انسان صفات خداوند راجذب کرده است و بههمیندلیل لایق سجده فرشتگان است، درصورتیکه شیطان فکر کرد، ذات بالاتری نسبت به انسان دارد و همین باعث شد که دچار صفت کبر گردد، درحالیکه فقط ذات خداوند لایق این صفت است. انسان برای رسیدن به مهر، شجاعت و عشق الهی باید به انسانی تبدیل شود که لایق این صفات باشد. زمانی که این تبدیل اتفاق افتاد، اسم تبدیل به صفت میشود و صفت زمینه ترخیص انسان را فراهم میسازد؛ یعنی بهواسطه اسم، انسان لایق جایگاه مهر، عشق، شجاعت و سایر صفات الهی می گردد.
انسانها زمانی که به جایگاه والای عقل برسند و بتوانند فرمان عقل را بهطور کامل اجرا کنند به اسم اعظم الهی دست پیدا کردهاند؛ یعنی زمانی انسان میتواند شو شود را داشته باشد که بتواند از عقل که همان قدرت الهی است بهره بگیرد و آنچه عقل میفرماید بدون کم و کاست در مسیر درستی به کار ببندد.
انسان از سیستمی بهره میگیرد که در آن زمان، معنایی ندارد و در طول زمان میتواند تکرار کند. در این سیستم تمام خواستههای بشر برآورده میشود، همان سیستم و برنامهای که بهواسطه آن یک کارتونخواب تبدیل به پهلوان میشود. سیستم از رمزی بهره میگیرد که هرکس از آن آگاه باشد میتواند مسیر تغییرات و تبدیلات را طی کند.
کشف رمز یعنی اینکه مواردی که در صور پنهان وجود دارد به سیستم صور آشکار وارد کنیم و بتوانیم از آن به جهت گشایش استفاده کنیم.
مسئله بعدی مشکلاتی است که بهواسطه کنگره۶۰ حل میشود؛ اما به دلایلی یک رهجو ممکن است قدر کنگره و راهنما را نداند و این هم از حقههای نفس است.
زمانی که انسان خود را بزرگ میداند و در خود نیاز به قدردانی و سپاسگزاری میبیند دچار ضربه مهلکی میگردد.
اسم اعظم همان فرمان عقل است: یعنی به نقطهای برسیم که هرچه عقل حکم میکند اجرا کنیم. انسانی که بتواند به این نقطه برسد به اسم اعظم رسیده است.
استاد می فرمایند: بهنظر من اسم اعظم همان صفتی است که متعلق به خداوند است و نمیتوان به انسان نسبت داد و آن صفت اکبر است. اکبر معنی والاترین و بالاترین را دارد. زمانیکه تاریکی آغاز میشود انسان دچار کبر میگردد. اسم اعظم همان فرمان عقل است؛ یعنی به نقطهای برسیم که هر چه عقل حکم میکند اجرا کنیم. انسانی که بتواند به این نقطه برسد به اسم اعظم رسیده است.
بهواسطه همین کبر، انسان نقض فرمان میکند. کبر به عنوان بیماری قابل درمان مطرح میشود که برای درمان آن باید فرآیندی طی شود و در طول آن خودبرتربینی و منیت حل گردد و این صفات از فلز آدمی جدا شود که برای حل این مقوله باید تحمل کرد، آزمونهایی را از سر گذراند و درنهایت پالایش شد. زمانی که کبر از انسان کنده میشود، ذرهذره سایر صفات خوب به انسان پس داده میشود و درادامه انسان حکیم و رئوف میگردد. درنهایت هرچه در انسان، صفات خوب بیشتر باشد از کبر کاسته میشود و به فرمان عقل نزدیکتر میگردد.
نویسنده و تایپ: راهنما مسافر مرتضی
ویرایش متن: راهنما تازهواردین مسافر کریم
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1157