جلسه هفتم از دوره اول سری جلسات آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی دزفول به استادی ایجنت همسفر زهره، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر ماه سلطان با دستور جلسه « هفته راهنما» در روز دوشنبه ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر توفیق داد در کنار شما عزیزان باشم. از اسیستانت محترم، خانم شهلای عزیز و نگهبان جلسه متشکرم که فرصت خدمت دوباره را امروز به من دادند. حقیقتش دوست داشتم از حضور خانم شهلا استفاده کنم و بیشتر فیض ببریم، اما توفیق اجباری شد؛ به هر حال ممنونم.
هفته راهنما است. تبریک میگویم اول به آقای مهندس و خانواده محترمشان و همه راهنمایانی که از اولین روزهای برگزاری کنگره۶۰ تا به امروز تلاش کردند تا حتی یک نفر را به رهایی برسانند. به راهنمایان و همسفران عزیز نمایندگی دزفول تبریک میگویم و امیدوارم همیشه فرصت خدمت برایشان فراهم باشد و همگی بتوانیم در این هفته، آن گونه که شایسته این عزیزان است، از آنها قدردانی کنیم.
در مورد دستور جلسه، اگر بخواهم صحبت کنم، باید بگویم که در کنگره۶۰ اگر فردی بخواهد به جایگاه راهنمایی برسد و شال راهنمایی به گردنش بیندازد، که در کنگره برای لژیونهایDST به رنگ نارنجی و برای لژیونهای ویلیام وایت، سرمهایی و تازهواردین که رنگ مغزپستهای دارد؛ شرایط و ضوابطی وجود دارد؛ اینطور نیست که هر کسی بخواهد بتواند به این جایگاه دست پیدا کند.
اولین و سادهترین شرط این است که فرد در گروه مسافران، مصرفکننده بوده باشد و بعد وارد کنگره شده باشد و سفر درمان را انجام داده و به رهایی رسیده باشد. در گروه خانواده هم به همین شکل است؛ فرد باید حتماً از اعضای درجه یک مصرفکننده باشد، وارد کنگره شده باشد، ده ماه حضور داشته باشد و با نوشتن چهل سیدی وارد سفر دوم جهانبینی شده باشد. این اولین شرط است.
در ادامه، این عزیزان برای رسیدن به رهایی باید تمام نوشتارهایی را که در کنگره موجود است مطالعه کنند. ماهها باید زمان بگذارند، زحمت بکشند، منابع را خوب مطالعه کنند و بعد در آزمون شرکت کنند. آزمونی که معمولاً بالغ بر ده هزار نفر شرکتکننده در کل کشور دارد. فرد باید بتواند با کسب نمره حد نصاب در آزمون قبول شود.
از همه اینها مهمتر این است که فردی که علم کافی به دست میآورد و میخواهد بهعنوان راهنما روی صندلی بنشیند و به افرادی شبیه خودش کمک کند تا آنها هم به آرامش و حال خوب برسند و به آن رهایی که در کنگره از آن صحبت میکنیم دست پیدا کنند، باید چیزی فراتر از علم داشته باشد؛ و آن چیزی نیست جز عشق؛ عشق بلاعوض. عشقی به خالق که باعث میشود فرد بتواند از زمان خودش بگذرد، از خود هزینه کند، از تمام گرفتاریهایی که ممکن است در زندگی همه ما وجود داشته باشد عبور کند و همه آن مشکلات را پشت در بگذارد و با رویی خندان وارد کنگره شود، سر لژیون بنشیند و کارش را انجام دهد.
شاید هیچکدام از رهجوها ندانند که این راهنما با چه بار سنگینی آمده و رفته است. خداوند توانایی را به آن عزیزی میدهد که عشق به خدمت پیدا میکند. راهنما کسی است که وقتی حال خودش خوب شد، از این در بیرون نرفت؛ نظارهگر نبود، اینجا نشست و تلاش کرد تا دست یک نفر از همجنس خودش را بگیرد و آرامشی را که امروز دارد به او تقدیم کند و این اتفاق کمی نیست. دیدن این که دیگران برای من چه کردند، فکر میکنم هنر بزرگی است. امروز که من اینجا نشستهام و هشت سال و خوردهای از رهایی مسافرم میگذرد و با آرامش نسبی و آرامش خاطر خدمت میکنم، باید یادم نرود که مدیون زحمات راهنمایم هستم. باید همیشه قدردان باشم.
در کنگره شاید این مسائل برای ما عادی شده باشد؛ اما بیرون از کنگره اگر به کسی بگویید که خانم فرزانه و خانم سمیه از اهواز هفتهای دوبار با هزینه خودشان میآیند دزفول و برمیگردند و ریالی هم دریافت نمیکنند، محال است حرف شما را باور کنند. مسافر من هنوز هم در محل کارش با این چالش روبهروست و واقعاً باورش برای دیگران سخت است.
این هفته فرصتی است برای همه ما که بتوانیم از این عزیزان آن گونه که شایسته است قدردانی کنیم و در کنار آن، چیزی که راهنما در لژیون به ما آموزش میدهد،از آموزشهای جهانبینی گرفته تا قوانین و حرمتهای کنگره، فرمانبرداری است. فرمانبرداری بخشی از قدرشناسی است. انشاءالله که برای همه ما اتفاق بیفتد و امروز همه عزیزان جشن خوبی را در کنار هم برگزار میکنیم و آن گونه که شایسته است از راهنمایان خود قدردانی میکنیم.
« در ادامه شما را به دیدن تصاویری از مراسم جشن هفته راهنما دعوت مینماییم.»























مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر رامین
عکاسان: همسفر رومینا و همسفر سارا رهجویان راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
221