از خدای خودم سپاسگزارم بابت اینکه فرصتی در اختیار من قرار داد تا خدمتگزار باشم، از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم بابت تمام زحماتی که برای من کشیدند تا امروز من در این جایگاه باشم و خدمت کنم، از راهنماهایم، راهنما همسفر فرزانه، راهنما همسفر سمیرا و راهنما همسفر فاطمه سپاسگزارم بابت آموزشهای نابی که در اختیار من قرار دادند. این روزها حس و حال عجیبی دارم، خیلی به جایگاه راهنمایی فکر میکنم. خداوند لطفهای زیادی به من داشته؛ ولی دادن جایگاه راهنمایی یکی از نابترین لطفهایی است که خداوند نصیب من کرد.
من در این مدت فراز و نشیبهای زیادی داشتم تا بتوانم، حضور داشته باشم؛ ولی هروقت همه برنامههای زندگی هجوم میآورند و صدایی ضعیف درونم میگفت: خوب، میتوانی حضور نداشته باشی. خیلی زود به خودم میآمدم و با خدای خودم حرف میزدم و تمام امور را به او میسپردم. میگفتم: خدایا تو بهترین برنامهریز هستی، برنامه زندگی من را به گونهای بچین که هم به زندگیام برسم و هم بتوانم در جایگاه راهنمایی که پر از عشق و محبت است، خدمت کنم. خداوند را با تمام وجودم در این راه حس کردم، احساس کردم دستم را گرفته تا بتوانم نوری باشم؛ برای کسانی که مانند خودم بودند. روزی خودم در عمق تاریکی بودم، طوری که هیچ حسی نسبت به زندگی نداشتم.
داشتههای باارزش خود را نمیدیدم، خودم را نمیدیدم. کنگره به من چیزهایی داد که اصلاً قابل وصف نیست، مخصوصاً در این دوره راهنمایی که در وجود هر یک از رهجوهای لژیون دوم خودم را دیدم، مثل اینکه بخشی از وجودم هستند تا جایی که توانستم با تمام وجود سعی کردم که راه را نشانشان دهم، راهی که روشن است، راهی که آدرس خود ما را به خودمان میدهد و ما را احیا میکند. در این مسیر آموزشهای زیادی را کسب کردم و واقعاً به معنای واقعی این رسیدم که وقتی چیزی را آموزش میدهیم، ۸۵ درصد یادگیری آن برای خودمان است.
وقتی سخنی را در لژیون میزنم، تکتک سلولهای بدنم تلاش میکنند تا خودم آن عمل را بهدرستی انجام دهم و این معجزه آموزش در جایگاه راهنمایی است؛ اما شیرینترین لحظه برای من زمانی است که رهجو به رهایی میرسد و از بند تاریکی رها میشود. امیدوارم تمام کسانی که با هزار امید در این مکان قدم میگذارند، این لحظه را تجربه کنند و در ادامه خدمتگزار باشند تا خیر و برکت و نور کنگره در زندگیشان جاری باشد. در آخر این هفته قشنگ را خدمت تمام راهنمایان محترم، بهخصوص راهنماهای خودم که چراغ راهم بودند تا به این جایگاه برسم تبریک میگویم و امیدوارم خداوند توفیق بودن در کنگره و آموزش گرفتن را در ادامه به من بدهد.
نویسنده: راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر پریناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) دبیرسایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
97