جلسه دوازدهم از دوره چهلم سری کارگاههای آموزشی، خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی ایجنت مسافر آرش و نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه «هفته راهنمایان؛ "DST"، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی» در روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، آرش هستم؛ یک مسافر.
هفته راهنما را به تمامی راهنمایان عزیز و بزرگوار تبریک میگویم، به ویژه به جناب مهندس دژاکام و همه راهنمایان محترم کنگره ۶۰؛ از راهنمایان "D.S.T" درمان اعتیاد گرفته تا راهنمایان سیگار، کنترل وزن و ورزشی. خدا را شکر میکنم که سرچشمه همه این راهنمایان گرانقدر، جناب مهندس دژاکام هستند که بهترین بستر آموزش را برای ما فراهم کردهاند.
حالا که جلسه شروع شده، دلم میخواهد با شوق و انرژی همراه باشید. این هفته، هفته راهنماست؛ پس باید پر از نشاط باشید و جناب مهندس دژاکام را با دل و جان تشویق کنید. هزاران بار شکر که دوباره توانستهایم در این مکان مقدس کنار هم باشیم. در هیچ جای جهان نمیتوان انسانی یافت که مانند اعضاء کنگره ۶۰ با آموزش و حال خوش زندگی کند و این نعمت را مدیون راهنمایان مهربانی هستیم که راه را به ما نشان دادهاند؛ به ویژه جناب مهندس دژاکام.
این عزیزان پس از طی مراحل آموزش و امتحان، اکنون راهنمایانی هستند که ما را هدایت میکنند. ما هم تلاش میکنیم بیاموزیم، رشد کنیم و به سطح راهنمایان برسیم تا پروسه درمان خود را کامل کنیم. اگر امروز اعضاء کنگره حال خوشی دارند، بیتردید آن را مدیون سیدیهای ارزندهی دکتر امین هستند، به ویژه آخرین سیدی با نام «اکبر» که سرشار از مطالب آموزنده و تاثیرگذار است. گاه برخی دانستهها آنقدر آسان در اختیارمان قرار میگیرد که قدرشان را نمیدانیم؛ مانند سیدیهای جدید اپلیکیشن دژاکام که بار علمی و آموزشی آنها از هزاران کتاب بیشتر است. این همه را مدیون جناب مهندس، خانواده محترم ایشان و راهنمایان عزیز هستیم.
من از خودم شروع میکنم؛ روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم، با منیت بسیار زیادی آمدم و تصورم بر این بود که سالم هستم. شخصی را برای درمان آورده بودم تا رها کنم و بروم. آن روزها مصرفکننده مشروب بودم و افکاری نادرست داشتم. از راهنمایان تازهواردین تشکر میکنم که من نیز به عنوان راهنمای تازهواردین پذیرفته شدم و توانستم تمام پلههای خدمت را در کنگره۶۰ طی کنم و از آن لذت ببرم.
روزی آرزو داشتم تمام خدمتها را تجربه کنم و خدا را شکر که این آرزو برآورده شد. از خدمتی به خدمت دیگر بیوقفه و با عشق رفتم. هر لحظه خدمت، هزاران درس در خود دارد و چنان دلنشین است که حال انسان را دگرگون میکند. انسانها روزگاری دنبال چراغ جادو بودند تا حالشان را خوش کنند و به دنبال اسم اعظم میگشتند.
جناب مهندس در سیدیها توضیحات بسیار زیبایی دادهاند: «اگر خودت را بزرگ ببینی، حتی ببر را هم گربه میبینی»؛ یعنی چیزهایی را که باید از آنها بترسی نمیترسی و از آنچه نباید بترسی، در هراس میمانی. از راهنمای خود نباید ترسید، بلکه باید با عشق به سوی او رفت. در کنگره ۶۰ حرمتهایی وجود دارد؛ نباید با یکدیگر رفتوآمد خارج از چارچوب داشته باشیم یا شماره تلفن رد و بدل کنیم. وظیفه راهنما، هدایت و بیداری ماست تا بدانیم چه بایدها و نبایدهایی داریم.
خدا را هزاران بار شکر میکنم که در مسیری روشن قدم گذاشتهایم؛ از زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم، حال خوشی دارم و تغییرات زیادی در جسم و روانم یافتهام. پیش از این خواب آرام نداشتم، اعصابم همیشه متشنج بود و تنها به پول و خوراک بیشتر فکر میکردم. اکنون یاد گرفتهام که زیادهخوری نه ثروت میآورد نه آرامش، بلکه بیماری و بیخوابی میآورد. گاهی فراموشی، مانع از یادآوری روزهای سخت آغاز میشود؛ روزهایی که حال خوبی نداشتم. اکنون دگرگون شدهام و این تغییر را مدیون راهنمایان بزرگواری هستم که معرفت، علم و عشق را به ما آموختند؛ تأثیر آن نه تنها در وجود ما، بلکه در خانوادههایمان نیز نمود یافته است.
وقتی به هشت سال پیش نگاه میکنم، میبینم دنیایم زیر و رو شده و وارد ساختاری تازه با نیاز به عشق و صبر گشتهام. خطابم به سفر اولیهاست؛ آنان خون و جان کنگرهاند و باید صبور باشند. اگر امروز آرش در جایگاه ایجنت نشسته و حال خوش دارد، بدانید که هشت سال پیش حالش به قدری وخیم بود که قابل وصف نیست. سفری که نیاز به تحمل دارد و باید گوش به فرمان راهنما بود.
راهنما اگر هدایت کند و شما فرمانبردار باشید، فرماندهی جسم و روانتان را به دست خواهید گرفت. باید دستورات راهنما را اجرا کنید، زیرا فرمانده واقعی کسی است که تسلط بر جسم و روان خود داشته باشد و همیشه لبخند و حال خوش را با خود داشته باشد. اگر راهنمایان نبودند، امروز ما حال خوشی نداشتیم. من شخصاً بدهکار همه راهنمایان کنگره ۶۰ هستم. حتی حالا که خودم راهنما هستم، از مشارکت عزیزان درس میگیرم؛ چون دیگر منیتی در وجودم نیست.
به عزیزان بنگرید؛ هر یک از شما توان مدیریت یک جهان را دارید. اهریمن به دنبال شاهکارهای خلقت است و شما اینجا جمع شدهاید؛ جناب مهندس شاهکاری خلق کردهاند که ما را بازگرداندهاند. شیطان سراغ آدمهای خوب و قدرتمند میرود تا آنها را به دام اعتیاد بکشاند. شگرد یک راهنما چقدر زیباست؛ او گاه مهر مادری دارد و گاه خشم پدری و این بازی زیبا را فقط در کنگره ۶۰ میآموزیم. افرادی که در کنگره سفر میکنند، به ویژه راهنماها، به انسانهایی خارقالعاده تبدیل میشوند؛ کسی که روزی پول دارویش را نداشت، امروز پهلوانی استوار است. این عظمت در کنگره۶۰ نهفته است؛ اگر در آن خدمت کنی، به رمز و راز کشف حقیقت میرسی.
حقیقت تماماً در کنگره۶۰ است و چقدر زیبا در روش "D.S.T" که جناب مهندس آموزش دادهاند، نشان داده شد که چگونه انسانی مصرفکننده به شخصیتی معتبر تبدیل میشود. چه جادوگری میتواند قهر، منیت و نفرت را به عشق و لذت بدل کند تا خانواده، جامعه و جهان از وجودش بهرهمند شوند؟ تنها راهنماست که قادر به این دگرگونی است. برای سفر دومیها: اگر از کنگره۶۰ فاصله بگیرند و خدمت نکنند، مانند درختی خواهند بود که ریشهاش از خاک جدا میشود و دیگر تغذیه ندارد. به همین دلیل است که میگوییم هر هفته باید سیدی بنویسند؛ چون تغذیه روح و درمان از همین راه است. خدمت، ضمانت درمان است.
تایپ: اسماعیل (لژیون۲۱)، مسافر سینا (لژیون۵)، مسافر محمد (لژیون۲۶)، مسافر پارسا (لژیون۱۴)، مسافر مختار (لژیون۱۶)، مسافر محمد (لژیون۲۱)
ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)
سیستم صوتی: مسافر مهدی (لژیون۲۵)
دیتاشو: مسافر حجت (لژیون۱۹)
مرزبان خبری: مسافر علی
تهیه و ارسال: مسافر حمزه (لژیون ۱)
- تعداد بازدید از این مطلب :
197