هم اکنون ما هم آموزش دیدهایم تا بتوانیم به انسانهای در بند خدمت کنیم؛ زیرا خودت گفتی که اگر فردی را احیا کنیم گویی تمام ساکنین زمین را احیا کردهایم.
.gif)
همسفر سپیده و مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی انواع قرص وارد کنگره شدند. به روش DST و با داروی OT به مدت ۱۰ ماه و ۴ روز با راهنمایی مسافر مسعود و همسفر شیوا سفر کردند. به مدت ۴ سال و ۶ ماه است که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها شدند. هر دو در کنگره ورزش والیبال را انجام میدهند. ایشان در جایگاههای دبیر لژیون، دبیر سایت، نگهبانی، مسئول سایت، ورزشبان بدمینتون و مسئول امتحانات و همچنین مسافر ایشان در جایگاههای OT، مسئول سایت، دبیر لژیون، دبیر و نگهبان جلسات و مرزبانی خدمت کردهاند. هم اکنون هم هر دو در قسمت راهنمایی خدمت میکنند. اکنون به مناسبت هفته راهنما گفتوگویی با ایشان داشتهایم که توجه شما را به آن جلب مینماییم.
از نظر شما به جا آوردن حرمت راهنما و رهجو در به جای آوردن مراتب قدردانی روز راهنما چگونه باید باشد؟
در کنگره به همه انسانها جایگاه و شرافت انسانی داده شده است. راهنماها در کنگره جایگاه ویژهای دارند که این جایگاه برای رهجو جایگاهی همانند مادر است، یعنی رهجو، راهنما را مانند پدر و مادر خود میداند که همیشه مراقب او است تا آسیب نبیند و بتواند در برابر مشکلات، راه حلی منطقی پیدا کند. اینکه فقط در جشن راهنما مراتب قدردانی را انجام دهیم کافی نیست. چون در روز راهنما فقط با پاکت قدردانی میشود. چیزی که برای راهنما اهمیت دارد حفظ حرمت راهنما است. از دید راهنما گاهی دلنوشتهای از ته دل میتواند دنیایی از آرامش و حس خوب داشته باشد.
جملهای یا پیامی که شما به طور دائم آن را در لژیون مرور میکنید و از بیان آن احساس شادی مینمایید و تأثیر خوبی به رهجوهایتان داشته باشد چیست؟
حتی از شنیدن این سوال شما هم خوشحال شدم. جملهای که همیشه به بچهها میگویم این است که ما در زندگی مشکلاتی داریم که خواسته و ناخواسته به وجود می آیند. همیشه به بچهها میگویم که برای زندگی خودتان بجنگید تا بتوانید هر چیزی را که در دل دارید به دست آورید. این جنگیدن گاهی برای به دست آوردن آرامش است، گاهی برای دل خوش و گاهی برای به دست آوردن دلی که رنجیده و گاهی برای حل مشکلات بزرگ میباشد؛ ولی این جنگیدن با همه جنگها فرق دارد. جنگی با سلاح محبت است؛ اگر سلاح ما محبت باشد میتوانیم مشکلات را یکی پس از دیگری برطرف کنیم. پس برای زندگی باید جنگید.
از نظر شما چرا در کنگره مطرح میشود که راهنما همیشه خط مقدم فعالیتهای کنگره است؟
در کنگره منابع و نوشتارهایی هستند که مسیر آموزش را مشخص میکنند؛ اگر این کتابها و سیدیها نبود، قطعا مسیر آموزش به بیراهه میرفت. اگر گفته میشود که راهنما در خط مقدم است به نظر من چون مستقیما با رهجو در ارتباط است و این کتابها و جزوات و دانش کنگره را منتقل میکند که اگر در انتقال این آموزشها خدشهای وارد شود ممکن است مسیر زندگی فرد تغییر کند.
آیا تغییراتی ایجاد شده در محیطهای بیرون از کنگره و دختر گلتان سودا جان که اکثرا پیش شما در کنگره بودند برای تربیت و رفتار ایشان تأثیر داشته است؟
صددرصد به شخصه در محیطهای خارج از کنگره، مثل محیط کار، جمعهای خانوادگی و روابط اجتماعی تأثیر واضح و روشنی داشته است. آرامش در برخورد با مشکلات یکی از این تاثیرات بوده است و در مورد دخترم هم فکر میکنم با آموزشهای کنگره توانستم ارتباط بهتری با او بگیرم، چون در سن نوجوانی قطعا درگیریهایی بین فرزندان و اولیا اتفاق میافتد و در خیلی از موارد میتوان با استفاده از آموزشهای کنگره این بحرانها را حل کرد.
چگونه با کنگره آشنا شدید؟
نحوه آشنایی ما با کنگره از طریق فضای مجازی بود. مسافرم در فضای مجازی مثل تمام مصرفکنندگان به دنبال راه حل بود که به طور خیلی اتفاقی با راهنمای بزرگواری از مشهد به نام مسافر رضا آشنا شدند و ایشان ابتدا کتاب۶۰، درجه را معرفی کردند. مسافرم در یک شب تمام کتاب را خواند و مشتاقانه به دنبال کنگره بودند و ایشان فرمودند که به نزدیکترین نمایندگی مراجعه کنید و ما هم با جستوجو در گوگل متوجه شدیم که قیدار هم نمایندگی دارد و وارد کنگره شدیم. برای راهنمای محترم مسافر رضا از صمیم قلب آرزوی موفقیت و سلامتی دارم که کنگره را معرفی کردند.
اکنون که در جایگاه راهنمایی هستید حس خودتان را بیان کنید؟
خدمت کردن به دیگران و این که بدانی شاید بتوانی دردی از دردمندی دوا کنی قطعا لذت بخش خواهد بود. از روزی که با کنگره آشنا شدم دوست داشتم در این جایگاه خدمت کنم که خداوند توفیق حاصل کرد و من در این جایگاه مشغول خدمت شدم. راهنماهای ارزشمند استاد بزرگوار همسفر شیوا و تشویقهای ایشان باعث شد در این مسیر قرار بگیرم. گاهی اوقات با تمام خستگیهای روزانه وارد کنگره میشوم، ولی با دیدن بچهها و لژیون انرژی از دست داده را پیدا میکنم و این همان حس و دریافتی است که از این جایگاه داشتهام.
توصیه شما برای افرادی که در حال آماده شدن برای آزمون راهنمایی هستند چیست؟
خدمت کردن به زبان نیست؛بلکه باید انگیزه قلبی برای خدمت در ما وجود داشته باشد؛ اگر انگیزه لازم باشد و تلاش و پشتکار داشته باشیم حتما به جایگاه راهنمایی خواهیم رسید. حضور مرتب در کارگاه آموزشی، شرکت در لژیون و مطالعه دقیق کتابها و جزوهها و البته نوشتن مرتب سیدیها و شرکت در امتحانات داخلی از عوامل مؤثر در رسیدن به این جایگاه است.

شما چه دریافتهایی از کنگره داشتهاید که باعث شده است با اینکه هم خودتان و هم مسافرتان شاغل هستید و شغل مقدس معلمی را دارید؛ با این حال در کنگره همیشه خدمتگذار لایقی هستید؟
نمیدانم تعریف شما از خدمتگذار لایق چیست؛ ولی با هر دیدگاهی که است از شما ممنونم. بزرگترین دریافت ما در زندگی آرامش و آسایشی است که در زندگی به دست آوردیم. این آرامش و آسایش در پرتو نعمت سلامتی بود که مسافرم به دست آورد. وقتی جسم در تعادل باشد برخوردها و دیدگاههای منفی کاهش پیدا میکند، چون انسان متعادل از نظر جسمی با فکر باز تصمیم میگیرد و رفتارهایش نیز سنجیده است و زندگی در آرامش سپری میشود و این همان چیزی بود که ما در زندگی گم کرده بودیم و به لطف کنگره به دست آورديم.
آیا آموزشهای کنگره توانسته است در شغل شما کمک حالتان باشد؟ لطفا اگر مواردی بوده است، بیان کنید؟
بله صددرصد موارد زیادی داشتم. چون من مستقیما با بچهها در ارتباط هستم و ذات بچهها با شیطنتهای کودکانه همراه است، در زمان مصرف مسافرم؛ اگر بچهها در کلاس شلوغ میکردند سرشان داد میزدم و کلا تمام مشکلات خانه را با دعوا کردن بچهها برای خودم حل میکردم و گوش شنوایی برای مشکلات بچهها نداشتم؛ ولی بعد از آشنایی با کنگره آدم دیگری شدم. سعی میکنم با صبوری بیشتری با بچهها رفتار کنم. مشکلات روحی بچهها را بهتر درک میکنم و متناسب با آنها با بچهها رفتار میکنم. از وادیها برای تدریس، مخصوصا درسهایی مانند هدیههای آسمانی و مطالعات اجتماعی استفاده میکنم که برای بچهها خیلی جالب است و بازخورد آموزشها را از اولیا نیز دریافت میکنم.
چگونه توانستهاید بین کارهای منزل و شغلتان و همچنین خدمت راهنمایی و مسؤل امتحانات که در کنگره بر عهده دارید تعادل برقرار کنید؟
حلقه مفقوده زندگی خانوادهای که مصرفکننده دارد نظم است. چیزی که خانواده ما نیز دچار آن شده بود. بینظمی در خانه ما موج میزد با اینکه تنها مشغله من مدرسه بود، ولی خیلی از کارهایم همیشه ناتمام بود، چون برنامهریزی نداشتم، ولی از وقتی به کنگره آمدم با برنامهریزی بیشتری کارهایم را انجام میدهم و تقریبا راحتتر به کارهایم میرسم چون با برنامهریزی آشنا شدهام.
اگر کلام آخری دارید بفرمایید؟
کلام اول و آخر هر رهجویی تشکر از راهنمایش است. یکبار دیگر از راهنمای بزرگوارم همسفر شیوا برای تمام زحماتشان تشکر میکنم و برای ایشان طول عمر با عزت و سربلندی آرزو میکنم. به تمام راهنمایان عزیز هم این هفته را تبریک و شادباش عرض مینمایم. از شما و تیم قدرتمند سایت تشکر میکنم. موفق باشید.

با تقدیر و تشکر شایسته از راهنما همسفر سپیده، از اینکه وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادند تا گفتوگویی با ایشان داشته باشیم. از خداوند بزرگ برایتان آرزوی موفقیت، سلامتی و پیروزی داریم. شاد و پیروز باشید، خدا یار و نگهدارتان
طراح سوالات: مرزبان خبری همسفر معصومه و همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون سوم)
مصاحبهکننده و تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس و ویرایش: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
221