جلسه پنجم از دوره سیوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حر با استادی ایجنت همسفر ظریفه، نگهبانی همسفر مهین و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «هفته راهنما» روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوندا دریا و آسمان دشت پوشیده از رقصندهای آسمانیست و روح ناآرام ما خواستار رهایی، نه از خلاصی بلکه دیدار معشوق است. خداوندا، تنها تو را میستاییم و تنها تو را پرستش میکنیم برای این عمل عظیم شکر شکر شکر. در کنگره۶۰؛ این هفته، هفته تجلیل از مقام ارزشمند و مقدس راهنما هست. من در وهله اول از خداوند که راهنما و رب کل هستی است، سپاسگزارم که روزی ما کرد، در این بعد از حیات بتوانیم، وارد کنگره شویم و این جایگاه را تجربه کنیم. از آقای مهندس و خانم آنی بزرگ که اولین راهنمایان ما در کنگره هستند، تشکر میکنم، آقای مهندس و خانواده محترمشان با حرکتهایی که انجام دادند، بستری را برای ما بهوجود آوردند تا بتوانیم از فرصتهای موجود در کنگره بهرهمند بشویم. انشاالله خداوند سایه آقای مهندس و خانواده محترمشان را مستدام نگه دارد و ما بتوانیم با انجام عمل سالم ادامه دهنده مسیر سبز ایشان باشیم.
در ادامه تشکر میکنم از راهنمای بزرگوارم خانم اکرم عزیز إنشاءالله هرجا که هستند، خداوند به ایشان سلامتی و حال خوش نصیب کند. اگر من امروز در این جایگاه قرار دارم؛ قطعاً از زحمات راهنمای بزرگوارم است. به تمام راهنمایان خوب و پرانرژی شعبه حر چه در قسمت مسافران چه در قسمت همسفران این هفته پرشگون را تبریک می گویم و خوشحالم که با این فرشتگان زمینی آشنا شدم. در ابتدای صحبتهایم پیامی از آقای مهندس را برای شما عزیزان میخوانم و بعد در مورد جایگاه راهنما صحبت میکنم.
«ای راهنما روزت مبارک، نمیدانم میدانی که من تنها در مقابل راهنمایانی که شاگردی را به رهایی میرسانند و گل رهایی را به دست آنها میدهند سر تعظیم فرود میآورم؛ حتماً میدانید که این حرکت بیانگر ارزش الهی و انسانی است. ارزش الهی و انسانیِ کاری است که انجام میدهید؛ پس بدون نقص عمل کنید. اگر آن را درست انجام دهید، چیزی را به دست میآورید که ارزش آن را نمیدانید و اگر گرفتار بازیهای کودکانه شوید ضررهایی را متحمل خواهید شد که شاید در طول هزارانسال قادر به جبران خسارت وارده نشوید، پس آن کنید که فرمان است.»
جایگاه راهنمایی یک جایگاه معنوی است و خداوند لیاقت خدمت کردن را به هر کسی نمیدهد، پس چطور میشود فردی که در عمق تاریکی قرار دارد و نیروهای منفی او را تحت سلطه خود گرفتهاند و حسهای ناسالمی دارد، با ورود به کنگره و کسب آموزش و طی کردن سفر اول و سفر دوم خواسته راهنما شدن در او شکل میگیرد و با گذر از مراحل بسیاری که کم از هفت خوان نیست، موفق به کسب جایگاه راهنمایی میشود؟ ما خیلی سعادت داشتیم که اذن حضور در کنگره برای ما صادر شد و علمیترین و سالمترین مسیر را برای درمان انتخاب کردیم.
روز اولی که ما وارد کنگره شدیم، خواسته راهنما شدن در هیچ یک از ما وجود نداشت؛ ولی با ورود به لژیون به راهنما و مسیری که در آن قرار داشتیم، ایمان داشتیم، فرمانبردار راهنما و کنگره بودیم، راهنما عشق و محبت خودش را به ما تزریق کرد و شفیع ما شد، در ادامه برای رشد کردن در کنگره با خواست و تلاش و کوششی که انجام دادیم، توانستیم، مراحل را با موفقیت پشت سر بگذاریم و این جایگاه زیبا را کسب کنیم، در واقع بذر اولیه را راهنما در درون ما کاشت و باعث شد در این ساختار بمانیم و موهبت راهنما بودن را تجربه کنیم.
آقای مهندس در پیام میفرمایند: من سر تعظیم فرود میآورم در مقابل این افراد ولی در ادامه میگوید: حواستان باشد وارد بازیهای کودکانه نشوید. منظور از بازیهای کودکانه چیست؟ مگر راهنما رهجو را احیا نمیکند، مگر او را به رهایی نمی رساند؟ در معرفی کنگره۶۰؛ گفته می شود، «جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰» در کلام الله آمده که اگر فردی یک نفس را احیاء کند، انگار همه نفسها را احیاء کرده است. در کنگره این احیاء و زنده کردن توسط راهنما صورت میگیرد؛ ولی موقعی که راهنما وارد حاشیه میشود، اینکه چرا رهجوی من خدمت نمیکند، چرا تعداد رهجوهای من کم است و مواردی از این قبیل، از هدف اصلی که به رهایی و حال خوش رساندن رهجو است، غافل و از مسیر دور میشود.
راهنما باید اجازه دهد، خواسته خدمت در خود رهجو شکل بگیرد تا خدمت به سراغش بیاید. اینکه منِ راهنما برای رهجو خدمت بگیرم، اصلاً کار شایستهای نیست این نوعی وارد بازی شدن است، راهنما رهجو را برای خودش پرورش ندهد؛ بلکه برای کنگره پرورش و آموزش دهد و روی هدفی متمرکز باشد که کنگره از او خواسته است. استاد امین در یکی از سیدیها اشاره داشتند که راهنما به عنوان الگو هم میتواند روح رهجو را تقویت کند و هم جن رهجو را تقویت کند، پس مسئولیت راهنما بسیار سنگین و مسئولیت مهمی است و عملکرد رهجو در کنگره از صفر تا صد مربوط به راهنما میشود.
راهنماهای عزیز شعبه حر خیلی راهنماهای محترمی هستند و عاشقانه و خالصانه خدمت میکنند، حواسشان به این مسائل هست. قطعاً رهجو، راهنما را الگوی خودش قرار میدهد. الگوی بزرگ ما، در کنگره۶۰ آقای مهندس و در ادامه راهنماهایمان هستند. رهجو تمام حرکات و رفتار راهنمایش را الگو برداری میکند بهخاطر همین است که میگوئیم راهنما باید حواسش را جمع کند، گفتار و کردارش تماماً زیر ذرهبین رهجوهایش است. اگر راهنما حقیقت جایگاهی که در آن قرار گرفته را درک کند و طبق خواسته کنگره حرکت کند، پاداشهایی را دریافت می کند که از بُعد زمینی فراتر و ادامهدار است.
فلسفه راهنما شدن، باز پرداخت بدهی است در نوشتارهای آموزشی میخوانیم که راهنمایی ذکات رهایی است. من از زمان ورودم به کنگره۶۰؛ خدمات بیشماری دریافت میکنم که هر چقدر خدمت کنم، قادر به بازپرداخت بدهی نیستم. راهنما در لژیون، عشق و محبت میدهد و از رهجوهایش عشق و محبت و حسهای خوب را دریافت میکند، آموزش میدهد و آموزش دریافت میکند، برای همین است که میگوییم: راهنمایی بازی بُرد بُرد است. إنشاءالله قدر فرصت محدودی که در اختیارمان قرار گرفته است را بدانیم. عشق، محبت، عقل و ایمان را سرلوحه کار خودمان قرار بدهیم و روی سرنوشت خودمان و سرنوشت افرادی که به ما متصل هستند تأثیر مثبت بگذاریم و بتوانیم به صلح و آرامش نزدیکتر شویم.
یکی از مسائلی که در کنگره۶۰ آموزش میگیریم، شکرگزاری و سپاسگزاری است. شکرگزاری بالاترین عبادت است. مولانا در یکی از شعرهایش میگوید: شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر، نعمت از کفات بیرون کند. انسان هر چقدر سپاسگزار باشد نعمتهای بیشماری را دریافت میکند؛ ولی اگر خلاف این باشد یعنی ناسپاس و لکنود باشد، از نعمت هایی که در اختیار داردف محروم می شود. حضرت علی (ع) میفرمایند: « کسی که به من یک کلمه بیاموزد، من بنده او هستم» فراموش نکنیم ما در کنگره۶۰ آموزشهای زیادی فرا میگیریم، یک کلمه هم نیست، کنگره۶۰ برای خودش یک دنیا است. طبق فرموده آقای مهندس بر همه ما واجب است که از راهنمایان تقدیر و تشکر کنیم.
نفس عمل خیلی مهم است و گرنه راهنمایی که از انرژی و زمان خود هزینه میکند و بدون چشمداشت و خالصانه خدمت میکند و از عصاره جان خود میبخشد، نیازی به مادیات ندارد، ولی بر رهجو واجب و لازم است که مراتب قدردانی خود را زبانی، قلبی و مالی بهجا آورد و با دادن پاکت و نوشتن یک یادداشت زیبا قدردان راهنمای خودش باشد. استاد امین در صحبتهایی که در مورد D.sap بود، در مورد هابیل و قابیل صحبت کردند. هابیل موقعی که خواست ببخشد، بهترین هدیه را به پیشگاه خداوند عرضه کرد. رهجو هم وقتی میخواهد ببخشد، باید از عمق وجود و بدون حساب و کتاب ببخشد و مطمئن باشد که خداوند بخشش او را به بهترین نحو ممکن جبران خواهد کرد. برای همه شما عزیزان جشنی به یاد ماندنی خواستارم. با یک بیت از فردوسی صحبت هایم را به اتمام میرسانم؛ خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مارال و مسافر مهدی نیکزاد
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ستاره (لژیون پنجم) و همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر سارا و همسفر معصومه رهجویان راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم)
ارسال: راهنما همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
144