جلسه اول از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ارگ به استادی ایجنت گروه خانواده همسفر سمیه، نگهبانی همسفر سمانه و دبیری همسفر فهیمه با دستورجلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بهنام خدایی که عاشقیش دل میخواهد، نه دلیل؛ شاکر خداوند هستم که اجازه داد اولینبار در شعبه ارگ در جایگاه استادی بنشینم و از شما دوستان و یاران محبت و پرانرژی شعبه ارگ آموزش و انرژی بگیرم. اگر نگاه کنیم میبینیم که یک خواسته و حس مشترک اینجا بین ما وجود دارد؛ آن خواسته این است که همه ما میخواهیم از تاریکی خارج بشویم و هدف ما این است که به دیگران کمک کنیم و خودمان را بشناسیم. یکی از دستورجلساتی که در تقویم کنگره۶۰ قرار گرفته است، هفته راهنما است. آقای مهندس اعلام کردهاند؛ هفته راهنما شامل: راهنمای تازهواردین، راهنمای DST، راهنمای جونز و راهنمای ویلیام نیز میباشد. انشاءالله که بتوانیم قدردان عزیزانی باشیم که به زندگیهای ما جان بخشیدند و ناجی زندگیهایمان شدند. من اول پیام هفته راهنما را میخوانم و بعد شما خودتان، راهنمایان بزرگوارتان و آقای مهندس را با تمام وجودتان تشویق کنید و مطمئنم اینقدر حسهای شما قشنگ است که آن حسهای قشنگ به راهنمایانتان میرسد. (ما همه راهنمایان، همه با هم کمر خم کردیم و زانوان خود را بر روی خاک نهادیم و سجدهای آغاز نمودیم، برای شکرگزاری از انجام این عمل عظیم که همانا خروج از جهان ظلمت بود و پیوستن به جهان نور و روشنایی و هم اکنون ما هم آموزش دیدهایم تا بتوانیم به انسانهای در بند خدمت کنیم؛ زیرا خودت گفتی که اگر فردی را احیاء کنیم، گویی تمام ساکنین زمین را احیاء کردهایم و اگر فردی را نابود کنیم، گویی همه را نابود کردهایم، پس یاریمان ده تا خدمتگزار دردمندان باشیم، نه آقا و سرور آنها و اما ما رهجویان، بر همه ما واجب و ضروری است که به بهترین شکل ممکن از راهنمایان خود سپاسگزاری و قدردانی کنیم.)
آقای مهندس در کنگره۶۰ قدردانی را به ما یاد دادند که قدردانی با زبان، دل و عمل باشد. ما حتی با قلمی، درهمی و با هیچ چیز حتی سرسوزنی نمیتوانیم از کاری که آقای مهندس و راهنمایان برای ما انجام میدهند را جبران کنیم. من امروز در این جایگاه هستم که قدردانی کنم و تبریک بگویم هفته راهنما را به اولین معلم راستین آقای مهندس و خانواده محترم ایشان که کلام حق و راستین را به ما آموزش دادند. تبریک عرض میکنم خدمت راهنمای عزیزتر از جانم استاد گرانقدر راهنما همسفر سحر که با اولین کلام نافذشان و نگاهشان بر قلب و روح من نشستند و آن اکسیر عشق و محبت را در وجود من تزریق کردند و ناجی زندگی من شدند. اگر من امروز آرامش نسبی دارم به برکت وجود راهنمای عزیزتر از جانم خانم سحر است. همه ما میدانیم خانم سحر عزیز اولین راهنما در کرمان بودند که طی طریق کردند و چندین سال مسیر کرمان به اصفهان را رفتند و آمدند و در ادامه نیز اسیستانت هستند و بذری را کاشتند که امروز خدا را شکر نهال ایشان به بار نشسته است و در بخش کرمان نزدیک به ۵ شعبه در بخش همسفران داریم. انشاءالله که قدردان این بزرگوار باشیم و من با تمام وجودم از طرف خودم و نمایندگی ارگ به خانم سحر عزیزم تبریک عرض میکنم و انشاالله هر کجا که هستند مستدام باشند و خانواده محترمشان بهترین حال ممکن را داشته باشند. همچنین به راهنمای بزرگوار مسافرم آقا محسن نقدی تبریک عرض میکنم که سلامتی، حال خوب و آرامش خانوادهام و مسافرم را مدیون ایشان هستم. همچنین به همه راهنمایان کنگره۶۰ و شعبه ارگ و تکتک شما عزیزان که قطعاً از راهنمایان آینده کنگره۶۰ هستيد تبریک عرض مینمایم.
صحبتم را با جزوه راهنمایی شروع میکنم؛ جزوه راهنمایی وقتی شروع میشود میگوید: (فَتلقی آدم من ربه کلمات: پس آموخت آدم از رب خویش سخنانی؛ نه هر که چهره برافروخت دلبری داند، نه هر که آیینه برداشت سکندری داند، هزار نکته باریکتر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند، غلام همت آن رند عافیت سوزم که در گدا صفتی کیمیاگری داند.) همه ما میدانیم کنگره۶۰ براساس یک اصل پذیرفته شده کمک فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف فعالیت میکند. در درمان موادمخدر دو گروه در جهان به رسمیت شناخته شدند؛ گروه اول روانپزشکان و پزشکان هستند که یک دورههای تخصصی را گذراندهاند و گروه دوم کسانی هستند که اعتیاد و رهایی از اعتیاد را تجربه کردند و کنگره۶۰ جزء دسته دوم میباشد. کنگره فقط به اعتیاد و رهایی کفایت نمیکند؛ چون هدف آقای مهندس و کنگره۶۰ پرورش انسان است و آقای مهندس هم بارها این را میگویند: من اينجا نیستم که معتاد ترک بدهم بلکه من اینجا هستم که انسان پرورش بدهم. کسانی که وارد کنگره۶۰ میشوند و طبق قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ حرکت میکنند و فرمانبردار هستند قطعاً سفر خوبی دارند و میتوانند به سلامت سفرشان را طی کنند و به درمان برسند.
بعد از درمان، برای کمک به انسانها و احیاء کردن آنها جایگاههای خدمتی مختلف را تجربه کنند. یکی از این جایگاهها، جایگاه ارزشمند راهنمایی است؛ راهنمایی در حقیقت یعنی نشان دادن راه؛ انتقال اطلاعات، دانش، آگاهی و تجربیات راهنما به رهجو است. راهنمایی یعنی به تعادل رساندن جسم، روان و جهانبینی رهجو است. وقتی یک نفر میخواهد به این جایگاه برسد باید از فیلترهای زیادی عبور کند و واقعاً ارزشش را هم دارد. یکی از این مراحل این است که سفر اول را با موفقیت به پایان برساند و در آزمون راهنمایی، فنی و جهانبینی قبول شود و از لژیون مرزبانی تأیید و نمره انضباط کسب کند، در پارک و رشتههای ورزشی فعالیت داشته باشد، کسب تأیید دیدهبانها، مصاحبه حضوری، انجام پیمان راهنمایی و نشان پیمان وادی هشتم، نداشتن اضافه وزن و در نهایت شال راهنمایی را دریافت میکنند. در کنگره۶۰ شناخت انسان یکی از محورهای اساسی میباشد. مدت زمان راهنمایی ۴ سال و یکی از مهمترین عوامل جذب رهجو برای راهنما حضور مستمر او در کنگره میباشد. راهنما باید انرژیش را صرف کسانی کند که واقعاً خواسته رهایی دارند و باید جذبه پدری و مهر مادری را داشته باشد.
انسان برای طی کردن مسیرِ درست زندگی نیاز به راهنمایانی دارد، زمانی که ما راهنمایانی داشته باشیم مطمئناََ این مسیر را بهتر طی میکنیم. در کنگره۶۰ چون راهنمایان خودشان این مسیر را طی کردهاند و خودشان دردمند بودهاند و تجربه آن تاریکی را داشتند؛ میتوانند به انسانهایی که در تاریکی هستند، کمک کنند و آموزش میدهند و آموزش میگیرند. هدف کنگره۶۰ احیاء خانوادهها میباشد و خیلی کسانی که از دور شاهد فعالیتهای کنگره هستند، واقعاً این موضوع برایشان سخت است که قبول کنند؛ انسانهایی هستند که بدون دریافت مزد، خدمت میکنند. با دید حسابگرانه این موضوع مفهومی ندارد ولی عاشقانه و عاقلانه مفهوم دیگری دارد. به قول استاد سردار میفرمایند: (که ما برای آموزش گرفتن و خدمت کردن قدم به حيات نهادیم.)
در مورد نقش عشق در تربیت رهجو آقای مهندس میگویند: (ما زبان اول و آخرمان عشق است و شمشیر کنگره، شمشیر عشق است. وقتی یک راهنما از عصاره جانش میبخشد و تمام وجودش و وقتش را میگذارد و حالا اگر مشکلی دارد، بیمار است؛ حتی بچهاش مریض است و تب دارد و به هر دری میزند و فقط به تنها چیزی که فکر نمیکند، نیامدن به کنگره است؛ برای اینکه بتواند بیاید و به منِ رهجو کمک کند و حال خوبش را به من انتقال بدهد. ما میدانیم که سیستم کنگره یک سیستم الگوبرداری و قوی است. راهنما الگو عشق و محبت است و سلاح راهنما در کنگره عشق، محبت و ایمان است و زمانی که راهنما این سلاح و چراغ را دست میگیرد و حرکت میکند و منِ رهجو پشت سرش حرکت میکنم؛ یعنی من از ایشان الگوبرداری میکنم.
آقای مهندس هم در سیدی (درگیری با خود) گفتند: که ما هر هدفی داریم باید عشق به راه داشته باشیم یعنی آن خواسته را داشته باشیم و دانستن برای اینکه ما بتوانیم به آموزش و آرامش برسیم. همسفری که بخواهد قدردان باشد؛ نمیآید این یکی و دو روز فکر کند و کاسه چهکنم، چهکنم دست بگیرد که الآن هفته راهنما است و من باید چهکار کنم. کسی که قدردان باشد و آموزش دیده باشد؛ یکی از چیزهای که در کنگره آموزش گرفتهایم پسانداز کردن برای روزهای خوب است. مطمئناً از خیلی وقت پیش برای امروز برنامهریزی کرده و بهترین پاکت را با بهترین حس تقدیم میکند. حتماً یک مسئله برای همسفران عزیز باز کنم که خودتان بهتر از من میدانید و این برای یادآوری خودم است؛ هیچوقت یک راهنما نمیآید بنشیند و یکسال منتظر باشد که هفته راهنما بشود و رهجو قدردانی کند و به او پاکت بدهد؛ چون راهنمایی که با این هدف در کنگره باشد قطعاً مسیرش را دور میکند.
یعنی تا یکجا میتواند بیاید ولی از یکجا دیگر خسته میشود و مینشیند و نمیتواند ادامه بدهد. راهنمایان کنگره۶۰ اینقدر عاشقانه و خالصانه خدمت میکنند که با تمام وجودشان بدون هیچ مزد و منتی خدمت میکنند؛ همان سلاح عشق، ایمان و محبت را دارند و گرنه چیزی غیر از این نیست؛ چون باز هم میگویم که خیلیها بیرون از اینجا ما را دیوانه محسوب میکنند شاید خیلی انگها به ما بزنند که مثلاََ امکان دارد کسی چندین ساعت، از صبح تا شب یا از ۱۲ ظهر تا ۸ و ۹ شب برود و وقت بگذارد، شاید یک وقتهایی راهنما ۷ یا ۸ ساعت در کنگره باشد یا خدمتگزارها در یک تایم کاری و بدون هیچ مزد و منتی در کنگره حضور داشته باشند. ما میدانیم در بیرون این کارِ ما را حسابگرانه میبینند؛ ولی در کنگره عاشقانه و از روی عقل خدمتگزاران این کار را انجام میدهند؛ چون آموزشهای لازم را گرفتهاند و جهانبینی تغییر کرده است.
ما یک بزرگمردی مثل آقای مهندس داریم که تمام وقتشان را برای اعضای کنگره۶۰ میگذارند و تمام هدفشان این است که انسانها حالشان خوب شود پس ما هم شاگردان آقای مهندس هستیم؛ بهشت را به بها میدهند نه به بهانه. راهنما درست است آموزش میدهد و آموزش میگیرد؛ یعنی خودش را در رهجواَش میبیند ولی اینکه من با خودم بگویم مگر چکار میکند، راهنما میآید هم خودش آموزش میدهد و هم وقتش میگذرد و با این دید من فقط خودم را به خواب زدهام. خیلی وقتها ما خودمان را به خواب زدهایم. چه وقتها ما خودمان را به خواب میزنیم؟ زمانی که نمیخواهیم قدردان باشیم و خوبیهای دیگران را ببینیم. راهنمایی که بچهاش تب دارد یا اینکه خودش بیمار است و مهمان دارد به کنگره میآید. راهنمایان عزیز بدون هیچ چشمداشتی در حال خدمت کردن هستند و انشاءالله که شما عزیزان به بهترین شکل ممکن با تمام حستان قدردانی داشته باشید. اول اینکه خیلی قشنگ حضور پیدا کردید، اولین چیزی که خیلی اهمیت دارد حضور شما عزیزان است که قطعاً این ندا را به راهنما میدهد که قدردان هستید و راهنما بیشتر متوجه قدردانی شما بشود و این را مطمئن هستم امروز با حس خوبتان با پاکت دادنتان. صحبتهای استاد امین و صحبت های دیگر عزیزان را حتماً بخوانید، هر رهجوی که در کنگره۶۰ بخواهد به درمان و حال خوش برسد ۵۰ میلیون در سال هزینه او است و خودتان بنشینید و نیاز نیست که حساب کنیم خودتان یه لحظه بهخاطر اینکه فراموش نکنیم و یادمان نرود روزی که از این در وارد شدیم من با چه حالی وارد شدم باچه حس و حالی بودم بالاترین تاریکی، تاریکی اعتیاد بوده و هست.
شاید خیلی جاها منِ همسفر این قدر حالم خراب باشد حتی آن تاریکی اعتیاد را هم نبینم؛ حتی متوجه آن تاریکی هم نشوم ولی وقتی میآیم و وارد میشوم میبینم بالاترین خماری، خماری دردِ اعتیاد است و حتی از درد زایمان هم بدتر است. ما میدانیم اعتیاد کاملاً جسم، روان و جهانبینی را دربرمیگیرد و فرد حالش سریع خراب میشود. سرطان یک قسمت از بدن را درگیر میکند؛ ولی اعتیاد اینقدر برای من همسفر سخت است، یک لحظه تصویرسازی کنید و نیم نگاهی کنید ببینید کجا هستید نمیخواهم خدای نکرده به گذشته برگردید و حالتان خراب شود؛ چون در گذشته ماندن کاملاً مشخص است افسردگی و بیماری میآورد. نگاه کنم ببینم روزی که مسافر من راحت در خانه ساقی بود، شب دیر وقت میآمد، بچههای من آرامش نداشتند و خودم یک لحظه آرامش فکری نداشتم. خودم از جمله کسانی بودم که حتی زمانی خواب میرفتم خواب من عمیق نبود؛ حتی یک مورچه از کنار من رد میشد بیدار میشدم آنقدر استرس داشتم تمام وجودم ترس بود. ترس از آینده بچههایم، ترس از اینکه فردا بلند میشوم دوباره مسافرم پیکنیکش را بردارد و مسافرم بند و بساط مواد را بیاورد. همه ما میدانیم شربت OT، روش DST و آقای مهندس ناجی زندگی ما شدهاند. درمان مسافرمان قطعی شد. اینجا نشستهایم خیالمان راحت است اگر مسافرمان یک هفته جایی برود ما هیچ دغدغهای نداریم، آرامش خیال داریم؛ چون آقای مهندس همیشه میگویند: «علمی که تجربه شده باشد سندی است بدون نقص و آبروی علم به عملش است.»
معما چون حل شود آسان شود. ما الآن متوجه شدهایم مواد مخدر طبیعی بدن از بین رفته است و یکسری مواد مخدر بیرونی جایگزین شده است و سیستم ایکس مسافر را به هم ریخته است و هر کاری مسافر کرده دست خودش نبوده، آن موقع اینها را نمیدانستیم. حداقل کاری که می توانید کنید برای نقش همسفر بودنتان شکرگزاری کنید اینجا هستیم بدون هیچ دغدغهای و جایی است که میتوانید حال خوب دریافت کنید. در ادامه مسیری که هستید اینقدر به زیبایی حرکت کنید، اینقدر در کنگره الگو باشید که تازهواردی که آمده و خود شما میتوانید الگو باشید؛ برای کسی که وارد کنگره میشود و ناامید است و هیچ راهی برای درمان اعتیاد مسافرش پیدا نکرده است و آن حسِ خوب ما، آن بغل کردنِ ما، آن قدردانی ما و عشقی که در درون ماست را به او منتقل کنیم و راهگشا باشیم برای انسانهایی که در راه ماندهاند.
تقدیر از نگهبان دوره قبل و معرفی نگهبان دوره جدید
.jpg)
تقدیر از دبیر دوره قبل و معرفی دبیر دوره جدید

تقدیر از نگهبان صوت و معرفی نگهبان دوره جدید
.jpg)
تقدیر از دبیران اول و دوم صوت و معرفی دبیران دوره جدید
.jpg)
.jpg)
برگزاری جشن راهنما







.jpg)


مرزبانان کشیک: همسفر افسانه، مسافر رضا
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش: راهنمای تازهواردین همسفر رقیه (دبیر سایت)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
354