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
از ایجنت و نگهبان محترم سپاسگزارم که استادی و مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم.
از تمامی راهنمایان عزیز و همه خدمتگزاران شعبه معدن فیروزه که اجازه دادند امروز هم بنده در این جایگاه قرار بگیرم تشکر میکنم. هفته راهنما است و بنده این هفته را از صمیم قلبم به یگانه راهنمای کنگره ۶۰ جناب مهندس دژاکام و همه راهنمایان کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم. به شعبه خودمان میرسم و به همه راهنمایان عزیز که در این جلسه حضور دارند و یا به هر شکلی غائب هستند و بهراستی نماد عشق و محبت هستند تبریک عرض میکنم. جای علی آقای اسماعیلی را در این جلسه بهشدت خالی احساس میکنم و بهجای ایشان دسته گل میگذارم. در تعریف و توصیف راهنما اگر بنده بخواهم از خودم مطلبی عرض کنم چیزی برای گفتن ندارم و اگر هم مطلبی بر زبان من جاری میشود همه در سایه آموزشهای کنگره ۶۰ و عشق و محبتی است که همه ما اعضای کنگره ۶۰ را گرد هم جمع مع میکند. پشت جزوه جناب مهندس یک مطلب زیبایی نوشته شده است که اگر میخواهی در کنگره ۶۰ راهنما باشی باید توکل رسول خدا و صبر حضرت علی و شجاعت امام حسین را داشته باش وگرنه برو و به دنبال کار دیگری بگرد. از نظر من راهنما کسی است که این سه مؤلفه را همزمان دارد و سه مؤلفه عقل عشق و ایمان هر سهدر یک راهنما وجود دارد، وادی دوم را درک کرده و به خویشتن خویش بهاداده و اکنون پا به عرصه خدمت گذاشته تا دیگران نیز حالشان مثل او خوب شود. مگر این نیست که کسی راهنما باشد و به زحمت نیفتد بیشک چنین شخصی عاشق است، من بهعنوان یک رهجو این مطالب را عرض میکنم و نه بهعنوان یک راهنما و تا آخر عمر نیز رهجوی راهنمای خوبم هستم و تمامی این سه مؤلفه عقل،عشق و ایمان را در ایشان دیدم. کارهایی که من در ذهن و رویای خود داشتم ایشان به مرحله اجرا در میآوردند و همیشه این حقیقت پیش چشم من بود به اجرا در میآوردند،بهراستی میشود راهنمای کنگره ۶۰ بود و عاقل نبود؟ آیا میشود راهنمای کنگره ۶۰ باشی و مؤمن نباشی؟ به نظر من راهنما به معنای واقعی کلمه این سه مؤلفه مثلث شخصیت را بهصورت کامل تعریف میکند. من رهجوی سفر اولی وقتی پا در کنگره ۶۰ میگذارم بیشتر جذب سخنان دلپذیر و نشأت گرفته از قلب راهنما میشوم، من مصرفکننده مواد مخدر از همهجا طرد شده بودم و هر آنچه دیده بودم تماماً بیمحبتی بود، اکنون پادر جایی گذاشتم که هم حرف از دل در میان است و هم حرف عقل و من از این دو کاملتر پیدا نمیکنم. تنها جایی که من را به تعادل و به تکامل نزدیک کرده است همین کنگره ۶۰ است.

محبت در کنگره ۶۰ واقعی است و این مسأله را هر زمان کسی را که در آغوش میگیریم بهخوبی حس میکنیم،به این دلیل محبت در کنگره ۶۰ دلچسب است که واقعی و بی قل و غش است و از جنس محبت بلاعوض است،همانگونه که بزرگان گفتهاند اگر عشق خالق نداری عشق مخلوق مهیا کن. من رهجوی کنگره ۶۰ هر روز این محبت را بهصورت تکرار هر روز میبینم و جالب است که عشق و محبتم به کنگره ۶۰ بیشتر و بیشتر میشود. راهنما کسی است که عهد کرده که هیچ گاه خسته نشود انگار که پیمان بسته است. راهنما به معنای واقعی کلمه زخم عشق را همیشه در وجود خود تازه نگه میدارد تمام هستی خود را صرف همین عشق میکند. راهنما در سه بعد جسم ، روان و جهانبینی به معنای واقعی کلمه مسافر را احیا میکند. شب و روز خود را با هم یکی میکند تا بلکه حال من مسافر هم خوب شود. بهراستی در بیرون از کنگره ۶۰ انسانهای حتی بامحبت چه مقدار حاضرند وقت خود را برای خدمت به انسانهای دردمند صرف کنند. یک راهنما در کنگره ۶۰ پیمان میبندد که ۴ سال تمام زندگی خود را صرف کمک و دستگیری از مصرف کنندگان مواد مخدرو خانوادههای آنهاکند. درپایان هم به راهنمای خودم درود میفرستم که عقل و عشق و ایمان را برای من معنی کرد وبر همه راهنمایان و خدمتگزارانی که رد پای انسانیت را پررنگ نگه میدارند نیز درود میفرستم.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید
درادامه تقدیر از راهنمایان محترم









عکاس وتایپ: مسافرابوالفضل ( دبیرسایت )
ویراستاری،نگارش متن وارسال خبر: مسافر حسین (نگهبان سایت )
مرزبان کشیک: مسافر خلیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
46