سلام دوستان حمید هستم یک مسافر؛ آخرین آنتی ایکس شیره خوراکی و کشیدنی، ۲۳۰ روز سفر میکنم با روش DST، راهنما هادی آقای ثالثیان لژیون ۱۴ شعبهٔ بنیان مشهد، ورزش شنا، داروی در حال مصرف ۱ سیسی.
راهنما چه واژهٔ زیبایی، چه کلمهٔ پرمعنایی. واژهای که با شنیدنش انگار بوی آرامش میآید. حس امنیت، حس رسیدن به یک ساحل امن بعد از سالها طوفان. میگویند خداوند زمینخوردگان و رنجکشیدگان را دستگیری میکند و چه زیباست اگر بفهمیم دست خدا همان انسانهای فرشتهگونه و دریادل هستند که دست افتادگان را میگیرند و یاریشان میکنند. اگر این دریادلان نبودند، شاید خیلی از افتادهها هرگز دوباره قد علم نمیکردند و برنمیخاستند. به نظر شما دوستان، چه کسی در کنگره ۶۰ لایق این مفاهیم ناب است؟ راهنما در کنگره، وادی عشق و محبت را با تمام وجود معنا میکند؛ چرا که ظرف دلش سرشار از عشق، گذشت و مهربانی است و تهی نیست. حسین دژاکام میفرمایند نور، صوت و حس، اجزای تشکیلدهندهٔ این جهان و جهانهای دیگرند. به نظر حقیر، راهنمایان در کنگره «نور» هستند؛ چرا که نور وجودشان، انسانهای گرفتار در تاریکی را به سمت روشنایی هدایت میکند. از سویی، صوت زیبایشان همچون لالایی مادران آرامبخش و روحنواز است و حس پاکشان پلی میزند میان خود و رهجو؛ پلی که نگاه رهجو را به جهان تغییر میدهد و تفکراتش را به سمت خوبیها و زیباییها رهنمون میسازد. پس دست راهنمایان کنگره را باید بوسید و قدردان حضورشان بود؛ که اگر امروز ایستادهایم، اگر امید در دلمان جوانه ده، بیتردید سهم بزرگی از آن را مدیون راهنمایانمان هستیم. آنان که عشق را به نظر کیمیا کنند. آیا بود که گوشهٔ چشمی به ما کنند با سپاس از نگاههای مهربانتان که دلنوشته حقیر را مورد لطف قرار داده و مطالعه فرمودید.
مرزبان خبری: مسافر وحید
ویرایش و ارسال: مسافر ن.یئ نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
62