جلسه دوازدهم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رفسنجان به استادی ایجنت گروه خانواده همسفر شکوفه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر بتول با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
ضمن عرض تبریک هفته راهنما به اولین راهنمای کنگره۶۰ آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین تبریک میگویم به راهنمای بزرگوارم خانم سحر، همیشه میگویم من در هر جایگاه خدمتی باشم و هر آرامش نسبی در زندگیام دارم مدیون این بزرگوار هستم و همچنین تبریک میگویم خدمت شما راهنمایان گرانقدر، صبور و فداکار که با عشق و محبت، خالصانه دارید خدمت میکنید.
اگر بخواهیم درمورد این هفته که هفته راهنما است بگویم راهنما چه کسی است؟ هرچقدر هم صحبت کنیم آن ارزش و منزلت راهنما را آنطور که واقعی است نمیتوانیم بیان کنیم.
چند روز پیش با خانم سحر صحبت میکردم، خانم سحر گفتند: ما اگر در این بُعد از زندگی شال راهنمایی را دریافت کردیم حالا اینکه چهار سال یا هشت سال خدمت میکنیم جایگاه خدمتی خیلی مهم است چون این شال را برای ما تعیین کردن در بُعد دیگر هم باید از آن استفاده کنیم مثالی که زدند پدر خانم سلیمه پدر بزرگوارشان بود که با اینکه از این دنیا رفتند؛ ولی آقای مهندس شالشان را دادند اینکه؛ این شال را در بُعد دیگر هم میتوانند استفاده کنند پس شالی که یک راهنما دارد کاری که یک راهنما انجام میدهد خیلی ارج دارد.
در سیستم کنگره۶۰ کسی که به درمان قطعی میرسد چهل سیدی مینویسد گل رهایی را از دستان آقای مهندس میگیرد، وارد سفر دوم میشود میتواند در آزمون راهنمایی شرکت کند و با کسب نمره قبولی و با نمره انضباط از مرزبانان و همچنین تأییدیه دیدهبان و انجام پیمان راهنمایی میتواند شال راهنمایی را دریافت کند. این سلسله مراتبی است که یک فرد میتواند شال راهنمایی را دریافت کند.
حال خود راهنما چه کسی است؟ در کنگره۶۰، راهنما درمانگر نیست، راهنما کسی است که راه را نشان میدهد. راه، دوری از ضد ارزشها را به رهجو نشان میدهد. راهنما تجربه، اطلاعات و دانشی را که خودش در کنگره۶٠ کسب کرده آنها را به رهجوهای خودش منتقل میکند. راه درست زندگی کردن به آنها یاد میدهد. راهنما رهجویی که در تاریکی است و میخواهد از این تاریکی بیرون بیاید راه را به آن نشان میدهد با عشقی که در درون خودش است رهجو را آبیاری میکند و با همین دیدگاه پرورش میدهد.
راهنما به این فکر میکند چگونه درد، رنج و غم را از دل یک نفر بگیرد و چگونه دل آن را شاد کند. زندگی خود راهنما مثل یک پازل است که هر رهجویی میآید و مینشیند سر لژیون یک تکه از این پازل را کامل میکند و این راهنما آرامآرام رهجوهای خودش را صیقل میدهد به آنها صبر یاد میدهد به آنها آرامش، عشق و محبت یاد میدهد به آنها یاد میدهد یک مسیر جدید را شروع کردهاید به آن یاد میهد که پردههای تاریک ذهنت را کنار بزن و آن زیباییهای درون خودت را ببین، بدان پایان هر نقطه سرآغازی است برای درک تازه، برای یک زندگی جدید است. تو میتوانی یک زندگی جدید را شروع کنی.
راهنما تمام وقت خودش را میگذارد برای اینکه رهجو به آرامش برسد تمام تلاش خودش را میکند که رهجوش در آرامش باشد. چگونه میخواهد به آرامش برسد؟ با آموزشهای که در کنگره۶۰ است. راهنما نمیآید از خودش در بیارد که هفتهای یک سیدی بنویس اگر سر لژیون میگوید: چرا سیدی ننوشتی نباید ناراحت شوید؛ چون خود آقای مهندس که راهنمای همه ما است میفرمایند: برای؛ اینکه به آرامش برسید برای این که جهانبینی خودت را بالا ببرید جهانبینی که رفت بالا، آرامش را به دست میآوریم میتوانید مشکلات را حل کنید باید سیدی بنویسید.
قطعاً راهنما فرمانبردار آقای مهندس است که به رهجو میگوید: تو هم باید این کار را انجام بدهید. حال من رهجو چه وظیفهای دارم چهکاری باید انجام بدهم؟ یکی از مسائلی که به ما آموزش داده میشود که قدردان و سپاسگزار باشیم. خود آقای مهندس در سیدی راهنما و رهجو میفرمایند: که قدردانی از مخلوق مثل قدردانی از خداوند است پس ما در کنگره۶٠ آموزش میگیریم از کسانی که به ما خدمت میکنند اَز آنها قدردانی کنیم.
آقای مهندس میفرمایند: به کسی معلم یا مربی است، میآیند یک شاخه گل میدهند یک کتاب مقدس یا چیز دیگری میدهند میفرمایند درست است اینها خوب است؛ ولی آن ارزش را ندارد این سوء استفاده کردن است از کسی که وقت میگذارد.
ما در کنگره۶۰ واقعاً راهنمایانی داریم که فرزندشان مریض باشند، مهمان داشته باشند یا خودشان بخواهند مهمانی بروند وقت میگذارند و به کنگره۶۰ میآیند با این مسیر طولانی ما چگونه میخواهیم از آن قدردانی کنیم؟ با یک شاخه گل! یک سنت خیلی خوب است میگوید: با پاکت قدردانی کنید پول نو و تمیز در پاکت خوشگل میگذاریم. هر کس به اندازه خودش، حتی یادم است خانم سحر میگفتند: پولهایتان را خوشبو کنید. گل در پاکت بریزد. برای راهنمایتان، دلنوشته با یک برگه قشنگ و تمیز باشد. با عشق و حس خوب دلنوشته بنویسید و تقدیم راهنمایتان کنید. ما راهنمایانی و رهجوهای داریم که در طول سال میآیند و این مسیر را میروند.
راهنمایان نیاز به این پاکتهای ما ندارند چون راهنما عهد و پیام آن با خداوند است آنچه باید دریافت کند خداوند به آن داده است. این به خاطر خوشحالی دل خودمان است که این کار را انجام میدهیم برای؛ اینکه حال دلِ خودمان خوب شود. کسی که یازده ماه میآید و وقت خودش را میگذارد به ما خدمت میکند داریم از او قدردانی میکنیم.
راهنما مسیر طولانی میآید مینشیند، میبیند دوتا رهجو آمده سرلژیون نشسته است خوب راهنما وقت گذاشته این مسیر طولانی را میآید ما دو قدمی کنگره۶٠ هستیم. خدا را شکر در رفسنجان شعبه داریم، کُفر به معنای چه است؟ بگوید فلانی بت میپرستد کافر است نه! اگر خوبیهای دیگران و تلاش آنها را ببینید و از آنها چشم پوشی کنید این خودش کُفر است ازت گرفته میشود پس قدردان راهنماهایتان باشید که به اینجا میآیند.
همسفران سر لژیون که یک یا دو جلسه میآیند و میگویند نه دیگر کنگره۶۰ نمیروم، حالم خوب نشد باید فرصت و زمان بدهید به راهنما بنشینید نگاه کنید ببینید مشکلتان کجا است؟ چرا نمیتوانید از راهنمایتان یاد بگیرید؟ چرا نمیتوانید از راهنمایتان آموزش بگیرید؟ نگذارید آموزش گرفتن برای شما یک گره شود.
شما راهنمایان بسیار خوبی دارید میتوانید خیلی مطالب زیادی از آنها یاد بگیرید نگذارید این فرصتی به ما داده شده از دست بدهیم نگذارید خودتان تشنه باشید.
برگزاری جشن راهنما
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر فریبا، مسافر محمد
تایپیست: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس: مرزبان همسفر فریبا و همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سلیمه(لژیون یکم)نگهبان سایت
ویرایش: مرزبان همسفر فریبا
ارسال: راهنما همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
227