جلسه چهارم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لواسان به استادی ایجنت همسفر طاهره، نگهبانی همسفر پونه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «هفته راهنمایان» روز سهشنبه 28 بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت 16:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
امروز یک توفیق اجباری بود که من در این جایگاه قرار بگیرم، قرار بود عزیز دیگری در این جایگاه باشند ولی توفیق اجباری شد؛ راهنما آنقدر قلب بزرگی دارد که از کسی پوشیده نیست و همه از قلب بزرگ راهنما و بزرگیای که یک راهنما دارد آگاه هستند. راهنمایی که با تمام وجودش یک مسیری را طی میکند و در هر شرایط سختی که باشد، شما اگر توجه کرده باشید هرگز ندیدهاید که راهنمایی عبوس و ناراحت در شعبه باشد یعنی هر سختی داشته باشند، هر مشغله کاری داشته باشند ما در راهنماها داریم، به سرعت میآیند و لباس عوض میکنند ولی در عین حال با لبخند و پر انرژی مینشینند روی صندلی و این از یک قلب بزرگ بیرون میآید. من خدا را در قلب راهنماها دیدم چون با تمام وجودشان حرکت میکنند. راهنمایان تازه واردین در سنگر اول کنگره هستند که با تمام انرژی خود و با تمام وجود سعی میکنند آن اتصال را رقم بزنند و رهجو را وصل به کنگره کنند و این مهمترین کار است و بعد گویی کفش آهنین را پای رهجو میکنند و به لژیون میفرستند، از اینجا به بعد دست در دست راهنما است و وقتی راهنما رهجو را تحویل میگیرد با یک زمینی طرف است که اگر بخواهیم رهجو را مثال بزنیم، پر از زباله و بهمریختگی است و باید زبالهها را بردارد و زمین را شخم بزند و بعد یک بذری را درون آن بکارد.
چقدر کار سختی است و چقدر عشق میخواهد این کار و بعد که بذر را میکارد دورش میچرخد و عشق میدهد و آبیاری میکند تا این بذر جوانه بزند با ذره ذرهای که این جوانه بالا میآید و رشد میکند ذوق میکند و خوشحال میشود و جان میگیرد و با هر خدمتی که میکنید راهنما لذت میبرد و رهجویی اگر میخواهد واقعا سپاسگزار راهنما باشد باید در عمل نشان دهد، درست است من عاشق راهنمای خود هستم و دوستش دارم و قلبم برایش میتپد ولی حالا اگر امروز هم دیر بروم اشکالی ندارد! حالا اگر امروز لژیون نروم مهم نیست و حالا اگر سیدی هم ننوشتم مهم نیست، در این صورت شما سپاسگزار راهنما نخواهید بود، در عمل باید نشان دهید با خدمت کردن با حضور و فرمانبرداری است که سپاسگزاری برای راهنما است، در خواندنتان برای آزمون راهنمایی که نزدیک است، شش ماه اصلا زمانی نیست که شما بخواهید فکر کنید که حالا شش ماه وقت دارم! شعبه تازه تأسیس است و باید خروجی داشته باشد و باید زحمت راهنمایانی که به این شعبه آمدهاند، تا این اتفاق بیفتد که به شما هم اذن ورود داده شود، اگر از خودگذشتگی راهنماها نبود، قطعا این گردهمایی که ما امروز در کنار هم هستیم را نداشتیم، راهنماهایی که از خیلی از خواستههای خود گذشتند، لژیون در شعب دیگر داشتند ولی خیلی از رهجو هایشان را سپردند به خداوند آمدند اینجا، میتوانستند همانجا باشند و رهاییهایشان را داشتند و لژیونهایی پر بار ولی اینجا آمدند و از صفر شروع کردند و اگر این اتفاق نمیافتاد و این از خودگذشتگیها نبود هنوز ما کنار هم نبودیم.
مهم این است که من به عنوان یک همسفر و به عنوان یک رهجو چه عملکردی دارم؟ همیشه از خود بپرسم چه کاری برای کنگره و برای راهنمایی که از همه چیزش میگذرد و با شرایط سختی که میآید با تمام غمی که دارد، ما دیدهایم راهنمایی که در سختترین شرایط عزیزی را از دست داده است ولی سر لژیون نشسته و شما هرگز ندیدهاید گریه کند پیش شما، محکم و قوی به شما آموزش داده است، آیا این از قلب بزرگ برنمیآید؟ من در ازای آن چه کاری میکنم؟ به نظر من به اندازهی همه حال خوبی که بدست آوردهایم و همه آگاهیهایی که بدست آوردهایم، راهنما دنبال پاکت نیست این را من میگویم، راهنما همیشه میگوید من وظیفهام است در صورتی که وظیفهاش هم نیست! میگوید وظیفهام است چون پیمان بسته ولی من رهجو میدانم که راهنما وظیفهاش نیست و میتوانست خیلی کارها را بکند و از خواستههای خود نگذرد، خیلی از راهنماهایی که میآیند کودکان خودشان را در خانه میگذارند مثل راهنمای تازهواردین ما یا راهنماهای دیگرمان، فرزند کوچکش در خانه است و او اینجا مشغول خدمت است.
ولی من اندازه آگاهی که بدست آوردهام باید سپاسگزاری خوبی داشته باشم، بله اتفاقا باید پاکت خوبی هم بدهیم بدون رودربایستی میگویم! عذرخواهی میکنم البته ولی واقعا مهم است، از اندازهای که داری از همان اندازه گذشت داشته باش، ببخش و بده و این برای راهنما نیست و این سپاسگزاری که آقای مهندس در کنگره عنوان کردند، آن است که من خودم را به هستی و کائنات دارم نشان میدهم و خود را به هستی و کائنات نشان میدهم، امیدوارم امروز سپاسگزاری خوبی از راهنماهای خودمان داشته باشیم، من هر چقدر اینجا صحبت کنم، بعضی وقتها راجع به راهنما زبان آدم یاری نمیدهد و گاهی با یک سکوت و در آغوش گرفتن حرفت را میزنی و هر چه واژه و کلمه میآوریم میبینیم راهنما کارش بزرگتر و ارزشمندتر بوده است، انشالله امروز هم روز خوبی داشته باشید و بتوانید از راهنماهایتان تشکر کنید، متاسفانه امروز نتوانستیم آنگونه که راهنماهایمان شایسته آن هستند را امروز فراهم کنیم،به دلیل آنکه دستور عملها و پروتکلهایی برای ما آمده است. متاسفانه تقدیرنامه هم نداریم بنابر شرایطی که هست و قول میدهم سال دیگر برایشان جبران کنیم و همه کنار یکدیگر و در یک شرایط خوب و با حال خوب. باز هم جا دارد سپاسگزاری کنم از راهنماهای عزیزمان که با تمام وجودشان خیلی مسائل که رهجوها آن را نمیدانند ولی ما میدانیم این عزیزان با چه شرایط سختی باز هم حضور داشتند. من واقعا از آنها سپاسگزارم هم راهنمایان تازه واردین عزیزمان و هم راهنمایان عزیزمان بینهایت از شما سپاسگزارم و سر تعظیم در برابرتان فرود میآورم و امیدوارم که خداوند بهترینهای بهترینهایش را برای زندگیتان انشالله به ارمغان بیاورد و مسیر زندگیتان پر از آگاهیهای الهی باشد.

«جشن هفته راهنما»



تایپیست: همسفر ماهک رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول)
همسفران نمایندگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
106