English Version
This Site Is Available In English

بدون راهنما درمان امکان‌پذیر نیست

بدون راهنما درمان امکان‌پذیر نیست

دومین جلسه از دور اول جشن هفته راهنما از سری کارگاه‌های آموزشی نمایندگی فیروزآباد، با استادی ایجنت مسافر علی، نگهبانی راهنما مسافر احمد، دبیری راهنما مسافر بهنام با دستور جلسه « هفته راهنمایان(DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی) » در روز یکشنبه مورخه  ۱۴۰۴٫۱۱٫۲۶ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می‌کنم که در کنگره ۶۰ هستم و خدمتگزار شما عزیزان هستم. از آقای مهندس تشکر می‌کنم و این هفته را به ایشان که اولین راهنمای کنگره۶۰ هستند تبریک عرض می‌کنم. تقدیر و تشکر می‌کنم از همه دیده‌بانان که اجازه دادند در شهرمان  کنگره۶۰ داشته باشیم. تشکر می‌کنم از راهنمای خودم که اگر نبود قطعاً من اینجا نبودم. من کسی را به عنوان راهنما اصلا قبول نداشتم اما وقتی وارد کنگره شدم راهنما به من برنامه مصرف مواد را داد تا به مصرف من نظم بدهد؛ من مقاومت کردم و به راهنما گفتم من تریاک نخورده‌ام! راهنما به من گفت: شما که بلد هستی چرا آمدی کنگره؟



این اولین درسی بود که یاد گرفتم و این موضوع باعث شد که بدانم و فرمانبردار باشم تا فرماندهی خودم را بدست بیاورم. من در کنگره ۶۰ فهمیدم راهنما یعنی چی! معلم یعنی چی! سال‌ها درس خوانده بودم می‌گفتند دست معلمت را باید ببوسی! اما معنی و مفهوم این کار را نمی‌فهمیدم. کتاب ۶۰ درجه را خواندیم؛ آقای مهندس هم اساتیدی داشته است که توانست درمان بشود! بدون راهنما درمان امکان‌پذیر نیست.  روش DST را در کنگره یاد گرفتیم؛ D یعنی ضریب ٫۸ دارو را کم می‌کنیم، s یعنی ماندن در یک پله به مدت ۲۱ روز، T یعنی زمان درمان ۱۰ الی ۱۱ ماه است پس چرا نمی‌توانیم خودمان را بدون راهنما درمان کنیم؟

                                                                                                        
بنابراین یک قدرتی پشت راهنما هست یه نیرویی پشت راهنما هست! راهنما زندگی دارد، خانواده دارد، کار دارد، خیلی موقع‌ها آن‌ها را رها می‌کند چون اولویتش درمان رهجو است. ببینید راهنما مشکلات خودش را دارد. راهنما مشکلات کاری و مالی و تاریکی خودش را دارد حالا رهجوها هم مشکلاتشان را به راهنما انتقال می‌دهند، اینجا اگر روح راهنما قوی نباشد چه  اتفاقی می‌افتد؟ رهجو را هدایت می‌کند به منجلاب! جن رهجو را به حرکت در می‌آورد. راهنما اگر دانش آگاهی پشتش نباشد نمی‌تواند رهجو را راهنمایی کند. بنابراین راهنما سینه سپر می‌کند جلو نیروی منفی که دونه دونه رهجوها را از این مسیر عبور بدهد.

                           

کدامتان توانستید سر ساعت مواد بکشید؟ کدامتان توانستید ترازوکش مواد بکشید؟ حالا می‌آیید کنگره؛ راهنما به شما برنامه می‌دهد میزان و دوز دارو را به شما می‌دهد و شما موفق می‌شوید پس نیرو و توان راهنما را دست کم نگیرید. وظیفه ما در قبال این راهنماها چیه؟ این هست که قدر راهنما را بدونیم! قدردانی باید به صورت عملی باشند یعنی باید پاکت بدهیم به راهنما. اما یادمان نرود راهنما این مسئولیت را پذیرفته و نیاز به پاکت نداره؛ اما رهجو نیاز دارد که پاکت بدهد به راهنما. باید مشارکت کند و به صورت زبانی قدردانی کند و در دلمان هم درک کنیم که راهنما برای ما چه کاری انجام داده است. اولین و بزرگترین هدیه شما به راهنما اینه که آموزش‌ها را بگیرید و به درمان برسید به سفر دوم برسید. وقتی این آموزش‌ها را گرفتید پاکت هم به اندازه وسعتان به راهنما می‌دهید.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

خلاصه و تایپ: مسافر علی ( لژیون اول )

ویرایش: مسافر علی ( راهنما )

ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .