گفتگو با راهنمای تازهواردین همسفر حمیده
همسفر حمیده و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. مدت ۱۱ ماه و ۱۸ روز به روش درمان DST و داروی درمان OT با راهنمایی آقای علیرضا و خانم سحر سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۸ سال و ۹ ماه و ۵ روز آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر حمیده در کنگره ایروبیک و رشته ورزشی مسافرشان والیبال است.
جایگاه راهنما ناخواسته با احترام و نفوذ همراه است.چگونه از لغزش در دام قدرت و محبوبیت جلوگیری میکنید؟
قوانین در جهان دارای نظم و انضباط هستند و اگر اینطور نبود همه کائنات در جهان از هم فرو میپاشید در صورتی که اینگونه نیست علت آن فرمانبرداری همه مخلوقات از خالق است به جز انسان که اختیار و حق انتخاب دارد و گاهی از این اختیار خود نافرمانی و از قوانین الهی سرپیچی مینماید حالا اگر بخواهیم فرمانبردار خوبی باشیم؛ باید از دستورات فرمانده اطاعت نماییم و با فرمانبرداری کردن بتوانیم در درجه اول فرمانده خوبی برای جسم و روان خود باشیم در درجه دوم فرمانهایی را که از روی عقل داده میشود را اجرا کنیم اگر این گونه عمل کنیم دیگر اجازه ورود بیگانه را به افکار و اندیشه خود نخواهیم داد ابتدای شروع خدمتی در حضور دیدهبانان، مسافران، همسفران و نگهبان کنگره ۶۰ پیمان میبندیم به عنوان راهنما در کنگره حافظ حرمت، اصول و قوانین کنگره باشم و از آنها تخطی نکنم؛ البته با در نظر گرفتن معرفت، عمل سالم و عدالت وقتی من به عنوان راهنما عدالت و معرفت عمل سالم است را عمیقاً درک کنم و آن را عملی کنم و سرلوحه کار خودم قرار بدهم و با رعایت اصول و قوانین میتوانم از لغزش جلوگیری کنم برای آنکه هنر نه گفتن را یاد بگیریم ابتدا باید خود را به عنوان یک انسان ارزشمند بپذیریم هر یک از ما از محبوبیت و جاذبه اجتماعی برخورداریم که با محبت و همدلی میتوانیم آن را افزایش دهیم بنابراین برای کسب محبوبیت نیازی نیست که به هر تقاضایی پاسخ مثبت بدهیم برای ابراز توانمندیها و به دست آوردن مهارتهای اجتماعی راههایی را جستجو کنیم که همسو با قوانین زندگی و منافع سایر همنوعانمان باشد که این قوانین با فرا گرفتن آموزشهای کنگره ۶۰ محقق میشود خیلی وقتها فکر میکنیم که در صورت نه گفتن توان مقابله با رفتارهای اطرافیان را نخواهیم داشت برای حل چنین مشکلی ابتدا باید قدرت حل مسئله را در خود تقویت کنیم به عنوان راهنما باید سلاح خدمتیام عشق ، عقل و ایمان باشد نه قدرت؛ چون اگر بخواهم از قدرت استفاده کنم باعث سقوطم میشود.
برای جلوگیری از سطحی شدن جهانبینی در نسل جدید چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
ادیان الهی به انسان آموزش میدهد که به خودش آسیب نزند و نخواستند که دائماً عبادت کنند کلمه عبادت از عبد میآید؛ یعنی خدمت کردن و خدمتگزار بودن جهانبینی؛ یعنی آموزش انسان برای جلوگیری از بَرده بودن، بعضی انسانها برده پول هستند تمام عمرش را صرف جمع آوری پول میکند انسان جهانبینی را آموزش میبیند که به آرامش برسد جهانبینی باعث میشود که انسان به خودش خسارت وارد نکند جهانبینی؛ یعنی آموزش برای حفظ خود؛ زیرا بزرگترین دشمن انسان جهل انسان است و انسان تنها موجودی است که اختیار دارد و این مسئله حائز اهمیت است من در کنگره یاد گرفتم که به خودم آسیب نزنم از آنجایی که کار کنگره الگویی است من میتوانم با کاربردی کردن جهانبینی روی جزوه جهانبینی ۱ و ۲ هم نوشته شده جزوه جهانبینی کاربردی من میتوانم با عملم با رفتارم با کردارم تأثیرگذار باشم اگر منظور از نسل جدید تازه وارد است من در حدی نیستم که بخواهم راهکاری را پیشنهاد بدهم؛ اما خودم از ورودم به کنگره متوجه شدم که کار کنگره الگویی است و:من از راهنمای عزیزم خانم سحر خیلی چیزها را یاد گرفتم راهنمایان کنگره الگوی بی نظیری برای تازهواردین هستند میتوانم با عملی کردن آموزشهای ناب کنگره الگوی بینقصی باشم.
آیا تاکنون به این نقطه رسیدهاید که احساس کنید دانستههایتان کافی است؟چگونه با خطر سکون علمی و جهانبینی مقابله میکنید؟
من از سال ۹۷ که وارد کنگره شدم میتوانم به جرأت بگویم هر جلسه که در کنگره حضور داشتم فهمیدم که من هیچی نمیدانم و خیلی نیاز دارم به آموزشهای کنگره؛ چون این مطالب و و منابع آموزشی کنگره را هیچ جای دیگر نمیتوانم دریافت کنم اکثر جایگاههای خدمتی را تجربه کردم از هر کدام درسی گرفتم برای مسیر زندگیام سکون جایز نیست؛ باید حرکت کنم باید رود خروشان باشم و تمام موانع را از سر را خود کنار بزنم هر چه جلوتر میروم متوجه میشوم که به دانستههای کنگره بیشتر احتیاج دارم این من هستم که به کنگره احتیاج دارم کنگره به من احتیاجی ندارد من باید خودم را با کنگره همسو کنم. آموزش، زمان مشخصی ندارد مثلاً فرد ۷۰ سال دارد میرود دانشگاه که دکترا بگیرد من به عنوان راهنما تازه آموزشام شروع شده و هر چه جلوتر میروم متوجه میشوم که بیشتر به دانستههای کنگره احتیاج دارم امیدوارم همیشه بتوانم از این آموزشهای ناب آقای مهندس استفاده کنم به گفته آقای مهندس قدر داشتههایمان را بدانیم قدردان باشم از این فرصت خدمتی که در کنگره به من داده شده استفاده کنم طبق گفته آقای مهندس؛ وقتی آخرین بندهای منفی را از خودمان باز کردیم ما قفل و زنجیر محکمتری به دست و پای شما خواهیم زد منظور از بند محکمتر عشق به راه است؛ وقتی بندهای منفی از ما زدوده شد بند محکمتر عشق میخورد بند محبت، بند الهی میخورد این بند خیلی محکم است دیگر ما نمیتوانیم بازش کنیم.
اگر بین اجرای دقیق قوانین و حفظ یک رهجو مجبور به انتخاب باشید کدام را ترجیح میدهید؟
صلاح عشق را در کنار اجرای صحیح قوانین تا جایی که در توان داشتم به کار بگیرم فرامین الهی به دست کسانی میرسد که تاب اجرای شایسته آنها را داشته باشند پیام آور، آرامش در مکانهایی هستند که به جهت انجام وظیفه حاضر میشوند، راهنما یک الگوی آموزش دیده و تزکیه شده است و بایستی بدون نقص عمل کند و ارزش و جایگاه خودش را محترم شمارد و سپاسگزار خداوند باشد، از قوانین و اصول و حرمت کنگره پیروی نماید عشق و عقل و ایمان را سرلوحه کار خود قرار بدهد تا به مرکز گردباد هدایت شود و خود را برای عروج آماده سازد در غیر این صورت در دایره دوم و یا سوم گردباد خُرد و خاکشیر خواهد گردید مانند زباله به بیرون پرتاب خواهد شد؛ پس آن کنیم که فرمان خداوند است در هر جایگاه خدمتی یکسری مسئولیت بر گردن ماست، این مسئولیتها ممکن است قدرت و غرور به ما بدهند ما باید با افزایش دانایی و ظرفیت خود خدمت را به درستی انجام دهیم و از قدرتهایی که جایگاه به ما میدهد سوء استفاده نکنیم در واقع من باید عدالت، معرفت و عمل سالم را در نظر بگیرم طبق قوانین و اصول پیش بروم در غیر این صورت سقوط میکنم.
گفتگو با راهنما همسفر فاطمه
همسفر فاطمه و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی شیره وارد کنگره شدند. مدت ۱۰ ماه و ۲۴ روز به روش درمان DST و داروی درمان OT با راهنمایی آقای رضا و خانم شکوفه سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۳ سال و ۱۱ ماه آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر فاطمه در کنگره دارت و رشته ورزشی مسافرشان تنیس روی میز است.
جایگاه راهنما ناخواسته با احترام و نفوذ همراه است.چگونه از لغزش در دام قدرت و محبوبیت جلوگیری میکنید؟
جایگاه راهنما ناخواسته با احترام و نفوذ همراه است، چگونه از لغزش در دام قدرت و محبوبیت جلوگیری میکنید؟ من همسفر این را باید بدانم که هیچ جایگاهی دائمی نیست، امروز راهنما هستم، فردا ممکن است نباشم؛ وقتی جایگاه را امانت بدانیم مالکیت، وابستگی به قدرت شکل نمیگیرد. راهنما باید بیش از رهجو روی خودش کار کند؛ چون هر چه جایگاه بالاتر، آزمون سختتر میشود. در ساختار کنگره۶۰، راهنما بودن جایگاه خدمت است نه موقعیت قدرت؛ اما چون راهنما بهطور طبیعی مورد احترام و محبت رهجوها قرار میگیرد؛ اگر مراقبت نکند ممکن است ناخواسته در دام قدرت، شهرت یا محبوبیت بیفتد. برای پیشگیری از این لغزش راهنما باید حرمتها و قوانین را رعایت کند و بر اساس عدالت، معرفت و عمل سالم خدمت کند، هر زمان راهنما احساس کند میتواند فراتر از قانون عمل کند، همانجا نقطه خطر است. هیچ راهنمایی مصون از خطا نیست و ارتباط درست راهنما با مرزبانان و ایجنت نمایندگی میتواند در عملکرد درست راهنما تأثیر بسیار زیادی داشته باشد و این ارتباط باید با حرفشنوی، احترام و عشق و محبت همراه باشد؛ اگر راهنما از نقد ناراحت شود یا مخالفت را بیاحترامی تلقی کند، باید به درون خود رجوع کند.
برای جلوگیری از سطحی شدن جهانبینی در نسل جدید چه راهکاری پیشنهاد میکنید
برای جلوگیری از سطحی شدن جهانبینی در نسل جدید چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟ اگر نسل جدید نتواند سؤال بپرسد، به ظاهر تأیید میکند؛ ولی در باطن سطحی میماند. راهنما باید فضایی ایجاد کند که حتی سؤالهای چالشی بدون ترس مطرح شوند. آموزش باید از کلمات عبور کند و به شخصیت تبدیل شود. جهانبینی زمانی عمیق است که در رفتار، انتخابها و واکنشهای ما دیده شود. در لژیون راهنما باید این موضوع را به رهجو انتقال دهد که وقتی یک سیدی را گوش میدهید هر جایی برایتان مبهم بود سؤال کنید، از تجربه و برداشت خودتان از سیدی صحبت کنید تا جهانبینی را به طور عمیقتری بفهمید و جهانبینی؛ باید از متن و سیدیها به رفتار منتقل شود؛ یعنی عمل است که دانستههای انسان را زیبنده میکند وگرنه بدون عمل هیچ تغییری در انسان رخ نمیدهد و انسانی که فقط میداند مانند یک کتاب است که پر از اطلاعات است و فقط میداند؛ پس دانستهها بدون عمل هیچ ارزشی ندارند.
آیا تاکنون به این نقطه رسیدهاید که احساس کنید دانستههایتان کافی است؟
چگونه با خطر سکون علمی و جهانبینی مقابله میکنید؟
راهِ رشد پایانی ندارد. دنیای علم مثل یک اقیانوس بیانتهاست و من هر چه بیشتر آموزش میبینم متوجه میشوم که چهقدر نمیدانم و نیاز دارم همیشه در حال آموزش گرفتن باشم، آدمی همیشه به آموزش نیاز دارد و دانستهها هر قدر هم زیاد باشند، در برابر وسعت هستی و پیچیدگی نفس انسان ناچیزند؛ اگر کسی احساس کفایت کامل کند، همانجا توقف آغاز میشود و این شروع منیت در آن شخص است؛ چون احساس میکند همه چیز را میداند و آموزشناپذیر میشود. لحظهای که فکر کنیم رسیدهایم، در واقع از حرکت ایستادهایم. ممکن است دانستههای من برای خدمت در این جایگاه کافی باشد؛ اما برای رشد شخصیام هرگز کافی نیست. راهنما بودن به معنای کامل بودن نیست؛ به معنای در مسیر بودن است. همیشه به خودم میگویم؛ رهجوها، شرایط زندگی، اشتباهاتم و حتی چالشها، معلم من هستند. به گفته استاد سردار ما به دو جهت به جهان هستی قدم گذاشتهایم؛ آموزش گرفتن و خدمت کردن. انشاءالله که بتوانم با آموزشهای درستی که از کنگره دریافت میکنم با استفاده از سلاح عشق، عقل و ایمان قدم بردارم.
اگر بین اجرای دقیق قوانین و حفظ یک رهجو مجبور به انتخاب باشید کدام را ترجیح میدهید؟
قطعاً اجرای دقیق قوانین. زمانی شال راهنمایی را از دستان پر مهر آقای مهندس دریافت کردم همانجا پیمانی را با خدای خود بستم که بر اساس اجرای حرمتها و قوانین حرکت کنم؛ پس هیچگاه نباید برای حفظ رهجو قوانین را زیر پا گذاشت در لژیون خودم رهجویی بود که بیش از یکماه حضور نداشت و طبق قوانین از لژیون حذف شد؛ گاهی باید محروم شوی تا محرم شوی و تاریکیهای زیادی را تجربه کنی تا قدر روشنایی را بدانی.
گفتگو با راهنمای ویلیام همسفر محدثه
همسفر محدثه و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. مدت ۱۵ ماه به روش درمان DST و داروی درمان OT با راهنمایی آقای محسن و خانم مهری سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۵ سال و ۲ ماه آزاد و رها هستند.
جایگاه راهنما ناخواسته با احترام و نفوذ همراه است.چگونه از لغزش در دام قدرت و محبوبیت جلوگیری میکنید؟
من به عنوان یک راهنما باید قبول کنم که روزی خود من هم یک تازه وارد بودم که با حال خراب وارد کنگره شدم، یک سفر اولی بودم، شدم سفر دوم و در آینده راهنما، باید رهجو را درک کنم همیشه یادم باشد شالی که برگردن دارم به من قدرت نمیدهد به من میگوید تو استاد و سرور رهجو نیستی بلکه نشان دهنده راهی.
برای جلوگیری از سطحی شدن جهانبینی در نسل جدید چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
به نظر من باید جهانبینی را آسان گرفت؛ چون نسل جدید راحت طلب هستند، جهانبینی را باید مفهومی و خودمونی توضیح داد نه علمی.
آیا تاکنون به این نقطه رسیدهاید که احساس کنید دانستههایتان کافی است؟چگونه با خطر سکون علمی و جهانبینی مقابله میکنید؟
بله شاید گاهی با خودم این فکرها را کرده باشم؛ اما من هرچه دانایی و سوادم بالاتر باشد و دانستههای بیشتری را آموزش ببینم میفهمم که چهقدر نمیدانم و همیشه به آموزش و یادگیری احتیاج دارم و سعی میکنم با سیدی گوش کردن با این مقابله افکار مقابله کنم.
اگر بین اجرای دقیق قوانین و حفظ یک رهجو مجبور به انتخاب باشید کدام را ترجیح میدهید؟
بنده در کنگره و از آقای مهندس یاد گرفتم که باید همیشه تابع قوانین باشم.

تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
235