جلسه اول از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ همسفران نمایندگی اندیشه به استادی ایجنت همسفر ناهید، نگهبانی همسفر آذر و دبیری همسفر لیلی با دستور جلسه«هفتهیراهنمایان(DST,تازهواردین، ویلیام،جونز، ورزش، موسیقی)»روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ناهید هستم، یک همسفر.
هفتهی راهنما را تبریک میگویم؛ به همه، بهخصوص شعبه اندیشه. امیدوارم در این مسیر خدمت، خداوند همیشه یاریرسان باشد و بازتاب این خدمت را بهوضوح در زندگیشان ببینند و این مسیر ادامهدار باشد. خدمت کردن خودش یک نوع نعمت است.
جایگاه راهنمایی واقعاً جایگاه شیرینی است. امیدوارم عزیزانی که این خواسته را دارند، در این جایگاه قرار بگیرند تا قدر خدمت کردن به انسانها و لذت آن را بچشند. برای تمامی عزیزانی که این خواسته را دارند، آرزو میکنم از آزمون راهنمایی قبول شوند و خداوند این خدمت را به آنها هدیه کند تا بتوانند آن حس خوبِ منتقلشده را، هم در خودشان و هم در انتقال به رهجو، تجربه کنند.
به راهنمایان عزیز شعبهی خودمان:
خانم ناهید، خانم سمانه، خانم زهره، خانم فرشته، خانم فاطمه، خانم سلیمه، خانم مرضیه و خانم شیرین عزیز، تبریک صمیمانه خودم و مرزبانان را عرض میکنم. من شخصاً قدردان زحمتها و خدمت پر از عشقشان هستم و امیدوارم خداوند بهترینها را برایشان رقم بزند.
هفتهی راهنما امسال کمی متفاوت است، بهخاطر شرایطی که پیش آمده. سالهای قبل جشن و پذیرایی بود، اما طبق دستور آقای مهندس، امسال اینگونه است و ما پیرو قوانین کنگره۶۰ هستیم. با این حال، جایگاه راهنما همان جایگاه ارزشمند همیشگی است.
آقای مهندس مثلثی دارند که راهنما بر اساس آن خدمت میکند و آن مثلث برای من خیلی پررنگ است؛ مثلث عشق و محبت. راهنما بر مبنای عشق و محبت خدمت میکند، اما گاهی این عشق و محبت شاید آنطوری که رهجو دوست دارد نباشد یا مطابق انتظارش نباشد. گاهی سختگیریهایی که لازم است و برای آموزش رهجو انجام میشود، ممکن است محبت به نظر نرسد.
قبلاً در لژیون خودم بود که یکی از دوستان بهخاطر مسائلی که برایش پیش آمده بود، میگفت: «وقتی میگویند راهنما مثل مادر، پر از مهر است، من نمیتوانم این سختگیریها را بپذیرم.»
اینجا به این میرسیم که از محبت، دو برداشت وجود دارد. یک برداشت این است که من خواسته و هدفی دارم و کسی بیاید به من کمک کند تا به خواستهام برسم؛ این را محبت میدانم.
اما برداشت دیگر این است که چه چیزی به صلاح من است و مصلحت کار من در چیست. راهنما این مصلحت را در نظر میگیرد، نه فقط اینکه رهجو چه میخواهد.
گاهی خواستههای ما میتواند مضر باشد. برای مصرفکننده، خواستهاش مواد است؛ که به روان، روح و جسمش آسیب میزند. راهنما میآید و این خواسته را ذرهذره از رهجو میگیرد.
رهجو ممکن است فکر کند راهنمای مهربان یعنی کسی که همیشه دارو را بالا ببرد، هیچوقت سقوط آزاد ندهد، هیچوقت نگوید سیدی بنویس؛ اما اینطور نیست.
سقوط آزاد عین محبت است. سیدی نوشتن و سختگیری در انجام آن، عین محبت است؛ چون راهنما مسیر را میشناسد و صلاح رهجو را میبیند. آموزشها باید از طریق سیدی نوشتن اجرا شود تا جهانبینی رهجو تغییر کند. برنامهی اوتی باید درست انجام شود. وقتی کاهش پله اتفاق میافتد، آن مقدار کسالت لازم است تا بازسازی جسم صورت بگیرد.
پس سختگیری راهنما، عین محبت است؛ حتی اگر در اوایل سفر، رهجو آن را سختگیری بداند.
راهنما جز بر مبنای محبت حرکت نمیکند. از راهنمایانی که زحمت کشیدند و ما را در صراط مستقیم قرار دادند، تشکر میکنم. هیچ راهنمایی بدون چشمداشت و برای گرفتن پاکت خدمت نمیکند، اما بر همهی ما واجب است که از این فرصت استفاده کنیم و از راهنمای عزیزمان، بهصورت یک دلنوشته در پاکتی تمیز و در حد توان خودمان، تقدیر و تشکر کنیم.
ممنونم که به صحبتهایم گوش دادید.

مرزبانان کشیک: مسافر ماشالله و همسفر مریم
تایپ: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مریم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
155