در وادی پنجم آقای مهندس اشاره میکند که ما در جهانهای مختلفی زندگی میکنیم که میتوان سه جهان را به صورت کاملاً مشهود مشاهده کرد. اولین جهان، جهانی است که ما در آن زندگی میکنیم و با انسانها طرف هستیم مثل خانواده، اطرافیان، مدرسه، دانشگاه و جامعه را در جهان فیزیکی و جهانی که میبینیم و رویت میکنیم. جهان بعدی که وجود دارد و خیلیها ممکن است با آن ارتباط خوبی داشته باشند، جهان خواب است که ما یکسری داستانها و یکسری تصاویر در جهان خواب رویت میکنیم. جهان دیگری که مطرح میشود و آقای مهندس هم تأکید دارد، جهان ذهنی است که هر کدام از ما در جهان ذهنی خودمان خیلی اوقات را سپری میکنیم و نشانه آن این است که شما اگر میخواهید بدانید که چقدر این جهان ذهنی قدرتمند است هر چیزی را که غیر ممکن به نظر میرسند را کافی است فقط بخواهیم در مدت زمان بسیار کوتاهی در ذهنمان به تصویر میآید. جهان ذهنی برای انسان خلق شد یعنی این موجود یک ابزاری نیاز داشت برای این که بتواند آن جایگاه انسانی را که برای خود در واقع به عنوان یک موجود که دارای اختیار است به دست بیاورد، یک ابزار بسیار قدرتمندی نیاز داشت و آن ابزار جهان ذهنی بود که قابلیت ساختن همه چیز به صورت درونی را دارد.
آقای مهندس یک مثالی میزنند که میگویند: ذهن مانند یک سیاه چاله است سیاه چالهها در هستی اجرام بسیار فشرده شده و بی نهایت سنگین هستند، که در واقع قابلیت این را دارند که هر چیزی را به خود جذب کنند حتی نور، یعنی نور هم قادر نیست که از دست آنها فرار کند.
به همین دلیل سیاه چالهها قادر هستند نور را هم به خود جذب کنند، ما نمیتوانیم آنها را رویت کنیم؛ چون ما هر چیزی که در جهان فیزیکی رویت می کنیم به واسطه نور است.
پس جسمی که نور هم نمیتواند از آن فرار کند طبیعتاً نوری هم از خود پخش نمیکند که ما بتوانیم آن را رویت کنیم پس سیاه چالهها کاملاً در نجوم و ستاره شناسی نامرئی هستند.
حالا وقتی سیاه چالهها نوری از خودشان منتشر نمیکنند چطور پیدایش میکنند؟ از تأثیری که روی محیط اطرافش میگذارد چیزی را نمیبینند؛ ولی میبینند یک اتفاقی
در حال افتادن است که تأثیری روی محیط اطرافش میگذارد.
درانسان هم همینطور است خاصیتی که ذهن انسان دارد این است که مثل سیاه چاله همه چیز را به سمت خودش جذب میکند هیچ چیزی نیست که بتواند از ذهن انسان فرار کند در واقع هر چیزی در این هستی را میتواند درون خود جمع کند، پس یک قدرت خیلی زیادی باید داشته باشد.
ذهن یک ابزار است هر چیزی را به تصویر میکشد. وقتی ما به هر چیزی فکر میکنیم و به یک تصویر دقت میکنیم باید مقداری انرژی مصرف کنیم یعنی اینطور نیست که ما هر چیزی در ذهن خود به وجود بیاوریم به طوری که انرژی مصرف نکنیم. بعضیها فکر میکنند که خیال پردازی کردن هزینهای ندارد؛ ولی برعکس هزینه خیلی زیادی دارد حتی با توجه به محاسباتی که کردهاند کسی که خیلی ذهنش مشغول است برابر کسی که بیل میزند انرژی مصرف میکند.
در ذهن انسان هم، بودجه هر انسانی در ذهن خود تقسیم میشود و مشخص میکند که این بودجه در کدام قسمت و در کجا خرج بشود اگر دقت کنیم ساختاری که بودجه یک کشور را با بودجه ما در مجلس تماماً صرف جاده بشود یک آیندهای برای ما به وجود خواهد آورد اگر بودجه ما کاملاً صرف ساختن سلاح شود یک آینده دیگر به وجود خواهد آورد. در واقع ذهن هر انسانی به مانند مجلس تعیین کننده این است که انرژی ما چطور خرج شود و در کجا خرج شود!!
وقتی انرژی در ذهن اختصاص داده بشود به کارها و اموراتی که بخواهد انجام بدهند از بین خواستههای نامعقول باشد و به عبارت دیگر اگر نمایندگان خواسته های نامعقول، وارد ذهن یک انسانی بشوند همیشه ذهن آن انسان مشغول موضوعاتی میشود که در سرنوشت خود هیچ تأثیر مثبتی ندارد هر چند احساس میکند که خیلی آنها هم هستند. مثلاً ممکن است کسی بخواهد با شما بحث کرده باشد، شما میروید با آدم های مختلفی رابطه برقرار میکنید، بدگویی میکنید و.... تا بتوانید آن را مغلوب کنید. این دقیقاً مثل کشوری است که بودجه خود را صرف هواپیماهای جنگی و.... می کند تا حال طرف مقابل را بگیرد.
پس دانستن این موضوع که خواستههای نامعقول اگر وارد ذهن بشوند نمایندگان خواسته های نامعقول ما را به سمتی میبرند که خود دوست دارند و جالب این است که ما احساس هم میکنیم و به ما لذت هم میدهد هر چیزی که در آن انرژی مصرف شود لذت بخش است یعنی انگیزه برای حرکت به انسان میدهد ولی این انگیزه در چه جهتی است؟ در جهتی که به درد ما نمیخورد و باعث ساخت و ساز نمیشود.
زمانی که تمام نمایندگان مجلس از این انسانهای نااهل و نادان هستند ما مشکلی نداریم یعنی در مجلس هیچ درگیری به وجود نمیآید؛ چون همه یک جور و یک شکل، یک دست و نااهل هستند و با یکدیگر خوب کنار میآیند تا آن بودجه را در جهت خرابی استفاده کنند و چون یک دست هستند در مجلس نه آشوب دیده میشود و نه اختلاف نظر و نه چیز دیگری و همه با همدیگر خوب هستند چون همه از دروغ خوششان میآید به هم دروغ میگویند و به آنها خوش میگذرد و استفاده و استقبال میکنند. زمانی که همه نمایندگان مجلس آدمهای پخته یا آدمهای درستی انتخاب شده باشند یعنی نمایندگان واقعی آن سرزمین هستند باز هم مشکلی به وجود نمیآید.
حالت اول آرامش ناشی از جهالت است، یعنی انسانی در جهل است؛ ولی در آرامش است راه اشتباه میرود؛ ولی در آرامش است انسانی هم راه درست را میرود و در آرامش است که همان حالت دوم است که نمایندگان مجلس درست انتخاب شدهاند؛ ولی زمانی که نمایندگان مجلس با هم یکدست نیستند یعنی یکسری درست آمدهاند و یک سری نادرست این جا است که جنگ شدیدی پیش میآید که حالت نفس لوامه است. حالت اول: حالت اول نفس اماره بود، همه خواستههای نامعقول را داشتند.
حالت دوم : حالت نفس مطمئنه بود، که آرامش بود.
حالت سوم: حالت نفس لوامه است که این حالت وقتی به وجود میآید شخص در فشار عذاب خیلی زیادی قرار دارد.
این مشخص است که قطعاً نفسی که حالت اول است، در ادامه به رنج میرسد ممکن است که الان در حالت خوبی باشد مثل ابتدای زمان مصرف قطعاً در یک سال آینده دو سال آینده و.... به مشکلات میرسد.
حال اگر ما در حالت نفس سرزنشگر باشیم و بخواهیم خارج شویم و درگیری ذهنی داریم اگر کسی درگیری ذهنی دارد و ساعتهای زیادی در طول روز با ذهن خودش درگیر میشود. اگر انسان جهان ذهنی خود را خوب نشناسد نمیتواند عملاً از وادی پنج حرکت کند یعنی ما برای این که بتوانیم وادی پنجم را خوب اجرا کنیم باید بتوانیم به جهان ذهنی خود آرامش را برگردانیم که برگرداندن آرامش به ذهن حیاتی است که اولین قسمت آن دوری از ضد ارزشها است و دومین قسمت آن پرداختن به ارزشها است.
منبع: سیدی جهان ذهنی
نویسنده: راهنما همسفر فرشته ( لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه دبیر سایت
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
184