English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته ای از همسفر روح الله به مناسبت هفته راهنما

دلنوشته ای از همسفر روح الله به مناسبت هفته راهنما

سلام دوستان روح الله هستم یک همسفر.ضمن تشکر و قدردانی از استاد و راهنمای خودم آقای محسن و همچنین راهنمای خانمم، خانم شهناز هفته با صفای راهنما را به شما عزیزان و راهنمایان محترم تبریک عرض می کنم.
فرصتی دست داد تا قدر راهنمایان را بدانیم که ما را به دور خود جمع می کنند تا بیاموزیم آنچه نمیدانیم  و ببخشاییم آنچه باور است و عشق بورزیم آنچه عاشقی است  و تجلیل کنیم از راهنمایان بزرگوار شعبه ستارخان، این مکان باید بدرخشد چرا که عاشق پیشه گانی بی منت به انتظار رهایی انسان هایی در دام، وامانده و از در رانده به امیدی به آن در چشم دوخته اند تا بگیرند حاجاتی که سال ها به انتظار نشسته اند.
و حال دلنوشته ای به بداهه در این مقال خدمتتان تقدیم تا چه پیش آید و چه در نظر افتد و تفسیر آنرا به خود شما وا می گذارم که همگی سخنورید و استاد:

بند عشقی که در این بند فراوان باشد
عاشقی کن که در آن فتنه دیوان باشد


عشق چون جوش برآرد بدمد بر دم خویش
همسفر رخت ببندد، سر پیمان باشد


در صور ظاهر و پنهان، تو همان سیمین وش
اطلس و ترمه، به آذین و خرامان باشد

حل مشکل نتوان بست به یاری بی مزد

مگرش چون تو کسی که اهل ایمان باشد


به کدامین زر و سیم ارج نهی بی منت
به صفا عشق نهی به مروه حرمان باشد


کی ترنم کند این بادیه، دل خوش داری؟
هاجر از طور فرود آید و خندان باشد


دل دیوانه فرو بند که سفر نزدیک است
آن ملک پیشه نرفت، راه که خسران باشد


بذر نیکو که بکاری بدهد محصولی
من به صد من دهدش، گر آسیابان باشد


آمر ار امر نهد،ناهی از منکر خویش
اجر آن پیش خداوند فراوان باشد


قفل بر در مزن ای دوست  که در این بنیان
  که کلید درِ، آن دست نگهبان باشد


بند عشقی که در این بین میان من و توست 
تو به آن رنگ بزن صحنه گلستان باشد

 

نویسنده: همسفر روح الله از لژیون دوم به راهنمایی راهنمای محترم همسفر محسن

ویرایش: همسفر سهند از لژیون یکم به راهنمایی راهنمای محترم همسفر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .