شکرگزاری؛ یعنی تشکر کردن و تشکر فقط زبانی نیست، بلکه باید در سه مرحله انجام بگیرد: تشکر با زبان، دل یا قلب، و تشکر با عمل یا قدم است. در بعضی مواقع، مانند قرار گرفتن در یک مهمانی با پذیرایی که برای ما انجام میگیرد، همین که از شخص مقابل تشکر زبانی و یا حتی تشکر قلبی داشته باشیم کافی است. اما در بعضی از مناسبتها، مانند هفته معلم یا پرستار، ما هنوز به مفهوم و درک درستی از کلمه شکرگزاری نرسیدهایم؛ حتی فرزندان هم هنوز در مقابل زحمات پدر و مادر به درک درستی از تشکر کردن نرسیدهاند و همیشه طلبکار پدر و مادر خود هستند. یکی از مسائل مهمی که در زندگی ما نقش اساسی دارد و کنگره۶۰ به آن اهمیت ویژهای داده است و افراد در آن آموزش میبینند، تشکر کردن است؛ یعنی شکرگزاری از مخلوق، و شکرگزاری از مخلوق یعنی شکرگزاری در مقابل خداوند است.
بنیان کنگره۶۰ میفرمایند: «افرادی که در کنگره به ما خدمت میکنند همگی فی سبیلالله هستند؛ اما ما باید از آنها قدردانی و تشکر کنیم». همانگونه که ما در کشور سالی یکبار مناسبتهای مختلف داریم، در کنگره هم سالی یکبار مناسبتهای مختلف برگزار میشود که یکی از این مناسبتها هفته راهنما است و رهجوها؛ باید در این هفته از راهنمای خود قدردانی و تشکر کنند؛ حتی راهنمایان هم، از راهنمایان قبلی خودشان نیز قدردانی میکنند. جنابمهندس خود، بهعنوان الگو، سالهای گذشته به راهنمایان پاکت همراه با یک شاخه گل و دستنوشتهای تقدیم میکردند؛ ولی به مرور زمان، چون تعداد راهنمایان زیاد شد، دیگر در حد توان ایشان نبود.
به فرموده جناب مهندس، هدیه دادن در کنگره فقط با پاکت و دلنوشته انجام میگیرد، هر کسی در حد توانش میتواند مبلغی همراه با دلنوشته تقدیم راهنمای خودش کند. راهنمایان هم با آموزشهایی که دیدهاند، در مقابل هر پاکتی ناشکر نیستند و برای هر پاکت ارزش و اهمیت خاصی قائل هستند. جناب مهندس در قسمتی از این سیدی میفرمایند: «ما در کنگره به هیچوجه پول جمع کردن لژیونی نداریم و برای هر مناسبتی، حتی هفته راهنما، کادو و پاکت دادن بهصورت تکی انجام میگیرد». در قسمتی دیگر از این سیدی، اشاره به جهانبینی افراد کنگره میکنند و میفرمایند: «ما در کنگره از ریشه، فرد مصرفکننده را درمان میکنیم و با آموزشهایی که افراد مصرفکننده در کنگره میگیرند، جسم و روان آنها در کنار هم درمان میشود.
خلاصهای از صحبتهای ایشان در مورد جهانبینی و خویشخویشتن اینچنین است؛ همانگونه که در طبیعت بعضی چیزها قابل رؤیت و بعضی چیزها غیرقابل رؤیت است، جسم انسان هم دو قسمت دارد، صور آشکار که قابل رؤیت است و صور پنهان که غیرقابل رؤیت است. جسم ما که یک ماشین تماماتوماتیک، از جنس خاک ساخته شده و اختیارات خاصی به آن داده شده است، همان صور آشکار است، و روح، چیزی است که از طرف خداوند در انسان دمیده شده و انسان را به راستی و درستی هدایت میکند و نفس، چیزی است که در ظاهر و باطن تعیین موجودیت میکند و هنگام مرگ، فرشتگان مرگ نفس را تحویل میگیرند؛ چون نفس خواسته دارد.
انسان برای اینکه نفسش؛ یعنی همان خودش را بشناسد؛ باید از سیرکردن در جهانهای مختلف مانند ضدارزشها که او را به خواب برده است، بیدار شود و تمام توجه خود را روی نفس، که همان خویش خویشتن است، بگذارد. در مرحله بعد، انسان برای اینکه از خواب غفلت بیدار شود و خویش خویشتن و نفس خود را بیدار کند؛ باید از سخن به عمل حرکت کند، در مقابل خداوند تسلیم شود، با تفکر، اندیشه عمیق، به رحمت خدا و نیروهای ماورا ایمان داشته و پایدار باشد.
برداشت من از سیدی: آموختم، شکرگزاری از خلق خدا که با تمام وجود برایم تلاش میکنند تا حالم خوب شود و تا حدودی به آرامش برسم، فقط زبانی نیست؛ بلکه با شکرگزاری عملی و قلبی از مخلوق خدا، شکرگزاری از خالق خودم را انجام دادهام. آموختم که برای اینکه جهانبینی خودم را بالا ببرم؛ باید روی نفس خود و خویشخویشتن بیشتر توجه کنم و این کار میسر نیست مگر با بالا بردن دانایی خود، که با آموزشهای کنگره انجام میگیرد.
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
95