سومین جلسه از دوره نود و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی آکادمی به استادی راهنمای محترم مسافر داود، نگهبانی مسافر ارشیا و دبیری مسافر مهدی، با دستور جلسه "هفته راهنما (راهنمایان dst، سیگار، تازهواردین، موسیقی و ورزش)" چهارشنبه 29 بهمن ۱۴۰۴ رأس ساعت 15:30 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، داود هستم، یک مسافر. سپاسگزار و شکرگزار خداوند هستم که بار دیگر فرصت خدمت در این جایگاه را به من عطا فرمود تا بتوانم تجربهای را که به من بخشیدهاند را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم. همچنین از گروه مرزبانی و ایجنت محترم نهایت تشکر و قدردانی را دارم بابت زحمات مخلصانهای که در جهت پیشرفت و نظم کنگره ۶۰ متحمل میشوند. دستور جلسهی این هفته؛ راهنما DST، ویلیام ، تغذیه سالم، موسیقی و ورزش است. شاید برای یک راهنما دشوار باشد که از راهنمایی سخن بگوید، اما من از جایگاه یک عضو و رهجو در کنگره میخواهم برداشت خود را بیان کنم.
روزی بود که من، مصرفکنندهی مواد مخدر بودم. اعتیاد یعنی تاریکی؛ و من در آن تاریکی قدم میزدم، بدون اینکه بدانم به کجا میروم یا چه میکنم. نه برای آینده برنامهای داشتم و نه در زمان حال زندگی میکردم، زیرا سراسر اطرافم را تاریکی گرفته بود. در مقطعی از زندگی، بهشدت خسته شدم و از خودم پرسیدم: چرا در چنین وضعیتی هستم؟ خدایا، چه باید بکنم؟ در همان حالِ درماندگی، خداوند نوری در مسیرم قرار داد، و آن نور، کنگره ۶۰ بود. ما چون درخواست کردیم، خداوند پاسخ داد و کنگره را سرِ راهمان قرار داد. در این راه، با حس درونیام راهنمایی برایم برگزیده شد که چراغی در دست داشت تا مسیر را برایم روشن کند و به من بیاموزد به کدام سو باید حرکت کنم. همین حضور و راهنمایی، حیاتیترین نقطهی عطف زندگیام بود. اگر در همان تاریکی مانده بودم، بعید میدانم امروز در چنین حال خوشی بسر ببرم؛ شاید حتی زنده هم نبودم.
خدا را سپاس که با آشنایی با کنگره ۶۰ و بهواسطهی راهنمایم مسیر زندگی را یافتهام. کسی که از وقت، انرژی و حتی آسایش خود گذشت تا من و امثال من راه رهایی را بیاموزیم. اکنون پرسش این است که وظیفهی من در برابر چنین انسانی و چنین موهبتِ الهی چیست؟ آیا باید سپاسگزار باشم؟ بیتردید، بله. سپاسگزاری شکلهای گوناگون دارد؛ از قدردانی مالی مانند ارائهی پاکت به راهنما تا قدردانی زبانی، یعنی بیان صادقانهی تشکر و احترام. این فرصتی است برای ابراز سپاس؛ فرصتی تا نشان دهم که بهترینِ خودم را در مسیر آموزش و خدمت ارائه میدهم، در برابر انسانی که با عشق، صبر و مهربانی در کنار من بوده است. این انسانها همان چراغهایی هستند که مسیر درمان و تعالی ما را روشن میسازند.

رهجو معمولاً مشکلات خود را با راهنما در میان میگذارد؛ در واقع مجموعهای از انرژیهای منفی را به او منتقل میکند. اما بیایید از این پس، لحظات خوب و حال خوش خود را نیز با راهنما به اشتراک بگذاریم. راهنما نیز نیاز دارد بداند که حال رهجویش خوب است. این انتقال انرژی مثبت، تأثیری فراوان در ادامهی مسیر درمان و تقویت پیوند میان رهجو و راهنما دارد.
یکی دیگر از نشانههای سپاسگزاری از راهنما، خدمت کردن است؛ در هر جای ممکن و در هر موقعیتی که فرصت فراهم میشود. خدمت، نهتنها ادای احترام و قدردانی عملی است، بلکه موجب میشود خودمان حال بهتری پیدا کنیم و رشد بیشتری داشته باشیم.
اما چرا باید سپاسگزار باشیم؟
زیرا زمانی که سپاسگزاری میکنیم، در واقع موجی از انرژی مثبت را به کائنات میفرستیم.
وقتی میگوییم از این وضعیت خوشحالم، در حقیقت به جهان اعلام میکنیم که این مسیر را دوست داریم. در نتیجه، هستی نیز همان احساس خوب را چندبرابر به ما بازمیگرداند؛ چراکه ما درخواست کردهایم، حرکت نمودهایم و قدردان بودهایم و این پاداشِ طبیعیِ سپاسگزاری است بازگشت دوبارهی حالِ خوش به خودمان. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همگی شما متشکرم.
تایپ و بارگذاری: مسافر امید لژیون دوم، مسافر مهدی لژیون دوم
عکس: مسافر محمدحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
142