جلسه اول از دوره چهل و نهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر رسول و دبیری مسافرمحسن با دستور جلسه "هفته راهنما" چهارشنبه29 بهمن 1404 ساعت 15/30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر.
در ابتدا خداوند را شکر میکنم که این فرصت را به من داد تا در این جایگاه و در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم. واقعاً حضور در این جمع برای من افتخار بزرگی است. ابتدا تبریک میگویم به رسول و محسن بابت اولین جلسه نگهبانی و دبیریشان؛ برایشان آرزوی موفقیت دارم. همچنین انتشار کتاب جدید آقای مهندس را تبریک عرض میکنم. بخشهایی از کتاب را مطالعه کردم؛ هم از ابتدا و هم از انتها و قسمتهایی از میانه آن را خواندم و به نظرم بسیار ارزشمند، عمیق و تأثیرگذار بود.
ماه مبارک رمضان را نیز تبریک میگویم. امسال واقعاً روزهای بسیار خوبی را در کنگره و در فضای معنوی آن سپری کردم. این ماه برای من سرشار از حال خوب، نظم و آرامش بود و از این بابت بسیار خدا را شاکرم.
اما دستور جلسه امروز، جشن هفته راهنماست. این هفته را ابتدا به آقای مهندس و سپس به راهنمای عزیزم تبریک میگویم و از صمیم قلب قدردان زحماتشان هستم. اگر امروز در این جایگاه ایستادهام و صحبت میکنم، همه آن را مدیون آموزشهای کنگره و حضور شما دوستان هستم. به بودن در این جمع افتخار میکنم.
صحبت درباره جشن هفته راهنما کمی سخت است، چون این دستور جلسه صرفاً یک موضوع آموزشی نیست، بلکه یک جشن و یک جایگاه بسیار مهم است. برای اینکه یک انسان بتواند از مراحل سخت زندگی عبور کند و تغییر کند، باید آموزش ببیند. همه انسانها دانایی و طرز تفکر خاص خودشان را دارند و تغییر دادن این طرز تفکر کار سادهای نیست. هیچکس بدون آموزش و بدون خواست قلبی نمیتواند مسیر جدیدی را آغاز کند.
زمان مصرف، ما برای مصرف کردن آموزش دیدیم؛ خیلی راحت یاد گرفتیم چگونه مصرف کنیم، از چه کسی بگیریم و چگونه ادامه دهیم. اما برای رهایی از اعتیاد نیز حتماً باید آموزش ببینیم؛ آن هم از یک آموزشدهنده آگاه. در کنگره یاد گرفتیم که آموزش و خدمت، دو بال حرکت انسان هستند. این دو عامل میتوانند ما را از تاریکیها عبور دهند و به سمت روشنایی هدایت کنند.
به باور من، نقطه شروع واقعی زمانی است که بپذیرم من چیزی نمیدانم؛ به آن پوچی و هیچبودن برسم و قبول کنم که نیاز به آموزش دارم. وقتی این پذیرش در من شکل بگیرد، آن زمان است که میتوانم حرکت کنم و راهنما داشته باشم. داشتن راهنما یعنی داشتن فردی که بتوانم با او ارتباط قلبی برقرار کنم، حرف بزنم، آموزش بگیرم و قدردانش باشم.
در کنگره، قدردانی فقط در پاکت خلاصه نمیشود؛ هرچند پاکت هم جایگاه خودش را دارد. راهنما شاید نیازی به پاکت نداشته باشد، اما منِ رهجو نیاز دارم قدردانی را تمرین کنم، بخشش را تمرین کنم و یاد بگیرم که برای رشد خودم هزینه کنم.
همیشه از راهنمایم جملهای شنیدهام که میگفت: «پرونده اعتیاد زمانی بسته میشود که شما راهنما شوید.» این جمله برای من بسیار عمیق است. یعنی درمان فقط قطع مصرف نیست؛ بلکه رسیدن به جایگاهی است که بتوانم آموزشها را منتقل کنم و خدمت کنم. آن زمان است که مهر تأیید واقعی بر پرونده اعتیاد زده میشود.
هفته راهنما یادآور یک ارتباط عمیق است؛ ارتباطی که از بدو خلقت میان انسان و مربیاش وجود داشته است. ما برای رشد، نیاز به مربی داریم؛ نیاز به کسی که مسیر را طی کرده باشد و بتواند دست ما را بگیرد. راهنماها با تمام وجودشان تلاش میکنند، حتی زمانی که در منزل هستند به رهجویانشان فکر میکنند، برایشان برنامهریزی میکنند و دغدغه رشد آنها را دارند. این میزان فداکاری قابل قدردانی است.
امروز تصمیم گرفتم بیشتر آموزش بگیرم تا صحبت کنم. امیدوارم از مشارکتهای شما دوستان آموزش لازم را دریافت کنم و بتوانم آن را در زندگیام اجرا کنم و بهره ببرم.
در پایان، هفته راهنما را به تکتک راهنمایان، با هر رنگ شال، تبریک میگویم و برایشان احترام عمیق قائلم. امیدوارم بتوانیم قدردانی شایستهای از جایگاه راهنما داشته باشیم

مرزبان کشیک: مسافر هاشم
تنظیم و ویراستار: مسافر اسماعیل از لژیون سوم
تایپ: مسافر علیرضا از لژیون هفدهم
مسافران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
226