به نام قدرت مطلق الله
۱- لطفاً بهرسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان پیمان هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیشه، ۱۰ ماه و ۷ روز سفر کردم به روش DST با داروی OT، مدت رهایی از بند مواد ۵ سال و ۱۱ ماه و ۱۰ روز، مدت رهایی از بند نیکوتین ۳ سال و یک ماه، نام راهنمای DST و نیکوتین آقای محمد.
۲- انسان عاشق، راهنما میشود یا جایگاه راهنمایی انسان را به عشق میرساند؟
بعد از گذشت یک ماه از سفر اولم که با شرایط کنگره و دارو سازگار شدم رابطهای عمیق با کنگره و راهنمایم در من به وجود آمد، بسیاری از کارها را بهخاطر راهنمایم به انجام میرساندم و در ادامه عشق به راهنما و علاقه به او بود که مرا عاشق جایگاه راهنمایی کرد و این عشق بود که باعث شد مسیری را طی کنم که به خدمت در جایگاه راهنمایی ختم میشد.
۳- زمانی که یک رهجو برای درمان نزد شما میآید چه احساسی درونتان ایجاد میشود؟
اولین چیزی که در خاطر من زنده میشود، حال بدی است که در روز اول ورود خود به کنگره داشتم، درواقع خود را در او میبینم، حسها و بندهایی که در هنگام ورود به کنگره، زندانی آنها بودم و حس عمیق کمک کردن به او در من زنده میشود چراکه من هم با کمک راهنمای خود توانستم بر آنها پیروز شوم. شاید جالب باشد بگویم اگر رهجویی بنا به شرایط سفرش سقوط آزاد را باید انجام دهد، من نیز با حال او همگام شده و گاهی شب را نمیخوابم.
۴- همیشه به رهجوها توصیه میشود برای راهنما شدن تلاش کنند، چرا توصیه رسیدن به هیچ جایگاهی (مرزبانی-اسیستانتی) مانند جایگاه راهنمایی نیست؟
چون اولین برخورد یک رهجو و ایجاد رابطه او با راهنمایش صورت میگیرد و به این شکل، حس قابل درکی از این جایگاه در او ایجاد میشود، این توصیه بهخاطر قابل لمس بودن این جایگاه برای مسافران است. از ماههای ابتدای سفر همواره خواست و دعای من رسیدن به جایگاه راهنمایی بود و این به خاطر بالا بردن مرتبه راهنمایی در ذهن من، توسط راهنمایم بود.
۵- شادی رها کردن یک انسان از بند اعتیاد بزرگتر است یا غم عدم موفقیت در اتمام سفر رهجو؟
رها کردن یک انسان از بند اعتیاد بسیار تا بسیار حس خوب و زیبایی است، نزدیک به دو سال است که خداوند توفیق خدمت در این جایگاه را به من داده است، زمانی که برای اولین رهایی خدمت آقای مهندس رسیدیم، از شب قبل به علت شوق زیاد، خواب از من ربوده شده بود، اما در مورد قسمت دوم سؤال باید بگویم این غم نیز به همان اندازه شادی رها شدن، برای من عظیم و عمیق است.
۶- میدانیم بارزترین شاخصه هر راهنما، حضور مستمر و منظم او طی سالیان متوالی در کنگره است، این عامل انرژی زیادی میطلبد، موتور محرک برای ایجاد این انرژی در شما چیست؟
مهمترین عامل در ایجاد این انرژی برای من، آموزش دیدن است. آموزشی که در زندگی شخصی به کار بندم تا سبب ارتقا کیفیت آن شود. همیشه سعی من بر این بوده که دو ساعت قبل از شروع جلسه آموزش کارگاهی در شعبه حضور داشته باشم و دیدن اینکه رهجویی برای شروع جلسه و لژیون از ساعتها قبل در شعبه حضور دارد این انرژی را چندین برابر میکند.
تایپ و مصاحبهگر: مسافر سعید لژیون هفتم
ویرایش: مسافر مهدی لژیون پنجم
عکس: مسافر هادی لژیون چهارم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
گروه خدمتگزاران سایت نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
101