مطلبی که گفته شد ترس از آینده است که بزرگترین گناه است و اگر کسی از آینده بترسد همه چیز برای او ثابت و پا برجا نخواهد بود و کسی از آینده نمیترسد که به خدا توکل کند. حس تمام آنچه را که خداوند آفریده است در بر میگیرد اگر حس نباشد هیچ انتقالی صورت نمیگیرد و بین انسانها دوستی برقرار نمیشد؛ مانند حس پدر به مادر و فرزندان؛ اگر حس نباشد هیچ محبتی جاری نمیگردد و همه یکدیگر را رها میکنند. ذرات هستی همه دارای حس هستند و همدیگر را جذب میکنند.
بنابراین ما توسط حس و با حواس پنج گانه جهان اطراف خود را درک و مشاهده میکنیم، بین همه موجودات حس دوستی وجود دارد، در بین حیوانات تا زمان محدود؛ ولی در انسان تا لحظه مرگ وجود دارد. انسان اصولاً مسافر است و این سفر پس از تولد تا مرگ. اگر بخواهیم قیاس کنیم انسانی که در نفس اماره باشد کمترین ارتباط را با همسفر خود دارد و به راحتی همسفر خود را رها میکند و به دنبال امیال خود میرود؛ اما انسانی که دارای نفسلوامه باشد ارتباط قوی و مستحکم با همسفر خود دارد و نسبت به همسفر خود احساس مسولیت میکند.
اگر همسفر بخواهد کمک کند باید از دانش و آگاهی بالاتری برخوردار باشد بعضی وقتها کمک همسفر باعث تخریب مسافر میشود. اگر شخصی در زمینههای دیگر علم و آگاهی زیادی داشته باشد؛ اما در مورد اعتیاد باید شاگردی کند و گوش به حرف راهنما باشد و هیچ برتری در این آموزش وجود ندارد و همه در اینجا با هم برابرند. بعضی مسافران در کنگره همسفر ندارند در این مورد مسافران همسفر یکدیگر هستند؛ پس همه اعضا و همه اعضای لژیون با هم همسفر هستند.
زمانی که ما با چشم نگاه میکنیم و با گوش میشنویم چشم ما نمیبیند و گوش ما نمیشنود بلکه وسیله بینایی و شنوایی ما هستند و تصویر و صوت را انتقال میدهند و اینها مربوط به حواس ظاهر و یا حس بیرون هستند؛ اما تخیل و یا به یاد آوردن به تصور من مربوط به حس پنهان است. پس مجموعه حسهای بیرون و درون میشود قلب یا دل و عقل جداگانه جایگاه خود دارد. ما بر مبنای حس و احساس خود همسفر را انتخاب کردیم و بر همین حس به همسفر خود کمک میکنیم.
منبع: سیدی احساس همسفر
نویسنده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر سپیده رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
44