به نام قدرت مطلق الله
از درمان تا پیروزی؛ داستان راهنمای ورزشی شعبه یوسف که با هدایت درست، تیمش را به قهرمانی رساند
لطفاً در ابتدا، به رسم کنگره ۶۰، خودتان را معرفی بفرمایید.
سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر. آخرین آنتیایکس مصرفی من هروئین و شیشه بود. سفر اولم را به مدت یک سال و نیم به راهنمایی آقای حامد شمس، با روش D.S.T و داروی OT در کنگره ۶۰ طی کردم. در طول سفر، در بخش ورزش در رشتههای شنا، فوتبال و بدمینتون فعالیت داشتم که تأثیر بسیار زیادی در روند درمان و تعادل جسم و روان من داشت.
خدا را شاکرم که از بند اعتیاد رها شدم و در حال حاضر نزدیک به هفت سال رهایی دارم؛ تنها دوازده روز تا ورود به هفت سال کامل باقی مانده است. همچنین سفر سیگار را نیز به راهنمایی آقای حامد شمس آغاز کردم و با لطف خداوند، در این بخش نیز نزدیک به هفت سال است که به رهایی رسیدهام.
تجربه شخصی خود را از حضور و خدمت در این جایگاه برای ما بیان کنید.
اگر بخواهم کمی به عقبتر برگردم، از همان دوران سفر اول، حضور در جلسات و ورزشهای روز جمعه در پارک طالقانی برای من جایگاه ویژهای داشت. فضای پرشور و انرژی جلسات جمعه، سرشار از انگیزه و حال خوب بود و همین موضوع باعث شد که ورزش به بخش جداییناپذیر مسیر درمانم تبدیل شود.
به مرور زمان و با کسب تجربه بیشتر، توفیق خدمت در جایگاههای مختلف ورزشی نصیبم شد؛ ابتدا در جایگاه دبیری فوتبال و سپس دبیری بدمینتون و دیگر رشتههای ورزشی فعالیت کردم. این مسئولیتها برای من صرفاً یک عنوان نبود، بلکه فرصتی بود برای آموزش گرفتن، آموزش دادن و رشد در مسیر جهانبینی.
در ادامه، جایگاه راهنمای ورزشی شعبه یوسف نصیبم شد. خدمت در این جایگاه مسئولیتی سنگین اما شیرین بود؛ زیرا راهنمایی اعضا در مسیر ورزش، در حقیقت کمک به تکمیل درمان آنها در کنار درمان جسم و جهانبینی است. امسال نیز در بخش شطرنج و بدمینتون، شعبه یوسف موفق به کسب مقام اول شد و این افتخار حاصل تلاش و همدلی اعضا بود.
به نظر شما، راهنمای ورزشی چه نقشی در تکمیل درمان ایفا میکند؟
طبق فرمایشات اخیر مهندس دژاکام، هدف کنگره پرورش استاد است؛ انسانی که به جایگاه استادی برسد. اما رسیدن به این جایگاه مستلزم عبور از سد اعتیاد است. انسان ابتدا باید گره اعتیاد را باز کند، از این مانع عبور کند و به درمان قطعی برسد تا بتواند در ادامه مسیر، جایگاههای بالاتر را کسب کند.
اگرچه در کنگره در رشتههایی مانند راگبی، تیر و کمان و سایر رشتههای ورزشی موفقیتهای چشمگیری کسب شده، اما همه این موفقیتها در گرو یک اصل اساسی است؛ داشتن یک سفر اول درست و رسیدن به درمان اعتیاد.
راهنمای ورزشی باید اولویتبندی صحیح داشته باشد. لازم است به نظم تیم، هماهنگی اعضا، آمادگی جسمانی و انتخاب نفرات مناسب برای کسب نتیجه توجه کند؛ اما درمان سفر اولیها، حال خوش مسافران و اصول جهانبینی همیشه در اولویت است. وظیفه اصلی ایجاد یک فضای امن و سالم است تا ورزش، مکمل درمان باشد و موفقیتهای ورزشی در جایگاه خود، بدون آسیب به مسیر درمان افراد کسب شود.
تفاوت راهنمای ورزشی با یک مربی معمولی در چیست؟
تفاوت اصلی راهنمای ورزشی با مربی معمولی در هدف آنهاست. یک مربی معمولی صرفاً به دنبال برنده شدن است و نتیجه مسابقه، معادل موفقیت اوست. برای او، هدف نهایی برد است و تمرکز تنها روی نتیجه بیرونی است.
اما راهنمای ورزشی، موفقیت را در جای دیگری تعریف میکند؛ موفقیت اصلی را در درمان شخص و در آموزش گرفتن اعضا میبیند. اگر تیمی ببازد، مهم است اعضا چه آموزشی گرفتند و اگر بردند، دچار منیت نشوند و خود را بالاتر از دیگران نبینند.
راهنمای ورزشی همیشه اولویت خود را «حال خوش و آموزش اعضا» قرار میدهد و موفقیت ظاهری مسابقه، تنها در صورتی ارزشمند است که مکمل درمان و رشد فردی باشد.
ورزش چه تأثیری بر جهانبینی اعضا دارد؟
ورزش به بازگرداندن باورهای صحیح به افراد کمک میکند. اعتیاد بسیاری از باورها و اعتماد به نفس را در مصرفکننده از بین برده است و ورزش، یک میدانی کنترلشده ایجاد میکند تا افراد با چالشهای کوچک روبهرو شوند و توانایی مدیریت آنها را بیاموزند.
این چالشهای کوچک، اعتماد به نفس و باور درونی فرد را بازمیگردانند و او را برای مواجهه با چالشهای بزرگتر جامعه آماده میکنند. ورزش، مکمل درمان است و به رشد جهانبینی و بازسازی باورهای سالم کمک میکند.
راهنمای ورزشی تا چه اندازه باید الگوی رفتاری باشد؟
راهنمای ورزشی باید همیشه الگوی رفتاری باشد. او با رفتار و نگرش خود، نظم، احترام به قوانین، فرمانبرداری از روش D.S.T و دوری از ضد ارزشها را به اعضا منتقل میکند.
وظیفه او ایجاد محیطی امن است تا ورزش در مسیر درمان مکمل باشد. الگوی راهنما باید باعث شود اعضا تمرکز بر درمان و آموزش داشته باشند و نه صرفاً کسب موفقیت ظاهری.
خدمت در جایگاه راهنمای ورزشی چه تغییراتی در شما ایجاد کرد؟
من خودم زمانی درگیر این گره بودم که فقط میخواستم به هر قیمتی موفق شوم و پیروزی شخصی را دنبال میکردم. برد و مقام برایم از همه چیز مهمتر بود، حتی اگر حال سفر اولیها خراب میشد یا نظم دارویی کسی به هم میخورد.
اما زمانی که راهنمای ورزشی شدم، دیدگاه من وسیعتر شد. متوجه شدم اولویت، درمان افراد است و موفقیت واقعی، رسیدن به درمان و حفظ حال خوش است. امروز باخت برایم ناراحتکننده نیست؛ بلکه فرصتی است برای آموزش و مراقبت از اعضا. به بچههای سفر اولی رجوع میکنم، حالشان را میپرسم و مطمئن میشوم بدنشان آسیبی ندیده، نظم را رعایت میکنند و در مسیر D.S.T هستند.
این تجربه باعث شد امروز با آرامش بیشتری ورزش کنم و با طمأنینه به سمت تیم و مسابقه حرکت کنم، حتی در زمان باخت نیز تعادل و آرامش حفظ میشود.
پیام شما به تازهواردان بخش ورزش چیست؟
پیام من به تازهواردان این است که مقوله زمان را جدی بگیرند و از جسم خود توقع بیش از حد نداشته باشند. اگر امسال به موفقیت خاصی نرسیدند، فرصت سال آینده وجود دارد. مهم این است که به بدن و ذهن خود زمان بدهند و صرفاً فرمانبردار راهنمای ورزشی خود باشند و مطابق دستور او ورزش کنند.
گاهی باورهای ذهنی شما درست به نظر میآیند، اما ملاک، نظر راهنماست. چه در سفر اول و چه در سفر دوم، نباید عجله کرد و باید اجازه داد ورزش به تدریج مکمل درمان شود. حرکت اصولی، صبر و آموزشپذیری، شما را به موفقیت واقعی یعنی درمان و حال خوش خواهد رساند.

مصاحبه کننده و عکاس: مسافر محمدامین خدمتگزار سایت
ارسال به سایت: مسافر فرهاد خدمتگزار سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
326