امروز مفتخر هستیم در خدمت راهنما همسفر وجیهه باشیم و با ایشان به گفتوگو بپردازیم؛ ابتدا بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادهاند بسیار سپاسگزاریم.

همسفر وجیهه و مسافرشان رضا با ۱۴ سال تخریب وارد کنگره شدند، با آنتیایکس مصرفی تریاک کشیدنی، با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر هادی و همسفر زهره به مدت ۱۰ ماه و ۱۳ روز سفر کردند، در حال حاضر مدت ۴ سال است که به یاری خداوند و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر والیبال، رشته ورزشی همسفر تنیس در کنگره است.
احساس خود را در جایگاه راهنمایی بیان کنید؟
خداوند را شاکرم که با لطف خود حس شیرین تجربه این جایگاه را به من عنایت کردند. به نظر من حس شیرین راهنماشدن درست مثل مادرشدن است، تا زمانی که به آن نرسید درک آن سخت است. یک راهنما با تکتک رهجویان خود سفر میکند، با شادی آنها شاد میشود و با رنج آنها به تکاپو میافتد تا کلیدی پیدا کند و به وسیله آن دری باز شود، چراغی روشن کند تا مسیری مشخص شود. پیوند محبت بین راهنما و رهجو پیوندی عمیق و قلبی است در سایه عشق و محبت که اساس آفرینش است حسهای زیبایی را تجربه خواهیم کرد.
مهمترین آموزشی که از راهنمای خود در طول سفر گرفتید، را بیان کنید؟
دو نکته خیلی مهم برای من حکم گوهری نایاب بود. اولین نکته: اهمیت صبر در مسیر زندگی هنگام بروز چالشها بود، اینکه بدانم هنگام حل هر موضوعی نمیتوانم پارامتر زمان را کنار بگذارم؛ اما در طول سپری شدن زمان به تلاش و حرکت مشغول باشم؛ زیرا همه ما مأمور به انجام هستیم نه مأمور به نتیجه!
دومین نکته: در یک جمله خلاصه میشد، " نمیدانم، باید کمی فکر کنم." این نکته مخصوصا در جایگاه راهنمایی کمککننده است. ما خیلی از تجربهها و دانشها را کسب نکردیم؛ اما گاهی خود را ملزم میدانیم در لحظه پاسخگوی هر مسئله باشیم و این امر در ادامه ممکن است برای ما مشکل آفرين باشد. با کمی صبر، تحقیق و تفکر مسلماً میتوان به نتیجه بهتری رسید.

به عنوان راهنما چهطور مرز بین همدلی و ترحم را حفظ میکنید؟
دانستن این موضوع که " هرکس در هر جایگاهی که قرار دارد عین عدل الهی است." چالشهای زندگی قرار است به ما درسی بدهد، پس بروز آنها خالی از لطف نیست. هر چالش، یا جبران خسارت است و یا آموزشی برای کسب آگاهی و یا پرداخت بها برای چیزی که میخواهیم به دست آوریم. زمانیکه در مقام ترحم وارد شویم هیچ وقت نمیتوانیم به درستی و با زاویه درست به موضوع نگاه کنیم و کلیدی برای آن پیدا کنیم، در حالی که همدلی باعث ایجاد پیوند محبت میشود تا با کمک هم بتوانیم به نتیجه درستی برسیم.
سختترین بخش کار راهنما از دیدگاه شما چیست؟
رهجو در لحظه ورود در ناامیدی به سر میبرد و این ناامیدی به معنای واقعی مانند یک زندان نامرئی مانع از حرکت میشود. شناخت نیروهای درون و به حرکت در آوردن آنها است. اینکه رهجو به باور قلبی در وادی سوم برسد که هیچ موجودی به میزان خود نمیتواند در رفع موانع قدم بردارد، همه چیز در درون ما است، گنج درون زیباترین و کاربردیترین گنج است که رهجو باید آن را باور کند.
چه توصیهای برای افرادی که در آینده تمایل دارند راهنما شوند دارید؟
ممکن است گاهی فکر کنیم من چطور میتوانم در جایگاه راهنمایی خدمت کنم، در حالیکه هنوز خود درگیر مشکلات هستم. باید بدانیم مشکلات زندگی همواره وجود دارند و ما در خلال همین آموزشها راهحل آنها را پیدا خواهیم کرد. خیلی وقتها پاسخ سوال خود را در کنار آموزش دادن به دیگران پیدا خواهیم کرد. رهجو آئینه تمامقد راهنما است، راهنماشدن فرصت فوقالعادهای است تا خود را به طور کامل از بیرون مشاهده کنیم و در بهبود خود قدم برداریم.
عکاس: همسفر نگین (مرزبان خبری)
طراح سوال و مصاحبهگر: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر یگانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
68