English Version
This Site Is Available In English

راهنما مسئول نتیجه نیست، بلکه مسئول آموزش است

راهنما مسئول نتیجه نیست، بلکه مسئول آموزش است

به نام قدرت مطلق الله

1- لطفاً به‌رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان، احمد هستم یک مسافر. آنتی‌ایکس اپیوم. متد درمان DST. داروی درمان OT. مدت سفر اول ۱۱ ماه. راهنما آقای مجتبی. رهایی ۲ سال و ۵ ماه. وابسته به مصرف نیکوتین نبودم. در ادامه با ۱۷۵ سانتی‌متر قد و ۹۱ کیلو وزن وارد لژیون جونز (تغذیه سالم) شدم، مدت سفر ۱۰ ماه، نام راهنمای تغذیه سالم، آقای رضا. مدت رهایی از بند اضافه وزن، ۱۰ ماه. کاهش وزن ۲۰ کیلو. رشته ورزشی باستانی و والیبال.

2- انسان عاشق راهنما می‌شود یا جایگاه راهنمایی انسان را به عشق می‌رساند؟
در جهان‌بینی کنگره ۶۰، عشق و خدمت رابطه‌ دوطرفه دارند و نه یک‌طرفه. در مسیر درمان و رشد، فرد ابتدا با شناخت و تزکیه‌ درون خود به درک عشق می‌رسد؛ عشق به خدا، هستی و انسان‌ها. در پی این حالات باعث می‌شود میل به خدمت در او شکل بگیرد؛ خدمت در کنگره ۶۰ یعنی راهنمایی، مرزبانی، نگهبانی و غیره. پس انسانِ عاشق، تمایل پیدا می‌کند راهنما شود. وقتی فرد در جایگاه راهنمایی قرار می‌گیرد، این جایگاه باعث رشد عشق در وجود او می‌شود؛ زیرا راهنما باید بدون چشم‌داشت، فقط برای آرامش دیگران تلاش کند و چنین رفتاری عشق را در او نهادینه می‌کند. در جهان‌بینی کنگره گفته می‌شود: انسان در مسیر خدمت، به خویشتنِ عاشقِ خود نزدیک‌تر می‌شود. پس عشق و راهنمایی دو حلقه‌ی یک زنجیر است هر کدام دیگری را کامل می‌کند.

3- همیشه به رهجوها توصیه می‌شود برای راهنما شدن تلاش کنند، چرا توصیه رسیدن به هیچ جایگاهی همچون مرزبانی یا اسیستانتی مانند جایگاه راهنمایی نیست؟
مرزبان؛ مسئول نظم، حافظ اصول و هماهنگی امور نمایندگی است و کاری پرمسئولیت است. مرزبان خدمت می‌کند تا ساختار حفظ شود. اسیستانت یا همان دستیار دیده‌بان؛ مسئول امور آموزش و رابط بین دیده‌بان و راهنمایان و ناظر بر امور کلی نمایندگی‌ها است و یک نقش مدیریتی و نظارتی دارد، اما راهنمایی؛ در این جایگاه، فرد مستقیماً در مسیر درمان و آموزش به انسان‌ها خدمت می‌کند؛ یعنی به رهجو کمک می‌کند تا از تاریکی اعتیاد، ناامیدی یا ضد ارزش‌ها خارج شود. راهنما نه‌فقط دانش کنگره، بلکه عشق، ایمان و تجربه‌ خود را منتقل می‌کند. راهنما، رهجو را از رنج به آرامش و از تاریکی به روشنایی هدایت می‌کند؛ این خدمت از جنس رهایی است. رسیدن به جایگاه راهنمایی نشانه‌ تکامل درونی فرد است؛ یعنی خودش درمان شده، آموزش دیده، ایمان پیدا کرده و حالا آماده است دیگران را رهایی ببخشد. آقای مهندس دژاکام بارها گفته‌اند: خدمت واقعی، خدمتی است که به انسان‌ها حیات تازه بدهد. مرزبان و اسیستانت، ساختار را حفظ می‌کنند تا این امکان فراهم شود اما راهنما مستقیماً در مسیر تزکیه و ساخت انسان‌ها قرار دارد و از بابت مهم دانسته می‌شود.

4- شادی رها کردن یک انسان از بند اعتیاد بزرگ‌تر است یا غم عدم موفقیت در اتمام سفر رهجو؟
در نگاه کنگره ۶۰، این دو احساس؛ شادی رهایی و غمِ عدم موفقیت رهجو، هر دو از جنس احساس عشق به انسان هستند؛ اما ارزش آن‌ها فرق دارد. وقتی یک رهجو رها می‌شود، راهنما و کل خدمتگزاران کنگره، از عمق وجود، شادی را تجربه می‌کنند؛ نه‌فقط به خاطر درمان اعتیاد، بلکه به خاطر اینکه یک انسان از تاریکی به نور رسیده است. در کنگره، رهایی توجه و لطف خدا و ثمره‌ آموزش و ایمان است؛ یعنی شادیِ واقعی زمانی است که نجات از بندها، نه‌فقط جسمی بلکه روحی و روانی رخ دهد. این رهایی شیرین است و با هیچ‌چیز دنیایی، قابل مقایسه نیست چون در لحظه‌ی رهایی، راهنما می‌بیند که زحمات مجموعه خدمتگزاران، نتیجه داده و شخصی دوباره به زندگی بازگشته است، اما غمِ عدم موفقیت یک رهجو! کنگره این غم را غمِ سازنده می‌داند. راهنما می‌آموزد که این غم نباید به ناامیدی تبدیل شود؛ چون درمان برای هر انسانی، زمان مخصوص خود را دارد. اگر رهجویی در سفر کامل نشود، راهنما مأیوس نمی‌شود؛ راهنما می‌داند که مسئول نتیجه نیست بلکه مسئول آموزش است. در مجموع شادی رهایی لذت‌بخش است چون رهایی هدف نهایی کنگره است اما غمِ عدم موفقیت رهجو، اگر درست فهمیده شود، سوختِ رشد و تعهد بیشتری را برای راهنما به ارمغان می‌آورد.

تایپ‌‌ و مصاحبه‌گر: مسافر مهدی لژیون پنجم
ویرایش: مسافر سعید لژیون هفتم
عکس: مسافر محمدحسین لژیون دوم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
گروه خدمتگزاران سایت نمایندگی گیلان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .