English Version
This Site Is Available In English

کسی که سپاسگزار مخلوق باشد، قطعاً سپاسگزار خالق نیز هست

کسی که سپاسگزار مخلوق باشد، قطعاً سپاسگزار خالق نیز هست

امروز افتخار داریم از طرف گروه سایت پارک شهدای شهرداری در خدمت راهنمای محترم  (مسافر مرتضی ) باشیم و با ایشان به گفتگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت از ایشان بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادند بسیار سپاسگزاریم

《معرفی به رسم کنگره》
سلام دوستان مرتضی هستم مسافر
آنتی ایکس: شیره، تریاک 
روش درمان: D.S.T 
داروی درمان: OT 
مدت سفر: ۱۰ ماه و ۱۳ روز 
راهنما: آقای جلال امینی 
رهایی: ۷ سال و ۵ ماه 
راهنمای نیکوتین: آقای امید معتمدی 
رهایی نیکوتین: ۷ سال 
ورزش: تنیس، فوتبال، تیر و کمان 

《نظر در مورد دستور جلسه هفتگی (هفته راهنما)》
اول از همه این هفته را به استاد راهنمای کنگره۶۰ جناب آقای مهندس دژاکام و راهنمای خودم آقا جلال امینی و راهنمای نیکوتین آقای امید معتمدی تبریک عرض میکنم
در مورد هفته راهنما، چون خودم راهنما هستم، کمی سخت است صحبت کردن. اما هر راهنمایی خودش رهجوی یک راهنما محسوب می‌شود. می‌توانم بگویم به‌عینه می‌بینم که افرادی که سپاسگزار راهنمای خود هستند، بعد از چند سال رهایی، همچنان به جلسات می‌آیند و در جشن‌ها شرکت می‌کنند. این افراد سپاسگزاری را یاد گرفته‌اند و عمل می‌کنند و قدر رهایی خود را می‌دانند. دقیقاً همین افراد سپاسگزار هستند که رهایی مستدام و حال خوش دارند؛ و این قطعاً به خاطر سپاسگزار بودن است. 
کسی که سپاسگزار مخلوق باشد، قطعاً سپاسگزار خالق نیز هست. امیدوارم همه ما بتوانیم سپاسگزار کسانی باشیم که به هر نحوی برای ما کاری انجام داده‌اند. راهنمایی که من را از قعر تاریکی رها کرده، هیچ‌گاه چشم‌داشتی به پاکتی که من بدهم ندارد؛ اما این نشان‌دهنده ادب من است که از راهنمای خود قدردانی کنم. 
یک نوع سپاسگزاری هم در کنگره ۶۰ وجود دارد؛ اینکه افراد رهاشده بتوانند خدمتگزار باشند. به نظر من گرفتن شال راهنمایی برای یک رهجو، بهترین سپاسگزاری برای یک راهنماست. رهجویی که راهنما، ایجنت یا مرزبان می‌شود و یا هر جایگاه خدمتی را کسب می‌کند، بهترین هدیه‌ای است که می‌تواند به راهنمای خود تقدیم کند. 
امیدوارم من هم توانسته باشم رهجوی لایقی برای راهنمای خودم باشم و گوشه‌ای از زحمات ایشان را جبران کنم. 

《نظر در مورد تأثیر ورزش و پارک بر روند درمان》
به نظر من ورزش مکمل درمان است. ورزش لازمه درمان نیست، اما بسیار کمک می‌کند به روند درمان. 
برخی افراد هستند که چندین سال است رها شده‌اند و شاید اصلاً به شعبه نمی‌آیند یا خیلی کم حضور دارند، اما جمعه‌ها در پارک حضور دارند. این هم شکلی از وصل بودن به کنگره ۶۰ است. این وصل بودن از طریق پارک و ورزش می‌تواند کمک شایانی کند به درمان و مستدام بودن آن. ان‌شاءالله ما هم یکی از این افراد باشیم. 

《خاطره از حضور در کنگره ۶۰》
تمام لحظات در کنگره ۶۰ پر از خاطره است. 
خاطره‌ای که به ذهنم می‌رسد مربوط به پارک است. یادم می‌آید در سفر اول، که حدود  ۷ماه  سفر بودم، مسئولیت وسایل لژیون را برعهده داشتم و به نوعی دبیر پارک بودم. باید زودتر از بقیه می‌آمدم و چای را دم می‌کردم. 
یادم است یک روز که وسایل را می‌آوردم، مرزبان با تندی تذکری به من دادند. من هم در سفر اول بودم و تازه دارو کم کرده بودم و حالم خوب نبود. یک لحظه خواستم با مرزبان درگیر شوم. اما یاد صحبت‌های آقا جلال افتادم که می‌گفتند: «مرزبان و کسی که شال مرزبانی بر گردن دارد، احترام ویژه دارد. حتی اگر این شال به یک درخت خشکیده وصل شده باشد، باید به آن احترام گذاشت.» من آن روز این کار را انجام دادم. 
بعد که آقا جلال آمدند، جریان را تعریف کردم و گفتم: «به خاطر آموزش‌های شما درگیر نشدم و گذشتم، اما شما یک تذکری بدهید.» آقا جلال گفتند: «فکر نکن هر شخصی که شال بر گردن دارد از هر خطایی مبراست؛ همه در حال آموزش گرفتن هستیم.» 
من متوجه شدم که همه در حال آموزش گرفتن هستند؛ از تازه‌وارد تا دیدبان و حتی خود آقای مهندس دژاکام. همه و همه در حال آموزش گرفتن هستیم و ممکن است گاهی خطا داشته باشیم. 

《پیام به سفر اولی‌ها》
پیام من به سفر اولی‌ها این است که فرمانبردار راهنما باشند و نظم را سرلوحه زندگی کنند. نظم در رفت‌وآمد، داروخوردن، اندازه دارو، ساعت دارو و نظم در تمام مراحل زندگی می‌تواند باعث پیشرفت ما شود. 
بی‌نظمی بود که ما را به ورطه نابودی کشاند و به تاریکی فرو برد. تنها چیزی که می‌تواند یک سفر اولی را نجات دهد، نظم و انضباط است.


مصاحبه کننده و تایپیست : مسافر محمد


ارسال مطلب : مسافر امیرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .