English Version
This Site Is Available In English

راهنما همان آتش روشن در دل سرما است

راهنما همان آتش روشن در دل سرما است

همسفر اقدس رهجوی راهنما همسفر سحر (لژیون دهم)
در ابتدا هفته راهنما را خدمت آقای مهندس، تمامی راهنماهای کنگره۶۰ همچنین به راهنمایم همسفر سحر تبریک می‌گویم. راهنمای خوبم! شما آموزگاری هستید که الفبای زندگی را برایم سرمشق گرفتید و در گوش من با صدای پرمهرتان عشق، محبت، گذشت و صبر را زمزمه کردید؛ همین‌طور درس چگونه زندگی کردن را به من آموختید. راهنمای عزیزم! شما با خورشید نگاه خود، گرمایی به جان یخ‌زده‌ام تاباندید و جان تازه‌ای به من بخشیدید. من حتی چگونه فکر کردن را نیز از شما آموختم؛ با امیدی که به من دادید، وجودم را دلگرم کردید تا جاده پر پیچ و خم زندگی را با امید سپری کنم و هر بار که رشته امیدم از هم گسست، با نور امید شما جان تازه‌ای گرفتم و سر پا شدم. راهنمای خوبم! شما مانند یک ناجی و فرشته مرا راهنمایی کردید تا از تاریکی به نور، از غم به شادی و از نفرت به سمت عشق پرواز کنم. من چگونه می‌توانم از شما سپاسگزاری کنم؟ عاشقانه‌ترین موجود خداوند! شما مانند ابری هستید که جان تشنه مرا با باران دانش سیراب می‌کنید؛ مانند چشمه‌ای می‌باشید که زلال بودن را زیر سایه درخت دانایی به من آموختید؛ مانند آموزگاری مهربان به من یاد دادید که چگونه پرواز کنم و با گذشتن از وادی محبت به معبود خویش برسم. من در کنگره آموختم که به عنوان یک همسفر، باید به راهنمای خود احترام بگذارم و این احترام باید به صورت زبانی، قلبی و عملی باشد؛ در حقیقت قدردانی در کنگره۶۰ باید به مرحله عمل برسد. در کلام آخر، استاد عزیزم! تا همیشه رهجوی سپاسگزار شما خواهم ماند و سعی می‌کنم، تمام آموزش‌هایی که از شما فراگرفتم را به مرحله ظهور و عمل نزدیک و کاربردی کنم‌.

همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم)
"آنان که به دیگران نور می‌بخشند، خود روزی صاحب نور خواهند شد." هفته راهنما فرصتی‌ است برای قدردانی از انسان‌هایی که بی‌ادعا، چراغ راه می‌شوند و مسیر روشن‌ شدن را با آگاهی‌ و کلام خود نشان می‌دهند. راهنما در کنگره۶۰ فقط یک فرد، استاد یا آموزش‌دهنده نیست؛ او با عمل، ایمان و تعهدش، قوت قلب و مأمنی برای آرام کردن تمام ناآرامی‌های زندگی و ادامه راه می‌شود. نوری سرشار از تجربه و حس مسئولیت‌پذیری است که عاشقانه به دیگران می‌بخشد. راهنما، همان آتش روشن در دل سرما است که دل‌های یخ‌زده‌مان را با کلام و همراهی‌اش گرم می‌کند. این هفته‌ زیبا را به جناب مهندس دژاکام و خانواده‌ محترمشان صمیمانه تبریک عرض می‌کنم. سپاسگزار جناب مهندس هستم برای سی‌دی‌ها و آموزش‌هایی که همواره، راه و رسم درست زندگی را با نگاهی پدرانه و آگاهانه به ما می‌آموزند و چراغ مسیرمان می‌شوند. قدردان دکتر امین هستم؛ تمام معادلات و جهان‌بینی در زندگی‌ام را با بیانی زیبا، عمیق و تاثیرگذار دگرگون کردند؛ من را با دنیایی آشنا می‌کنند که گمان می‌کردم از من دور است،؛ اما در حقیقت، در درون خود من است؛ و سپاس ویژه از خانم شانی که همواره با کلام صریح، دقیق و مهربان، زنانگی، آگاهی و ارزش وجودی‌مان را به ما یادآوری می‌کنند؛ و اما این روز فرخنده و زیبا را به راهنمای گرانقدرم همسفر فتانه تبریک می‌گویم؛ کسی که با صبوری‌ها، دلگرمی‌ها و همراهی‌اش داستان تاریکمان را به داستانی عاشقانه تبدیل کردند. خانم فتانه نازنینم! شما در نقش راهنما، یک دوست و یک رفیق امن کنارم ایستادید، برای آموختن دانسته‌ها و تجربیاتتان، درست دیدن، درست فهمیدن و درست ادامه دادن. گاهی اوقات مانند یک مادر، غبار نشسته بر دلم را بدون آن‌که بگویم، می‌فهمیدید و بی‌آنکه بخواهم، مرهم می‌گذاشتید. بی‌تردید، مصداق روشن این جمله‌اید:" آنان که به دیگران نور می‌بخشند، خود روزی صاحب نور خواهند شد." نوری ماندگار از جنس خدمت خالصانه‌ و عاشقانه‌، سایه‌تان مستدام و دلتان همواره عاشق باشد. هفته راهنما بر همه راهنمایان پرتلاش کنگره۶۰ مبارک باد.

همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
به‌نام خداوندی که تماما عشق و محبت است و این عشق و محبت را در دل مخلوقین خود نهادینه کرد تا با کسب شناخت، معرفت و آگاهی به این مهم دست پیدا کنند. ابتدا شکر‌گزار خداوند هستم که کنگره۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد. این هفته بزرگداشت را خدمت راهنمای بزرگوار آقای مهندس حسین دژاکام، خانواده محترمشان و همه راهنمایان کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم. هفته راهنما فرصتی است برای ستایش کسانی که چراغ راه زندگی ما شدند؛ من فکر نمی‌کنم با کلمات بتوانم حق مطلب را ادا کنم، امیدوارم روزی بتوانم ذره‌ای از این دریای بی‌کران مهر، محبت، فداکاری و عشق بلاعوض را با درک و عمل پاسخ دهم. راهنمای عزیزم! امروز می‌خواهم از نگاه یک همسفر، به خاطر مسیری که شما به من نشان دادید از اعماق وجودم سپاس‌گزاری کنم؛ سفری که آغازش نیز در فکر من نمی‌گنجید ولی حالا که به آگاهی و آرامش نزدیک شده‌ام، نقش و عظمت شما را درک می‌کنم.سفر در کنگره، فقط همسفری در کنار عزیزم نبود بلکه سفری بود تا به دنیای تاریک درون خودم پی ببرم. شما نور هدایتی بودید که مسیرم را روشن و هموار کردید، نگاه مرا به روی واقعی خودم  و به توانایی‌هایی که در خودم نمی‌دیدم باز کردید، با راهنمایی‌های شما توانستم بار سنگین اضطرابم را زمین بگذارم؛ شما بذری در من کاشتید که نگاهم به زندگی مانند این بود که دوباره متولد شدم و انگار در بعد دیگری زندگی می‌کنم؛ نیرویی که در آن قدرت انتخاب، امید به تغییر، جسارت، شجاعت و اطمینان به توانایی خودم را جایگزین ترس، تردید و ناامیدی کردم و توانستم بدون نقاب زندگی کنم. لحظاتی که خیلی خسته بودید اما با لبخندی زیبا جویای احوال ما می‌شدید. دلسوزانه مرا راهنمایی کردید و در اوج ناامیدی، امید را در دل من زنده کردید. برای درکتان، حضورتان و وجودتان سپاس‌گزارم؛ امیدوارم همیشه سلامت، شاد و موفق باشید و به تمام خواسته‌هایتان برسید.

عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر ليلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .